فراخوانی شعر کهن در رمان پسامدرن "مردِ تشویشِ همیشه" از محمد ایوبی
صفحه 3-26
https://doi.org/10.30465/copl.2022.41357.3765
آسنا ابدالی؛ جهانگیر صفری؛ ابراهیم ظاهری
چکیده چکیده
فراخوانی اشعار کهن در رمانهای معاصر فارسی، با توجه به سبک داستان و مکتب مورد نظر نویسنده، کارکردی متفاوت دارد؛ چنانکه در رمانهای پسامدرن فارسی از اشعار کهن فارسی برای ایجاد عدم انسجام، زمانپریشی و دگرگونی در شخصیتهای تاریخی استفاده شده است. با توجه به این نکته، هدف از پژوهش حاضر، بررسی کارکرد و نقش بازتاب اشعار کهن در رمان "مرد تشویش همیشه" از محمد ایوبی با روش اسنادی است. نتایج پژوهش نشان میدهد ایوبی با استفاده از این شگرد در رمان، چندصدایی ایجاد کرده و با به کار بردن اشعار خاصی از شاهنامه، شخصیتی درمانده و ناامید از فردوسی به تصویر کشیده است. همچنین استشهاد شخصیتهایی چون بیژن به شعر منوچهری و فردوسی به شعر حافظ و سعدی، نوعی زمانپریشی در داستان به دنبال داشته و جنبۀ داستانی بودن رمان برجسته شده است. همچنین ایوبی با انتخاب اشعار حاشیهای دربارۀ زندگی فردوسی، مسائل کم اهمیتتر از زندگی او را در تاریخ ادبی مهم جلوه داده است.
پژوهشی در باب پیکرهبندی ساختاری شعر «وسوسه» منوچهر آتشی
صفحه 29-53
https://doi.org/10.30465/copl.2022.39309.3681
مسعود آلگونه جونقانی؛ زهرا فرج زاده
چکیده ساختار اصل سازماندهندهای به شمار میرود که عناصر بنیادینِ متن، در نهایت بر اساس آن تفسیر میشوند؛ بدین ترتیب، منتقدان ادبی همواره بدان توجه کردهاند. بر اساس چنین دیدگاهی، ساختار متن ادبی از متن غیرادبی متمایز شده است. با اینهمه، به نظر میرسد علیرغم پژوهشهایی که معطوف به ساختگرایی بوده و اهمیت ساختار کلی شعر در آفرینش اثر ادبی را روشن ساخته است، پژوهش نظاممندی که به تعامل دیالکتیک مولفهها و ساختار کلی اثر بپردازد، در دست نیست. از اینرو در جستار پیشرو کوشیده شده است، با رویکردی تحلیلیتوصیفی ضمن استخراج روابط متنوع موجود در بین مولفههای یک ساختار، مبانی نظری پیکرهبندی شعر را مطرح کرده و ساختار کلی اثر را از این چشمانداز بررسی کنیم. به همین سبب، با تکیه بر قواعدی مانند توازن تصویری، توازن نحوی، تقابلهای دوگانه و انسجام غیرساختاری به خوانش ساختگرایانه شعر «وسوسه» منوچهر آتشی میپردازیم و عواملی که منتهی به پیکرهبندی ویژهای در ساختار کلی آن شده است را روشن میکنیم. در این پژوهش روشن می شود که شاعر علیرغم آنکه میان همعصران خود مغفول واقع شده است، با ابداعات فراوانی که با شیوهی پیکرهبندی در زبان شعری خود به کار میگیرد، ساخت ویژه و محکمی را ایجاد میکند که بهموجب آن از بسیاری شاعران همعصر خود متمایز میشود.
تأملی در زیباییشناسی صحنه در ادبیات کودک، براساس نظریه ماریا نیکولایوا، مطالعه موردی (داستان «هستی» نوشته فرهاد حسن زاده)
صفحه 57-83
https://doi.org/10.30465/copl.2022.40504.3726
منصور پیرانی؛ احمدرضا توجهی فینی
چکیده زیباییشناسی صحنه از نظریات تقریبا جدید در ادبیات کودک و نوجوان و از نظریاتی محسوب میشود که ارتباط مستقیم با نقد ادبی گذشته خود از جمله نظریه کرونوتوپ باختین دارد. در این نظریه عناصر زیبایی شناسی صحنه نقل میشود که تاثیر مستقیمی در تولید معنا دارند. از این رو میتوان این نظریات را در ادامه و تکمیل نظریات پربار از جمله نظریات ژرار ژنت، پل ریکور، گریماس و دیگران دانست. در این پژوهش با توجه و تمرکز بر نظریه زیباییشناسی صحنه ماریا نیکولایوا و بیان مشخصات کلی این نظریه و خصوصیات ساختاری آن، نیز اشاره به الگوهای مکانی(=خانه) که در این نظریات به کار رفته-است ضمن بیان شاهد نمونههایی از این کتاب برخی از عناصر زیبایی شناسی صحنه در آن، به بررسی صحنه در مفهوم مکان در داستان هستی نوشته فرهاد حسنزاده پرداخته شدهاست. نتیجه حاصل از این بررسی این است که عنصر زیباییشناسی صحنه ارتباط مستقیم در تولید معنا دارد و در درک و دریافت مخاطب از جمله کودک و نوجوان بسیار مؤثر و در تقویت فهم او ضروری است. داستان هستی اثر حسنزاده نیز دارای عناصری از زیبایی شناسی صحنه است که به تولید معنا کمک میکند؛ الگوی خانه هم که در این داستان به کار رفتهاست منطبق بر الگوی اودیسهای و اودیپی است.
کلام محوری و تعویق معنا، عنصر غالب آثار ابوتراب خسروی
صفحه 87-111
https://doi.org/10.30465/copl.2022.40822.3741
علی چراغی؛ احمد رضایی جمکرانی
چکیده «وجه غالب»یا «عنصر غالب»، بهعنوان یکی از مفاهیم اصلی فرمالیسم، مولفة برجستة هراثر هنری است که دیگر اجزا و عناصر آن اثر را تحت تأثیر خود قرار داده و موجب تحول و دگرگونی آنها میشود. یکی از مهمترین عناصرغالب پسامدرن شناخت هویت متنی است که به دلیل تعویق و عدم تثبیت معنا، متکثر شده است.متن و نویسنده، بهعنوان سوژههای اصلی همواره سعی دارند تا باتوجه به متنبودگی قرائت متفاوتی را ارائه داده و هویت منحصربفرد متن را شناسایی کنند. ازاینرو میتوان گفت که هویت مکتوب، از مشخصههای ادبیات داستانی پسامدرن است.ابوتراب خسروی یکی از نویسندگانی است که میتوان تعویق و عدم تثبیت معنا و در نتیجه «هویت مکتوب»را بهعنوان «عنصر غالب»آثار وی محسوب کرد. به-نظر میرسدفراداستان، سوژهشدگی متن، دیالکتیک نویسنده با شخصیت، بازآفرینیهای متعدد یک رویداد و اعراض از کلاممحوری از مختصات آثار اوست.حاصل پژوهش نشان میدهد در آثار وی روایت و راوی هردو تحت تأثیر اهمیت متن و سوژه بودن آن هستندکه بیثباتی دال و مدلول و درنتیجه عدم قطعیت معنا را در پی دارد.
کارکردشناسی ایدئولوژی در رمان ده نفر قزلباش
صفحه 115-136
https://doi.org/10.30465/copl.2022.39678.3697
سمیه شرونی؛ محمد پارسانسب؛ منوچهر جوکار؛ زهرا نصیری شیراز
چکیده چکیده
با مطالعه در آثار ادبی میتوان گفتمان فرهنگی و ایدئولوژیکی جامعه را شناسایی و فرهنگ حاکم بر نسلهای گوناگون و ژانرهای مختلف ادبی را واکاوی کرد. در پژوهش حاضر نگارندگان به شیوههای بیان ایدئولوژی در رمان تاریخی ده نفر قزلباش بر اساس دیدگاه ژان بشلر پرداختهاند. بر اساس این دیدگاه ایدئولوژی کارکردهای پنجگانهای همچون «صف آرایی و جهتگیری، توجیه، پردهپوشی، موضعگیری، دریافت و ادراک» دارد؛ از این رو، ما نیز براساس این ملاکها، به مطالعه در نحوۀ حضور ایدئولوژی در این رمان میپردازیم و برخی از مصادیق این کارکردها را، به ترتیب اهمیّت و بسامد حضور، واکاوی و تبیین میکنیم. از آنجا که حسین مسرور در ده نفر قزلباش تسلط ایدئولوژیهای حاکم را با شرح رویدادهای تاریخی عصر صفوی پیوند زده و تصویر کرده است، مطالعه و کشف ایدئولوژی پنهان در متن میتواند تصویری از گفتمان فرهنگی و ایدئولوژیکی جامعه عصر نویسنده را آشکار سازد. نتایج حاصل از پژوهش بیانگر آن است که رمان تاریخی ده نفر قزلباش با رویکرد ایدئولوژیکی ملی- مذهبی نگارش یافته است و مذهب و حکومت دو بنمایۀ ایدئولوژیکی مهم این اثر محسوب میشود.
مقایسۀ"سؤال و جواب" در غزل سنتی و معاصر
صفحه 139-171
https://doi.org/10.30465/copl.2022.41020.3747
فاطمه سادات طاهری؛ مرضیه همتی
چکیده سؤال و جواب بهعنوان یکی از رایجترین انواع مناظره، گفتگوی بین دو نفر را با ابیاتی که با فعل «گفت» و مشتقات آن آغاز میشود، تبیین میکند. اینگونه مناظرهها با خودستایی، تفاخر، سرزنش رقیب و مجابکردن حریف همراه است و معمولاً به پیروزی یکی از طرفین مناظره منجر میشود. شاعران معاصر نیز در اشعار عاشقانه و اجتماعی خود به فراوانی از شیوۀ سؤال و جواب استفاده کردهاند و بیش از تفاخر و رقابت به مکالمه و تعامل و ایجاد فضایی چندصدا و گفتگومند پرداختهاند. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی با پاسخ به این پرسشها که سؤال و جواب در غزلهای سنّتی و معاصر چه تفاوتهایی با هم دارند و عوامل ایجادکنندۀ این تفاوتها چیست؟، استدلال میکند شعر معاصر به دلیل دگرگونیهای حاصل از شرایط سیاسی و اجتماعی و درنتیجۀ تغییر جهانبینی و خطّ مشی شاعران، به سمت گفتگو حرکت میکند و هدف سؤال و جواب در غزل معاصر، روشنکردن موضوع و رسیدن به نقطۀ اشتراک است نه تخریب و پیروزی بر طرف مقابل و معمولاً بدون قضاوت پایان مییابد و نتیجهگیری بر عهدۀ خواننده گذاشته میشود.
از ونوس و آدونیس شکسپیر تا «زهره و منوچهر» ایرج میرزا؛ پژوهشی در ادبیات تطبیقی
صفحه 175-202
https://doi.org/10.30465/copl.2022.40708.3737
امید طبیب زاده
چکیده میدانیم که ایرج میرزا مثنوی نیمهتمام «زُهره و منوچهر» خود را با اقتباس از منظومۀ ونوس و آدونیس اثر ویلیام شکسپیر (1593) سروده است، اما در این مورد که آیا او در سرودن این مثنوی از ترجمۀ ناقص و منثور دکتر لطفعلی صورتگر با عنوان «عشق ونوس» (1304)، یا از مأخذ یا مآخذی دیگر نیز استفاده کرده است یا نه، اتفاق نظر چندانی وجود ندارد. در اینجا نشان میدهیم که دستکم بر اساس آنچه از ترجمۀ چاپشدۀ دکتر صورتگر در سه شمارۀ مجلۀ سپیدهدم به دست ما رسیده، و نیز براساس متنِ کامل منظومۀ ونوس و آدونیس، ایرج میرزا نگاهی به ترجمۀ صورتگر انداخته، اما علاوه بر آن از مأخذ یا مآخذ دیگر و حتی احتمالاً از تفسیرهای این منظومه نیز بهره برده است. با توجه به اینکه ایرج میرزا زبان فرانسه میدانسته و اشعاری از آن زبان به فارسی ترجمه کرده است، میتوان این احتمال را قابل قبول دانست که او در ترجمه خود از متن ترجمهشدۀ فرانسوی ونوس و آدونیس همراه با تفسیرهای آن استفاده کرده است. بنابراین شاید ایرج میرزا در ماههای آغازین سال 1304 از طریق ترجمههای صورتگر با منظومۀ ونوس و آدونیس آشنا شده و سپس خود متن فرانسۀ آن منظومه را تهیه کرده و با اقتباس از آن کار سرایش «زهره و منوچهر» آغاز کرده، اما متأسفانه دست اجل در اسفند 1304 به وی امان نداده است تا کار اقتباس خود را به پایان برساند.
تحلیل مفهوم «بیگانگی» در داستان های غلامحسین ساعدی با تکیه بر ماتریالیسم تاریخی دیالکتیکی مارکس
صفحه 205-231
https://doi.org/10.30465/copl.2022.38735.3651
کامبیز طیبی؛ علی حیدری؛ محمد خسروی شکیب
چکیده چکیده
نظریۀ بیگانگی، بین ذات و وجود انسان یگانگی مطلقی را تصور میکند و چنانکه میانجی بین این دو قرار گیرد و سبب تضاد بین این دو و بروز غیر عادی سرشت انسان شود, بیگانگی رخ داده است. ماتریالیسم تاریخی مارکس که علتالعلل همۀ پدیدههای اجتماعی را در مناسبتهای مادی و شرایط اجتماعی جستوجو میکند، علت این بیگانگی را تضاد بین نیروها و روابط تولیدی میداند. در این وضعیت، شیءوارهگی بر روابط انسانی مسلط میشود و مانع عینیتبخشی و بسط ذهنی شخصیتها میگردد. در این پژوهش با استفاده از روش تحلیلی- توصیفی و با استناد به شاهدمثالهایی از داستانهای ساعدی و تحلیل آنها بر مبنای ماتریالیسم تاریخی و دیالکتیکی مارکس و تضاد نیروهای تولید با مناسبات مادی و روابط اجتماعی، به چرایی و چگونگی دلایل مادی مفهوم «بیگانگی» پرداخته شده است. پیشفرض مقاله این است که ساعدی در داستان-هایش بیگانگی و دگردیسی شخصیتها را محصول تضاد با عواملی چون تقسیمکار، ابزار تولید انحصاری، کار بیگانه شده، بروکراسی، سرمایه، عدم فراغت، کالایی شدن و همچنین شرایط اجتماعی موجود میداند که شخصیتها در آن زندگی میکنند و مالک آن هستند.
واژههای کلیدی: ماتریالیسم، دیالکتیک، بیگانگی، ساعدی.
«چگال » مانیفست تحلیلی شعر کوتاه آزاد ایران
صفحه 235-270
https://doi.org/10.30465/copl.2022.40820.3740
صدیقه علیپور
چکیده جریان های مهم ادبی، در طول تاریخ به واسطۀ نام هایشان هویت یافته اند. دوران معاصر به دلیل رخدادهایی چون: ارتباطات در سطح جهانی، ترجمه، مطالعۀ تاریخی ادبیات و آگاهی از برخی دانش های ادبی تازه، با جریان های جدیدی مواجه شده است. یکی از این جریان ها، شعر کوتاه آزاد است که به جرأت می توان پدیدار آن را در ایران تحت تأثیر عوامل بالا، بهعلاوۀ دنیای اختصار مدرن و ذایقۀ مخاطبان دانست. شتاب انتشار این جریان در بین شاعران معاصر باعث طرح نامگذاریهای پراکنده شد. برخی شاعران گمنام یا کم شهرت نیز توانسته اند در مسیر تکوین این جریان، گامهای خوبی بردارند تا جایی که در یک نگاه کلی می توان ادعا کرد که این جریان می تواند در سطح جهانی خودش را تعریف کند. اما مهمترین آسیب برای طرح جهانی این جریان، همان تشتت آراء، عدم تعریف ثابت و مانیفست ادبی است . این مقاله می کوشد، ضمن نقد وتحلیل نامهای مطرح شده، نام جدیدی که همۀ زیر مجموعه های این جریان را دربر بگیرد، پیشنهاد کند و در نهایت با توجه به اشعار برجسته، فارغ از نام و شهرت شاعران، طرح کلی ساختار این نوع ادبی را ارائه کند.
تحلیل منظرۀ غروب در شعر پسینگاهی 2 از علی باباچاهی با توجه به نظریۀ ساختار اُفق میشل کولو
صفحه 273-294
https://doi.org/10.30465/copl.2022.41127.3754
مهران عالی وند؛ کاظم دزفولیان؛ قدرت الله طاهری
چکیده یکی از شاخههای مهم نقد جغرافیایی، نظریۀ ساختار اُفق میشل کولو است. اُفق؛ بیانگر مرزهای منظره و منعکسکنندۀ حالات درونی و منظرههای انتزاعی فرد است و در شناخت آن باید به «وجه پنهان» پدیدهها توجه کرد. منظره در دیدگاه کولو ترکیبی از واقعیّت و تخیّل است و به همین دلیل هر شخص و هر نویسندهای منظرۀ خاص خود را از فضای پیرامونش دارد شعر پسینگاهی 2 از باباچاهی؛ فضایی جغرافیایی است که در آن چند مضمون و شبکه معنایی در ارتباط باهم منظرۀ غروب را ایجاد کردهاند. هدف از این پژوهش توصیف منظرۀ غروب و کشف افقهای درونی و بیرونی این شعربا توجه به حالات شاعر است. روش انجام پژوهش توصیفی است. در بخش تحلیلی پژوهش؛ با بسط افقهای شعر، ارتباط میان تاریکی، مرگ، ناقوس، پرنده، تقدّس فضا و غروب را نشان داده میشود و هرکدام از وجوه پنهان و پیدای منظرۀ غروب، در ارتباط باهم تحکیم و تفهیم میشود.
رفع ابهام از یک عبارت در نامههای ملک الشعراء بهار
صفحه 297-323
https://doi.org/10.30465/copl.2022.39690.3698
سعید کریمی قرهبابا
چکیده ملک الشعرا بهار در یکی از نامههای اخوانی خود به مجتبی مینوی معتقد است که در نخستین کنگره نویسندگان ایران شعر او و رفقای دیگرِ سنتپردازش در هیاهوی اسلوبِ جدید و بیوزن و قافیه حزب توده و شعر امثال نیما و رواهیچ و نیز مهملات تبریزیان جوان نادیده گرفته شده است. این مقاله در صدد است تا منظور بهار را از عبارت «مهملات تبریزیان جوان» آشکار سازد. این کنگره در سال 1325 برگزار شده بود و در آن سال فرقه دموکرات در آذربایجان استقرار داشت. حزب توده به عنوان متولیِ برگزاری کنگره سه نفر را از حزب دموکرات آذربایجان به این گردهمایی دعوت کرده بود: سیدتقی میلانی، اسماعیل شمس و بالاش آذراوغلو. میلانی در این کنگره اشعاری به زبان فارسی خواند. اسماعیل شمس در مورد ادبیات آذربایجان سخنرانی کرد و آذراوغلو اشعاری را به زبان ترکی قرائت نمود که ظاهراً مورد تشویق گرم حضار قرار گرفت. بهار استقبال از اشعار آذراوغلو را در کنار شعرخوانی امثال نیما و رواهیچ بر بیاعتنایی از سوی متجددین و به حاشیه رفتن جریان سنتگرایی ادبی حمل میکند و از این قضیه در نامهاش به مینوی سخت گلایهمند است. او با آوردن صفت مهملات برای اشعارِ شاعرانِ جوانِ تبریز نارضایتی و مخالفت خود را از مواضع سیاسی و فرهنگی فرقه دموکرات ابراز داشته و عملکرد آنان را همسو با نیت برگزار کنندگان کنگره در تخریب ادبیات ملی ایران ارزیابی کرده است. در این پژوهش تلاش شده تا با روش کتابخانهای و گردآوری دادهها به برخی مسائل پشت پرده در برگزاری نخستین کنگره نویسندگان اشاره گردد. این مسائل تاکنون در جایی بازگو نشده است.
نقد داستان «یوسفآباد؛ خیابان سیوسوم» اثر سینا دادخواه بر مبنای مؤلفههای رمان شهری
صفحه 327-352
https://doi.org/10.30465/copl.2022.40549.3729
ایوب مرادی
چکیده رمان شهری یکی از انواع ادبیات داستانی است که نویسنده طی آن تلاش میکند تا از ظرفیت محیطهای شهری برای شکلدهی به روایت سود جوید. در این نوع از رمان شهر بهمثابه کلیتی است که سایر عناصر همچون شخصیتها، کنشها، طرح و کشکمشها را در برمیگیرد و مکان شهری از حالت خنثای محل رویدادن حوادث به درمیآید و به عنصری معناساز مبدّل میشود. نظریههای مختلفی به بررسی نسبت شهر و روایت پرداختهاند که عمدهترین آنها دیدگاهی است که فضای شهریِ بازتابیافته در داستانها را بهمثابه جلوة فیزیکی فرایند مدرنیزاسیون میداند و از این رهگذر به نقد مدرنیته و مظاهر آن میپردازد. وجود تلقیهای مختلف از این نوع ادبی باعث گردید تا در این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی، متن داستان «یوسفآباد؛ خیابان سیوسوم» اثر سینا دادخواه بهعنوان یکی از نمونههای متمایز روایتهای شهری مورد بررسی قرار گیرد تا پس از استخراج و دستهبندی شگردهای بهکاررفته در این اثر، به مؤلفههای تمایزبخش این نوع رمان از سایر رمانها دست یابیم. در این مسیر از دیدگاههای کوین لینچ نظریهپرداز حوزة برنامهریزی شهری در تقسیمبندی عناصر شهری نیز استفاده شده است. نتایج نشان میدهد استفاده از خاطرة مکانی شخصیتها، اشاره به جزئیات مکانهای شهری در فرایند روایتگری، ایجاد همنوایی میان احساسات شخصیتها با مکانها، بازی معناسازانه با نام مکانهای شهری و کاستن از بُعد عینی و افزودن بر بُعد انتزاعی مکانها ازطریق بارش ابر احساسی شخصیتها بر آنها، ازعمدهترین شگردهای خلق روایت شهری در اثر یادشده محسوب میشود. شگردهایی که میتوانند بهعنوان الگویی برای سایر نویسندگان در مسیر خلق رمانهای شهری به شمار آیند.
