بازتاب اندیشۀ جان گرایی در رمان باد نوبان
صفحه 1-20
https://doi.org/10.30465/copl.2023.42954.3862
سارا چالاک
چکیده پژوهش حاضر در پی آن است که دیدگاههای اسطورهای دربارۀ مقولۀ روان و پدیدۀ جانگرایی را در رمان «باد نوبان» واکاوی کند. این رمان دربردارندۀ بسیاری از باورهای عامیانۀ رایج در مناطق جنوبی ایران است؛ از جمله برگزاری مراسم زار که به مناسبت مهارِ تأثیر مخرّب ارواح در زندگی افراد اجرا میشود. در اعتقادات عامیانه، روح به عنوان موجودی فعال در زندگی انسان قادر است سودبخش یا آسیب رسان باشد. بدین منظور همواره ترفندهایی از جانب آدمیان برای دوری جستن از این آسیبهای احتمالی در نظر گرفته میشده است. این رمان بر پایۀ همین باورها نگاشته شده است. در این مقاله، به روش تحلیل کیفی محتوا، با بررسی بینش اسطورهای، ارتباط ارواح با حیات زندگان در رمان مورد نظر تبیین شده است. یکی از این اعتقادات یکی انگاشتن روح و باد است که پیشینۀ بسی کهن دارد. این باور در زبان و اعتقادات مردمی نیز انعکاس یافته است. همچنین ارتباط بین روح و آینه و دلیل پرمخاطره بودن انعکاس تصویر شخص در هر شیء نمایانده شده است. ارواحِ طبیعت همچون روح دریا به عنوان یکی از بنیادهای جانگرایی در اعتقادات عامیانه در این رمان نقشی بارز دارد؛ نیز شیوۀ برقراری ارتباط پیران و اشخاص صاحب صلاحیت با ارواح که ریشه در شمنیسم دارد عنصر مهم دیگری در روایت این داستان است که بدان پرداخته شده است.
صورتبندی کهنالگوی یتیم درآثار ادبی رئالیستی دههء40 و50 شمسی ایران (مطالعهء موردی: سنگ صبور، عزاداران بیل، همسایهها، آبشوران و جای خالی سلوچ)
صفحه 21-43
https://doi.org/10.30465/copl.2023.42708.3847
ابراهیم خدایار؛ سعیده مزدارانی
چکیده سبک ادبی رئالیسم با زبانی ساده، بدون هیچ قضاوتی، افراد را با تضادها، باورها و واقعیتهای جامعه آشنا میکند. از این رو محتوای این آثار میتواند اطلاعات کاربردی و مفیدی در جهت رشد روان افراد و جوامع ارائه دهد. نظریهء کهنالگویی کارل گوستاو یونگ، روانشناس سوییسی، نیز ما را با ناخودآگاه جمعی آشنا میکند. محتویات ناخودآگاه جمعی، کهنالگوهای ثابت و تکرار شوندهای هستند که بر اثر کنشهای بیرونی فعال میشوند و از سطح ناخودآگاه به سطح خودآگاه روان میآیند. به اعتقاد یونگ، ادبیات یکی از منابعی است که کهنالگوها میتوانند بوسیلهء آن ماهیت خود را نمایان سازند. بر اساس این نظریه، کارول اس. پیرسون، پژوهشگرآمریکایی، به معرفی دوازده کهنالگو میپردازد. یتیم، یکی از این کهنالگوها است. این کهنالگو بر اثر مواجهء افراد با ظلم، تبعیض و سرخوردگی در بخش ناخودآگاه جمعی روان فعال میشود و در نهایت واقعگرایی را برای آنها به ارمغان میآورد. در این پژوهش، پنج اثر رئالیستی دههء 40 و50 شمسی ایران (سنگ صبور، عزاداران بیل، همسایهها، آبشوران و جای خالی سلوچ) به شیوهء توصیفی_تحلیلی از منظر کهنالگوی یتیم بررسی شده است. بر اساس نتیجهء بهدست-آمده، ادبیات رئالیستی که بیانگر ظلم و بیعدالتی در جوامع است، بستر مناسبی برای نمایش کهنالگوی یتیم است؛ کهنالگویی که با طردشدن و ظلم فعال میشود و بر واقعگرایی تأکید دارد.
تحلیل بینامتنی مضامین و روایات اساطیری- حماسی در شعر پیشگامان رئالیسم سوسیالیستی افغانستان (با تکیه بر نظریۀ بینامتنیت ژرار ژنت)
صفحه 45-69
https://doi.org/10.30465/copl.2023.43244.3875
محمد دانشگر؛ سید علی قاسم زاده؛ رضا چهرقانی
چکیده شعر رئالیسم سوسیالیستی افغانستان، از نظر کمیت تولید هنری و توجه به مسائل ایدئولوژیک، نوگرایی و تعهد اجتماعی- سوسیالیستی، از پربارترین جریان های شعر فارسی معاصر افغانستان است که شاعران این جریان از گونه های مختلف عناصر تصویرساز، مفاهیم سوسیالیستی و نمادهای فرهنگی شده، با تفاوت بسامد، سود برده اند. نمادهای اساطیری- حماسی، بخشی از مضامین و تصویرهای شعر این جریان است که شاعران برگزیدۀ رئالیسم سوسیالیستی افغانستان این نمادهای روایت دار را در تصویرپردازی و مضمون آفرینی به کار بسته اند. براین اساس، پژوهش حاضر به روش توصیفی- تحلیلی، مبتنی بر آرای بینامتنی ژرار ژنت، روند بازآفرینی روایات و مضامین اساطیری- حماسی را در شعر رئالیسم سوسیالیستی افغانستان با تکیه بر اشعار «سلیمان لایق، بارق شفیعی، دستگیر پنجشیری، اسدالله حبیب و عظیم شهبال» بررسی و تحلیل می کند. یافته های این جستار نشان می دهد که شاعران شعر سوسیالیستی افغانستان، مضامین و روایات اساطیری- حماسی را اغلب به دلایل سیاسی و ایدئولوژیک، به صورت تلمیحی، اشاری، کنایی و تشبیهی بینامتنیت ضمنی و ارجاعِ بینامتنیت صریح بازنویسی کرده و از ظرفیت محتوایی و زیبایی شناختی اساطیر در بازتاب اندیشه های سیاسی- اجتماعی خود بهره برده اند.
وجه نمادین رنگ ها در جریان شعر سوسیالیستی افغانستان
صفحه 77-110
https://doi.org/10.30465/copl.2023.43823.3905
شفیع الله سالک؛ مهسا رون؛ سید علی قاسم زاده
چکیده نمادها در تصویرآفرینی و انتقال مفاهیم شعری نقشی ویژه دارند. رنگها نیز در شعر گاه برای بیان احساسات و عواطفی همچون خشم، ترس، عشق و... وجهی نمادین مییابند. شاعران، در معناآفرینی گاه رنگها را در معنای واقعی و برای بیان زیباییهای حسی بهکار میگیرند و گاه، نظر به وجه نمادین آنها، مفاهیم انتزاعی را ترسیم میکنند. در جریان شعر سوسیالیستی افغانستان نیز شاعران، با نگاهی عمیق به پدیدههای هستی و آگاهی از مفاهیم متنوع و نمادین رنگها، در بیان آرمانها و خواستههای خویش از رنگهای مختلف بهره بردهاند. در پژوهش حاضر، تلاش شده تا به روش توصیفی ـ تحلیلی جایگاه نمادین رنگ در جریان شعر سوسیالیستی افغانستان واکاوی شود. نتایج نشان میدهد کاربرد نمادین رنگها در این جریان شعری برجسته است؛ چنانکه رنگ سرخ نماد بارز آزادی و اندیشه کمونیستی و سیاه نماد خفقان و استبداد حاکم بر جامعه است و شاعران این جریان راه برونرفت از نماد سیاه را در رنگ سرخ جستهاند. رنگ سفید نیز در این جریان شعری نماد بارز صلح و پیروزی است. رنگهای دیگر همچون سبز، آبی و زرد نیز که در زمرة رنگهای اصلی بیشترین بسامد را دارند در کنار سایر رنگها، از عناصر مهم نمادآفرینی در جریان شعر سوسیالیستی بهشمار میروند.
تأثیر برونمتن بر تصاویر شعر «قصیده برای انسان ماه بهمن» از احمد شاملو بر اساس نظریۀ تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف
صفحه 113-145
https://doi.org/10.30465/copl.2022.40941.3745
مراد علی سعادت شعاع؛ سید جواد مرتضایی
چکیده چکیده:
نورمن فرکلاف گفتمان را در 3 سطح «توصیف، تفسیر و تبیین» مطالعه میکند. در این مقاله تأثیر برونمتن بر تصاویر شعر «قصیده برای انسان ماه بهمن» از احمد شاملو بر اساس نظریّۀ فرکلاف بررسی شده است.
شکلیابی تصاویر بر محوریّت تشبیه و سپس پارادوکس، استعاره، اغراق، تلمیح و کنایه استوار است. تصاویر شعر با زمینۀ تجربی تناسب دارند و تصویر مرکزی شعر یعنی انسان مبارز را تقویت میکنند. بافت موقعیتی تصاویر شامل برخی حوادث سیاسی – اجتماعی نزدیک یا همزمان با سرایش شعر است. تلمیحها کارکرد بینامتنی دارند و نظریّۀ شاعر را اثبات و تقویت میکنند. در فرایند جابجایی ایدئولوژیک، شاملو از گفتمان رسمی و مسلّط مشروعیتزدایی میکند و در مقام یک روشنفکر، که از عاملیّت گفتمانی برخوردار است، ایدئولوژی جایگزین خود را در قالب تفکّر چپ و در مخالفت با حکومت ارائه میکند. در این شعر، پرکتیس گفتمانی از همزیستی و هماهنگی تصاویر منفرد (رخداد گفتمانی) با یکدیگر و با بافت موقعیتی شعر حاصل شده و با پرکتیس اجتماعی شعر (اوضاع سیاسی-اجتماعی) در ارتباط است.
روایتشناسی سفرنامه نیمدانگ پیونگیانگ بر اساس نظریهی ژپ لینتولت
صفحه 149-172
https://doi.org/10.30465/copl.2022.41120.3752
فاطمه شکردست
چکیده سفرنامه را میتوان بهعنوان یکی از انواع روایت، مورد بررسی و تحلیل قرار داد. سفرنامهی نیمدانگ پیونگیانگ نوشتهی رضا امیرخانی حاصل دو سفر او به کرهی شمالی است. در این سفرنامه برخلاف سفرنامههای معهود، بازدیدهای میدانی و توصیف مکان و تجربههای مردمشناسانه و غیره، رخ نداده است، نویسنده بهناچار و به اقتضای شرایط غیرقابل پیشبینی در کرهی شمالی، هدفش را از جهانگردی به مسألهگردی تغییر میدهد و هدف بازدیدهای محدودش را از دیدارهای جغرافیایی به کشف و فهم انسان کرهی شمالی با رعایت قالب سفرنامه نویسی معطوف میکند.
پاسخ به این پرسش که چگونه سفرنامهای بدون بازدیدهای میدانی و روش مرسوم در سفرنامهنویسی میتواند شکلگیرد، را باید در شیوه روایتپردازی این سفرنامه جستوجو کرد. دریچههای گوناگونی از منظر نظریههای مختلف میتوان بر شیوه روایتپردازی این اثر گشود که پس از بررسی ویژگیهای این سفرنامه و نقش کنشگری نویسنده، تطبیق و تحلیل این اثر براساس نظریهی ژپ لینت ولت (که بر «نقطهی دید» و «تقابل کارکردی راوی و کنشگر» تمرکز دارد) مناسب شناخته شد. نتیجه آنکه روایت در این سفرنامه، همسان است و راوی به عنوان کنشگر یا شخصیت اصلی یا قهرمان اصلی، مرکز جهت گیری روایت است؛ پایه های ادراکی-روانی، زمانی، مکانی و کلامی، همه نشاندهندهی آن است که اگرچه نویسنده به گونهی رواییِ متنگرا نیز توجه دارد ولی شیوهی غالب، گونهی روایی کنشگر است.
بازنمایی ترومای ناشی از جنگ و پیامدهای آن در رمان دیوار
صفحه 175-199
https://doi.org/10.30465/copl.2023.43454.3888
شیرزاد طایفی؛ آذر صوابی اصفهانی
چکیده با آغاز جنگ هشت ساله میان ایران و عراق، جنگ و پیامدهای آن با نمودهای مختلفی در رسانههای ایران و جهان و همچنین آثار بسیاری از نویسندگان بازتاب یافت؛ اما برخی از این آثار، بهخصوص آن دسته که از سالهای جنگ فاصله گرفتهاند، همانند یک رسانۀ قوی عملکرده و تعابیر متفاوت و مؤثرتری از این واقعیت اجتماعی ارائهدادهاند؛ چرا که اگر زبان و روایت را یکی از قویترین ابزار ارتباطی قلمدادکنیم، ادبیات جنگ میتواند یکی از مهمترین ابزار برای بازنمایی تأثیر فجایع سرکوبشدۀ جنگ در اذهان جمعی باشد. رمان دیوار نوشته علیرضا غلامی را شاید بتوان در این دسته از آثار جایداد. دیوار یک داستان جنگ تمامعیار است؛ روایتی حاکی از نگاهی رئالیستی، غیرمتعارف و متفاوت به مسألۀ جنگ ایران و عراق که با آنچه در زمینۀ جنگ در جامعه جاری است، متفاوت و در تقابل است. در این جستار، دیوار با روش تحلیل کیفی- کمی و با توجه به آرای ترومای فردی فروید و ترومای جمعی جفری الکساندر بررسیشدهاست. مؤلفههای خشونت، ویرانی، فریاد، مرگ و دیسیپلین به ترتیب بیشترین نقش را در بروز تروما در شخصیتهای دیوار داشتهاند. تروما بنیان روابط این انسانها را دگرگون کرده و هویتی برای آنها باقی نگذاشتهاست؛ تا آنجا که هویت از دست رفتۀ مردم در راویای بینام و شهری بینام انعکاس یافتهاست. پیامدهای عینی تروما در این داستان، در قالب شوک، اضطراب، سردی و بیعاطفگی، کرختی و انزوا، اختلال در رفتار کودکان، پرخاش، مرور خاطرات تلخ و نابودی ارتباطات انسانی نمود یافته است.
تحلیل انتقادی گفتمان آثار طنزآمیز «آسمون ریسمون» از ایرج پزشکزاد و «یادداشتهای بدون تاریخ» از جواد مجابی بر پایهی الگوی ون لیوون
صفحه 203-226
https://doi.org/10.30465/copl.2023.41639.3784
مهبود فاضلی؛ مهرناز عسگری
چکیده مسئلهی این پژوهش این است که جریانهای سیاسی، اجتماعی و ایدئولوژیکی و مناسبات قدرت، چه تأثیری بر گفتمان آثار طنزپردازان برگزیده و میزان صراحت و پوشیدگی کلام آنان داشته است. این آثار طنزآمیز در برههی زمانی 1357-1332ه.ش. به نگارش درآمدهاند. هدف این پژوهش نیز، بررسی تأثیر وقوع رویدادها و جریانهای گوناگون این دورهی زمانی چون کودتا، رواج گفتمان مدرنیسم مطلقه پهلوی و گسترش محدودیتهای سیاسی بر گفتمان طنز و میزان صراحت و پوشیدگی کلام طنزپردازان مذکور است. در این مقاله با کاربرد مؤلفههای الگوی ون لیوون چون طبقهبندی، تشخصزدایی، نامدهی و...، شیوههای بازنمایی کنشگران در آثار طنزآمیز بررسی و ارتباط آنها با قدرتها و ایدئولوژیهای حاکم تبیین و تحلیل شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان میدهد که مؤلفهی پوشیدهگوییِ طبقهبندی در تمام آثار بیشترین بسامد را دارد؛ چنانکه طنزپردازان، بیشتر کنشگران را بر اساس شغل، منصب اجتماعی، جنسیت و... بازنمایی میکنند. آنان با کاربرد مؤلفهی حذف از انتقاد نسبت به نهاد سلطنت و روحانیت اجتناب مینمایند. این امر را میتوان با عواملی چون رواج گفتمان مدرنیسم مطلقهی پهلوی و مقاومت شیعی، عدم توسعهی سیاسی، بیم از خطر تکفیر روحانیون و احتیاطاندیشی این طنزپردازان توجیه کرد. صراحتگویی و کاربرد مؤلفهی نامدهی نیز غالباً در حوزهی طنز فرهنگی، ادبی و اجتماعی بازتاب مییابد.
آرمانشهر رئالیستی در رمان مدار صفر درجه
صفحه 229-252
https://doi.org/10.30465/copl.2022.43371.3885
الیاس قادری؛ محمد آهی
چکیده آرمانشهر رئالیستی آرمانشهری است که شناخت در آن مبنای تجربی دارد. در این آرمانشهر بر خلاف دو نوع دیگر آن یعنی آرمانشهر الهی و فلسفی، بشر با تکیه بر علم تجربی و مشاهدة عینی، خواهان آرمانشهر واقعگرایانه است تا آرمانخواهانه. این نوع اندیشة واقعگرایانه حاصل شکست بشر از دستیابی به دو نوع آرمانشهر الهی و فلسفی است که در دهههای اخیر و در ادبیات معاصر به وفور دیده میشود. احمد محمود یکی از نویسندگانی است که در سراسر آثارش به ویژه در مدار صفر درجه به دنبال راهی برای دستیابی به چنین آرمانشهری است. در این پژوهش سعی وافر شده است تا با روش توصیفی- تحلیلی، این نوع آرمانشهر و ویژگیهای آن در رمان مدار صفر درجه تحلیل و بررسی شود تا مشخص گردد که مهمترین ویژگیهای آرمانشهر رئالیستی محمود چیست. در نهایت چنین نتیجه داد که ویژگیهای آرمانشهر رئالیستی محمود شامل حوزههای گوناگونی است که میتوان آنها را ذیل پنچ عنوان کلی تقسیمبندی و تشریح کرد: 1. اجتماعی 2. اقتصادی 3. امنیتی 4. سیاسی 5. فرهنگی. و چنین نتیجه گرفت که آرمانشهر محمود دنیایی وهمی و تخیلی نیست. بلکه بشر میتواند با بکارگیری علم تجربی و حاکمیّت آن، به چنین آرمانشهر رئالیستی دست یابد.
کشمکش رئالیسم داستانی و تاریخ در رمان «یک پرونده کهنه» رضا جولایی با تکیهبر آراء ژان فرانسوا لیوتار
صفحه 255-277
https://doi.org/10.30465/copl.2022.40162.3716
رقیه موسوی؛ ایوب مرادی؛ بهناز پیامنی
چکیده رمان تاریخی، شِمایی کلی از قدرت تأثیرگذاری یک دوره تاریخی است وشناخت نویسنده از تاریخ میتواند نیروی واجد درونی نویسنده را برای خلق یک روایت اجتماعی یا سیاسی در دل تاریخ تقویت کند. رضا جولایی از جمله نویسندگانی است که بر اساس تاریخ و وقایع حقیقی مینویسد. او در رمانهای خود قهرمانان و شخصیتهای حقیقی را در کنار شخصیتهای خیالی قرار میدهد. رمان «یک پرونده کهنه» داستانی از ارتباطات زبانی افرادی است که در یک دوره تاریخی گرد هم آمدهاند تا هدفی را دنبال کنند. قهرمان داستان که یکی از شخصیت های سیاسی دوره محمدرضا یپهلوی است ، توسط عده ای به قتل می رسد. در این رمان حقیقت و تاریخ در کنار یکدیگر روایتی را ساخته تا خواننده علت حوادث را در میان گفتمان حاکم در داستان جستوجو کند. این مقاله که به روش تحلیلی-توصیفی به نگارش درآمده در پی آن است تا با تکیهبر آراء لیوتار بر مبنای بازیهای زبانی و امر والا، ایدئولوژی و جامعه آن دوره تاریخی وروابط میان صاحبان قدرت و افراد مطیع قدرت را استخراج نماید. در پایان به این نتیجه رسیده است که نویسنده با هر خردهروایت توانسته مخاطب را برای درک بیشتر حوادث تاریخی که در روایتهای کلان توسط آثار مکتوب به نسل بعدی انتقالیافته، اقناع و او را در مسیر فضای رئالیستی داستان قرار دهد.
بازشناختِ فرایند استعارهسازی در لایة « بلاغی» سبک غزل اجتماعی معاصر و کارکردهای ایدئولوژیکی آن
صفحه 281-301
https://doi.org/10.30465/copl.2023.43563.3890
فریبا مهری؛ مهیار علوی مقدم؛ حسن دلبری؛ عباس محمّدیان
چکیده هدف مقاله حاضر، بررسی فرایند استعاره سازی در لایه بلاغی سبک غزل اجتماعی معاصر و بررسی کارکردهای ایدیولوژیکی این فرایند است تا بتوان از این رهگذر، به الگوی مسلط ساخت استعاره در این گونه ادبی دست یافت؛ همچنین این مقاله در پی آن است، با خوانش و تحلیل نمونهها در حیطة جامعه آماری مورد نظر، کاربرد این شگرد بلاغی را ازمنظر نقش و کارکردهای آن بر مبنای نگاه ایدئولوژیکی شاعران، تحلیل و تبیین کند. بررسی ها نشان می دهد که غالب استعارههای به کار رفته در این سرودهها، از نوع استعارههای مصرّحة مجرّده است. بنای خلق استعارهها در وهله نخست بر تجسّمگرایی است و بیش از همه بر پایه جاندارانگاری و با تمرکز بر گیاه انگاری و جانورانگاری ساخته شدهاند و شاعران بر مبنای مشابهتی که میان مبانی فکری و باورهای ذهنی خود با پدیدة مورد نظر یافتهاند، اقدام به ساخت استعاره کردهاند. از منظر نقش وکارکرد نیز بزرگنمایی، تمجید و ستایش یا کوچکنمایی و اکراه و تحقیرِ مصادیق این استعارهها، از مهم ترین مبانی فکری و ایدئولوژیکی شاعران این گونه ادبی است.
بررسی کاربست نشانهی سجاوندی سه نقطه (تعلیق) در شعر معاصر
صفحه 305-333
https://doi.org/10.30465/copl.2023.43760.3899
مجید هوشنگی
چکیده در ادبیات معاصر بویژه شعر نو، حوزهی دلالتها و انتقال معنا از دایرهی واژگان به نظامهای گستردهای چون آواها، نوع نوشتار جمله و پارهها، نشانههای تصویری و ... گسترده شده است که در میان آنها، کاربردهای مجازی از نشانههای سجاوندی یکی از گزینههای مطرح در این زمینه است. در این میان، نشانهی تعلیق بواسطهی پتانسیل بالا و شمول معنایی، در میان شاعران معاصر از اقبال بیشتری برخوردار بوده و هست. لذا این پژوهش سعی دارد با نگاهی تحلیلی، معانی محتمل و مشترک شاعران در حوزهی کاربردی سه نقطه را استخراج کرده و در دستهبندی آماری، به یک تحلیل جامع از آن دست یابد و با بررسی مجموعهی آثار شاملو، ابتهاج، مصدق، براهنی، رویایی و گروس عبدالملکیان، هشت معنای مشترک و ویژه را در شعر معاصر تعریف نماید؛ در نتایج این پژوهش، هر کدام از آنان در بخشی از آثار شاعران برجستهتر بوده و قابلیت ترکیب و تلفیق با یکدیگر را نیز دارا هستند. از سوی دیگر، هر شاعر در گرایش به یک یا چند کاربرد نشانه-ی تعلیق، به تشخص سبکی رسیده که در قالب دادههای آماری و تفسیر آن ارائه شده است. همچنین نوع و سیر کاربرد این نشانه، ارتباط مستقیم با گذار از مرحلهی مدرنیسم به پسامدرن در شعر معاصر دارد.
