مشخصات نشریه

  • عنوان کامل: ادبیات پارسی معاصر
  • وب‌گاه: https://contemporarylit.ihcs.ac.ir/
  • شاپا چاپی: 0549 - 2383
  •  شاپا الکترونیکی: 0557-2383
  • محل چاپ: ایران، تهران
  • ناشر: پژوهشگاه علوم‌انسانی و مطالعات‌فرهنگی
  • مدیریت علمی: پژوهشکده ادبیات فارسی
  • سال شروع انتشار: 1390
  • گروه علمی: علوم انسانی
  • زیر گروه: ادبیات پارسی
  • گرایش یا زمینه تخصصی نشریه: ادبیات فارسی
  • حوزه موضوعی نشریه: تحلیل و نقد وتبیین و تفسیر ادبیات پارسی معاصر در ایران و جهان با رویکرد های ادبی، بلاغی، زیبایی شناختی، اسطوره شناختی، تاریخی، دستوری، زبانشناختی، روان شناختی، فرهنگی، فلسفی، اجتماعی، سیاسی، گونه و نوع ادبی، گویشی، تطبیقی و میان رشته ای
  • زبان نشریه: فارسی (چکیده انگلیسی)
  • اعتبار نشریه: علمی‌ 
  • نوع مقالات: پژوهشی، ترویجی، مروری، نقد کتاب، نقطه نظر 
  • نوع انتشار: الکترونیکی
  • نوبت انتشار: دو فصلنامه 
  • هزینۀ بررسی و انتشار مقاله: دارد (مشاهده جزئیات)
  • نوع داوری: حداقل 2 داور، همتراز خوانی دوسو پنهان 
  • بازه زمانی بررسی اولیه مقالات دریافتی: تا 14 روز
  • زمان داوریحداقل سه ماه و حداکثر شش‌ماه
  • درصد پذیرش مقالات: 
  • دسترسی به مقاله‌ها: رایگان (تمام متن)
  • مدل دسترسی به مقالات: در فرمت PDF 
  • سامانه مدیریت نشریه: شرکت سیناوب
  • نمایه‌شده: بلی
  • رتبه در نشریات وزارت علوم: رتبه ب 
  • وضعیت در ISC در سال 1402: Q2 هنر و علوم انسانی 
  • ضریب تأثیر پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC): سال 1402(0/208)
  • ایمیل نشریه: adabemoaser@gmail.com
  • شماره تماس: 02124862000

میزان مجاز درصد تشابه در مقالات و سایت مورد بررسی:

حداکثر میزان مشابهت یا همپوشانی تا 10 درصد قابل قبول می باشد.

 

تحلیل و نقد و تبیین و تفسیر ادبیات پارسی معاصر در ایران و جهان

تاثیر انسجام بر موسیقی شعر شاملو با تکیه بر نظریۀ زبان شناسی هلیدی

https://doi.org/10.30465/copl.2026.50769.4226

حمید رضا سلیمانی، عفت نقابی

چکیده یکی از مهم‌ترین نظریه‌ها در مطالعات زبان‌شناختی، نظریۀ «انسجام متنی نقش‌گرای» هلیدی است. انسجام به مجموعه‌ای از روابط موجود میان اجزاء یک متن گفته می‌شود که از راه عناصر واژگانی و دستوری، قسمتی از یک جمله را به کلمه، گروه یا جمله‌های پیشین مرتبط می‌سازد. از آنجاکه عامل «انسجام»، موجب ایجاد پیوند و ارتباط درونی کلام و به‌تبع آن ایجاد موسیقی در متن می‌گردد و نیز با توجه به این‌که این روش یکی از شگردهایی‌ست که شاملو برای ایجاد موسیقی درونی، از آن‌ استفاده کرده، این پژوهش با روش توصیفی – تحلیلی به بررسی نظریۀ انسجام در دو محور دستوری و واژگانی پرداخته است و سپس با برشمردن شگردهای ایجاد انسجام در شعرهای سپید شاملو، میزان تاثیر این شگردها را در افزایش موسیقی درونی شعر او، بر اساس نظریۀ هلیدی، مورد تحلیل و بررسی قرار داده است. این نوشتار هم‌‌چنین می‌کوشد به این سوال پاسخ دهد که: «عنصر انسجام چه تأثیری در ایجاد موسیقی درونی شعر شاملو دارد؟» یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که انسجام یکی از راه‌های ایجاد موسیقی درونی شعر سپید است و شاملو به‌واسطۀ تسلط بر زبان‌ فارسی و آشنایی با ظرفیت‌های صرفی و نحوی این زبان و بهره‌مندی از عناصر انسجام واژگانی به ویژه عنصر تکرار، حذف و ربط، توانسته است پیوندی مطلوب میان واژه‌ها و مفاهیم در شعر خود ایجاد کند و از روش‌های ایجاد انسجام به‌عنوان بخشی از راه‌های ایجاد موسیقی در شعر سپید استفاده کند.

تحلیل و نقد و تبیین و تفسیر ادبیات پارسی معاصر در ایران و جهان

تحلیل «مرگ مؤلف» و «تولد کاتب» در آثار محمدرضا کاتب

https://doi.org/10.30465/copl.2026.53050.4332

علی چراغی، احمد رضایی جمکرانی

چکیده رولان بارت، نظریه‌پرداز ادبی و فیلسوف فرانسوی، در مقاله‌ی مشهور خود با عنوان «مرگ مؤلف» (1967) مدعی شد که متن ادبی با جدا شدن از زندگی و شخصیت نویسنده، از استبداد تفسیری آزاد می‌شود و امکان برخورداری از چندین لایه معنایی را پیدا می‌کند. این دیدگاه بر نشانه‌ها و روابط درون‌متنی استوار است و خواننده را به عامل اصلی در فرآیند تفسیر تبدیل می‌کند. در این چارچوب، بارت مفهوم «کاتب» را به جای «مؤلف» مطرح می‌کند؛ کاتبی که متن را صرفاً چینش می‌کند و حق تحمیل یا توضیح اندیشه‌های شخصی خود را ندارد. هدف این پژوهش تحلیل آثار محمدرضا کاتب از منظر نظریه‌ی مرگ مؤلف و بررسی میزان تأثیر شگردهای پسامدرنیستی بر متن‌های وی است. فرضیه‌ی اصلی بر این است که ویژگی‌های آثار کاتب؛ از جمله نقش خواننده، استقلال شخصیت‌، هویت چندبعدی، جریان قصه‌سازی، زمان‌پریشی، مرگ‌اندیشی و عدم قطعیت در علت و معلول‌ها، نمونه‌ای برجسته از کاربرد عملی این نظریه در ادبیات داستانی ایران را نشان می‌دهد.
روش پژوهش تحلیلی-توصیفی است که از طریق مطالعة گستردة آثار کاتب و استخراج نمونه‌های مرتبط با نظریه‌ی مرگ مؤلف انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که کاتب با آگاهی پیشین از اصول پسامدرنیستی و مرگ مؤلف، خواننده را در فرآیند تفسیر متن فعال کرده و مرزهای معنایی روایت را گسترش داده است. نتیجه‌ی پژوهش تأکید می‌کند که محمدرضا کاتب یکی از بارزترین نمونه‌های انعکاس نظریة مرگ مؤلف در ادبیات داستانی معاصر ایران است.

تحلیل و نقد و تبیین و تفسیر ادبیات پارسی معاصر در ایران و جهان

ابلوموفیسم و شازده احتجاب

https://doi.org/10.30465/copl.2026.53056.4333

نرگس اسکویی

چکیده ابلوموفیسم نخستین‌بار در نقدهای قرن نوزدهم بر رمان ابلوموف اثر ایوان گنچارف شکل گرفت و در آن بافت، بیانگر بی‌عملی مزمن، ترس از تغییر و میل به ماندن در وضعیت آشنا بود؛ الگویی روان‌ـ‌فرهنگی که بعدها به حوزه‌های جامعه‌شناسی و تحلیل ذهنیت جمعی نیز راه یافت. به‌کارگیری این مفهوم به‌مثابۀ چارچوب نظری، امکان می‌دهد تا شازده احتجاب (۱۳۴۸) هوشنگ گلشیری بر اساس تجربه زیستۀ یک فرد اشراف‌زادۀ گرفتار در چرخه‌های انفعال و فرسودگی بازخوانی شود. پرسش پژوهش آن است که سازوکارهای ابلوموفیسم ــ از جمله زمان‌مندی ایستا، ترجیح تداوم وضعیت موجود، پناه بردن مکرر به خواب و خیال و ناتوانی در تبدیل آگاهی به کنش ــ چگونه در شکل‌گیری ذهنیت و رفتار خسرو نمود می‌یابند. یافته‌ها نشان می‌دهد که ابلوموفیسم در شازده احتجاب نه صرفاً حالت روانی فردی، بلکه ساختاری تکرارشونده در تجربه زیستۀ خسرو است: زمان‌مندی ایستا در شکست او برای آغاز هر کنش مشخص‌؛ وابستگی به گذشته در تکرار وسواس‌گونۀ خاطرات تیره و بازسازی آیینی تصاویر خانوادگی؛ پناه بردن به خیال در شکل رؤیاوار روایت و درهم‌آمیزی مرزهای حافظه و واقعیت؛ و فلج ارادی در امتناع او از مواجهه با گناه نسل‌های پیشین و تعویق دائمی تصمیم‌ها. بدین‌ترتیب، پژوهش حاضر نشان می‌دهد که الگوی ابلوموفیسم می‌تواند سازوکارهای انفعال، احساس تقصیر و گسست از عاملیت را در شخصیت خسرو روشن کند.

تحلیل و نقد و تبیین و تفسیر ادبیات پارسی معاصر در ایران و جهان

بررسی سبک‌های زندگی لاندوفسکی در داستان‌های رسالۀ مموسیاه و گراز احسان عبدی‌پور

https://doi.org/10.30465/copl.2026.52730.4324

خدیجه رحمانی، ابراهیم کنعانی، فاطمه زمانی

چکیده یکی از مباحث مطرح در نشانه‎شناسی اجتماعی، سبک زندگی است. اریک لاندوفسکی، نشانه‎شناس فرانسوی، با توجه به نوع تعامل افراد گروه غیر یا مغلوب با گروه غالب یا مرکزی مرجع، چهار نوع سبک زندگی را طرح می‌کند: اسنوب، آفتاب‎پرست، داندی و خرس. او هم‌چنین سه سبک دیگر به آن می‎افزاید: سبک زندگی زنبور، گربه و سگ. هر کدام از این شخصیت‌ها در نسبت با گروه مرجع هنجارمدار، رفتار خاصی از خود بروز می‌دهند و گروه غالب مرجع با استراتژی‌های مختلفی از جمله پذیرش هویتی، تفکیک هویتی، طرد هویتی و شبیه‎سازی هویتی با آن‎ها برخورد می‎کند. احسان عبدی‎پور نویسنده و کارگردان معاصر، با خلق شخصیت‌هایی منحصر‎به‎فرد، باعث سیالیت متن داستان‌هایش شده، به‌گونه‌ای که مدل‎های سبک زندگی لاندوفسکی را به چالش می‌کشد و الگوهای جدیدی ایجاد می‌کند. شخصیت اصلی داستان‎های رسالۀ مموسیاه و گراز، سیری از سبک‌های مختلف زندگی و نیز تلفیق سبک‎ها با یک‌دیگر را به نمایش می‌گذارد؛ آن‌چه که حاصل مواجهۀ پیوستۀ شخصیت‌ به‎عنوان سوژه با سوژه‌ها، ابژه‌ها و جهان هستی است. پرسش اصلی پژوهش این است که نوع استراتژی جامعۀ مرجع در مقابل حضور دیگری، چه تأثیری در نحوۀ مواجهۀ سوژه‌ها با دیگری و انتخاب سبک ‌زندگی بینابینی آن‎ها داشته‌است. در داستان‌های ذکر شده، قهرمان داستان از خرسِ تطبیق یافته با جهان هستی به سمت انسان نابغه حرکت می‌کند تا رسالتش را در این جهان به انجام رساند. در این سیر‌حرکتی، سبک‌های دیگر زندگی و نیز سبک‎های تلفیقی، با توجه به نوع برخورد جامعۀ مرجع نمود یافته است. این پژوهش با روش تحلیلی- توصیفی و مبتنی بر تحقیقات کتابخانه‌ای بر آن است تا سبک‌های مختلف نظریۀ لاندوفسکی را در تعامل با جهان هستی و جامعۀ مرجع نشان دهد. در‎واقع، هدف پژوهش نشان دادن سیر شخصیت‌های این دو داستان در سبک‎های مختلف زندگی است.

تحلیل و نقد و تبیین و تفسیر ادبیات پارسی معاصر در ایران و جهان

بینامتنیت در شعرِ «اسماعیل» سرودۀ رضا براهنی بر اساس نظریۀ ژرار ژنت

https://doi.org/10.30465/copl.2026.51772.4275

امید وحدانی فر، نجمه ولی نژاد

چکیده شعر «اسماعیل» سرودۀ رضا براهنی، یکی از شعرهای اجتماعی وی است که برای دوست خود، اسماعیل شاهرودی، سروده است که می‏توان گفت اسماعیل نمایندة تمام جوانان مظلوم ایرانی است. شعر مذکور شعری بینامتنی است که نشانه‌های بهره‌مندی از متون مختلف در آن مشهود است. در این مقاله نگارندگان بر مبنای ساز و کارهای بینامتنی می‎کوشند تا انواع روابط بینامتنی شعر مورد بحث را با روش تحلیلی- توصیفی از منظر بینامتنیت ژرار ژنت بررسی کنند و چگونگی حضور آن‌ها و نحوة گزینش‌های براهنی از هرکدام را با توجه به ویژگی‌های آن‌ها مورد تحلیل قرار دهند. بنا بر نتایج به دست آمده مشخص گردید که به طور کلی شاعر از سه عامل نقل قول، ارجاع و تلمیح برای پیشبرد شعر مورد بحث بهره برده است اما گونة ارجاع، صورت غالب بینامتنیت این متن است. عناصر قرآنی در جهت معرفی شخصیت‌هایی به کاررفته است که نماینده گفتمان اسلامی در شعر مذکور هستند و آشکار است که این امر استفاده از مضامین قرآنی را در توصیف این شخصیت‌ها می‌طلبد. براهنی در راستای پیشبرد اهداف مفهومی و ساختاری روایت خود با خوانشی تازه از عناصر قرآنی نظیر وقایع، اشخاص، الفاظ و مضامین قرآنی آن‌ها را به طرزی هنرمندانه در خلال شعر «اسماعیل» به کار برده است؛ به گونه‌ای که درک بینامتنیت شعر مذکور و قرآن می‌تواند زمینۀ درک و دریافت عمیق‌تری از این شعر و جهت‌گیری‌های معنایی شاعر ایجاد کند.

بررسی و تأویل چند نماد در شعر معاصر

دوره 2، شماره 1، شهریور 1391، صفحه 25-48

تقی پورنامداریان، ابوالقاسم رادفر، جلیل شاکری

چکیده شعر نمادین یا سمبولیک از جریان‌های مهم شعر معاصر است. به نظر بسیاری از منتقدان و نظریه‌پردازان، از عوامل گرایش شاعران معاصر به شعر نمادین و سمبولیک تغییر فضای سیاسی و اجتماعی جامعه و اختناق و خفقان شدید نظام مستبد حاکم بر آن است. افزون بر این دیدگاه، می‌توان به عوامل دیگری چون آشنایی شاعران با جریان‌های شعری غرب و مکتب سمبولیسم، تغییر دیدگاه و نگرش شاعران به جهان هستی و جامعه و محیط، آفرینش ابهام هنری، و عمق‌بخشیدن به شعر اشاره کرد. در‌واقع، از هدف‌های کاربرد نماد یا سمبل در شعر شاعران معاصر، مثل نیما، اخوان، و شاملو، خلق بافتی مبهم و شعری عمیق، تأثیر در مخاطب و شرکت‌دادن او در آفرینش معنای شعر، حرکت شعر از حالت تک‌معنایی به‌سوی چندمعنایی، و واداشتن خواننده و مخاطب به درنگ و تأمل در معنا و مفهوم شعر است. ازاین‌رو، در این مقاله سعی بر آن است که با تأویل و تفسیر چند نماد مشترک بین اشعار نیما، اخوان، و شاملو مثل «پرنده»، «جنگل»، «سپیدار»، «چراغ»، و «پنجره» به عامل مهم نمادین و سمبولیک‌شدن شعر پرداخته شود.

ادبیات پایداری در ایران بازشناسی مؤلّفه‌ها، فرصت‌ها و چالش‌ها

دوره 7، شماره 2، شهریور 1396، صفحه 1-33

رضا چهرقانی

چکیده با آنکه ریشه‌های ادبیات پایداری در ایران به ‌پیش از اسلام بازمی‌گردد، آثار تولید شده در این زمینه در دوران معاصر؛ از نظر کثرت، کیفیّت و اقبال مخاطبان، قابل مقایسه با ادوار پیشین نیست. از این‌ رو ضرورت دارد ادبیات پایداری به عنوان بخش مهمّی از ادبیات امروز ایران بررسی شده، مؤلّفه‌ها، فرصت‌ها و چالش‌های پیش روی آن بازشناسی شود. لذا این پژوهش ضمن واکاوی مؤلّفه‌ها و ارائة تعریفی جامع و مانع از ادبیات پایداری و طبقه‌بندی انواع مختلف و متفاوت آن، می‌کوشد مهم‌ترین فرصت‌ها و چالش‌های این شاخه از ادبیات در ایران را، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی مورد بازشناسی، بررسی و تحلیل قرار دهد. بر اساس یافته‌های این تحقیق، مؤلّفة اصلی ادبیات پایداری- به منزلة یک مقولة ماهیّتاً مضمونی- توجّه به عنصر «ستیز با» یا «تاب آوری در برابرِ» هر نوع اعمال قدرت نامشروع؛ لوازم و عوارض آن است. مهم‌ترین چالش‌های ادبیات پایداری نیز، تشتّت در تعریف، فقدان نظریّه پردازی، شعاری، سفارشی و دولتی شدن و مهم‌ترین فرصت‌های آن، هم‌سویی بدنة اصلی ادبیات پایداری با گفتمان انقلاب و سیاست‌های کلان نظام، حمایت‌های مادی و معنوی نهادهای حاکمیتی، برخورداری از پشتوانه‌های فرهنگی چندین هزارساله؛ اعمّ از اساطیر، تاریخ پر از جنگ و استبداد و همچنین مذهب انقلابی تشیّع‌است.

بیان‌های مختلف هنری در صور خیال در شعر مهاجرت افغانستان

دوره 3، شماره 1، شهریور 1392، صفحه 117-143

گل‌نسا محمدی

چکیده کاربرد گستردۀ تشبیه و استعاره از ویژگی‌های ممتاز شعر مهاجرت افغانستان است. در این بررسی استعاره در شکل اصلی آن، یعنی تشبیه، در‌‌آمده است. بدین‌ترتیب دو بخش بزرگ مشبه و مشبه‌‌به موضوع‌بندی شده و بر اساس فراوانی در اولویت قرار گرفته است. مشبه‌‌ها به چهار دستۀ بزرگ وصف یار و دل‌سپردگی، طبیعت، وصف شعر، و سایر مفاهیم تقسیم می‌شود. بر اساس مشبه‌‌ها دیدگاه شاعران مهاجر افغانستان انفسی و درون‌گراست؛ جهانی محزون و تاریک که ریشه در جنگ، اخلاق ناپسند، گناه، درد، و فقر دارد. اما در عین‌ حال آرزومندی و امیدورزی در جای‌جای این اشعار موج می‌‌زند. مشبه‌‌به‌‌ها به ‌ترتیب به بخش‌های طبیعت، تشخیص، حال و هوا، تقابل، بزم، جنگ، شعر، مذهب، و سایر مفاهیم تقسیم می‌شود. شاعران در این بخش عناصر طبیعت را، که از بیش‌ترین فراوانی برخوردار است، از سنت وام گرفته‌‌اند.

تصویر شعر سپید

دوره 1، شماره 2، اسفند 1391، صفحه 57-88

حمید طاهری، مریم مریم رحمانی

چکیده تصویرهای شعر سپید از دهة سی تا‌‌کنون تحولات گوناگونی یافته‌اند که می‌توان آن‌ها را به دو بخش تقسیم کرد‌: 1. تصاویر شاملویی 2. تصاویر بعد از دهة هفتاد. در نگاهی کلی می‌توان گفت محمور عمودی در شعر سپید بسیار مهم‌تر از شعر کلاسیک است و این به‌سبب «فردیت»، «تخیل آزاد»، «تجدد و نوآوری»، و «تنوع عناصر تصویرساز» است. تصویرهای «شاملویی» اغلب «حسی»‌اند و با «عناصری طبیعی» با «تشخیص» ساخته می‌شوند، اما تصویرهای «بعد از دهة هفتاد»، اکثراً «حسی ـ انتزاعی»‌اند و از عناصر «‌غیرطبیعی» ساخته می‌شوند و«فضاسازی» با آن‌ها بیشتر از انواع دیگر تصویر است.

نگاهی تحلیلی ـ فلسفی به منظومة «صدای پای آب سپهری»

دوره 1، شماره 2، اسفند 1391، صفحه 133-149

اسماعیل نرماشیری

چکیده اغلب گمان می‌کنند که منظومة «صدای پای آب» سپهری منظومه‌ای صرفاً توصیفی ـ شاعرانه است. اما این مقاله، از طریق آگاهی‌های به‌دست آورده، ثابت می‌کند که در لایه‌های پنهان این منظومه کارکردی فلسفی نهفته است. همچنین، در این اشعار بین عناصر و پدیده‌های طبیعت نوعی کنش هستی‌شناسی دیده می‌شود؛ زیرا سپهری از جمله شاعرانی است که هم از آموزه‌های مکاشفه‌ای و هم از قابلیت‌های توصیفی و هنری برخوردار بوده است. سپهری، با درکی هوشمندانه، مفاهیم معنادار عناصر را به‌خوبی درمی‌یابد و سپس تلویحاً رابطة دیالکتیک پدیده‌ها و نوع نظم کیهانی آن‌ها را در قالبی شاعرانه بیان می‌کند. اندیشیدن به اضلاع و کانون‌های ارجاعی و فکری منظومه نشان می‌دهد که او زوایای پنهان این شعر را در منزلتی تعالی‌گرایانه و با رویکردی غایت‌شناسانه فراهم آورده است. از رهگذر دریافت‌ها، به جرئت می‌توان گفت که شاعر در این شعر صرفاً در پی توصیف و بیان لذت نفس در قالب و نگاهی شاعرانه نبوده است، بلکه از این رهیافت مبانی بنیادین وجودشناسی را به‌گونه‌ای معرفت‌شناختی تبیین کرده است. ازاین‌رو، نگارنده در این مقاله با چنین نگرش و دریافتی و با استفاده از روش مطالعة کتابخانه‌ای و با شیوة تحلیلی ـ فلسفی به گردآوری مطالب و اثبات نظریات خود مبادرت ورزیده است.

تأثیر فرهنگ ایرانی در آموزش زبان فارسی به غیر فارسی‌زبانان

دوره 1، شماره 2، اسفند 1391، صفحه 115-131

مهین‌ناز میردهقان، فرنوش طاهرلو

چکیده با توجه به رابطۀ تنگاتنگ زبان و سنت‌های فرهنگی، از قرن نوزدهم علاوه بر آموزش زبان بر آموزش فرهنگ نیز تأکید شد. با این حال، کمبود تحقیقات در‌خصوص تأثیرات فرهنگ ایرانی در آموزش زبان فارسی به غیر ‌فارسی‌زبانان کاملاً مشهود است. روش کار در این‌جا با تهیة پرسش‌نامه همراه با کنترل روایی صوری و محتوایی آن بوده است. پیکرة مورد بررسی پنجاه فارسی‌زبان را در سنین و سطوح تحصیلی متفاوت دربر می‌گیرد که ممکن است به آن‌ها با هدف تحلیل فراوانی عواملی به‌عنوان جاذبه‌های فرهنگی برای آموزش فرهنگ توجه شود. این موارد در سه بخش بررسی شده است: بررسی فراوانی جاذبه‌های فرهنگی ایران، تأثیر محیط یادگیری و جاذبه‌های فرهنگی در آموزش فارسی، و اثرگذاری برگزاری کلاس در محیط‌های متفاوت و برگزاری کلاس‌های فرهنگی. بر این اساس، نتایج تحقیق، که در قالب 6 جدول و نمودار عرضه شده، نمایانگر آن است که پیش‌زمینة فرهنگی نقش مهمی در یادگیری زبان دارد و سبب بروز نگرش‌های مثبت یا منفی دربارة زبان می‌شود.

بازتاب استعمارستیزی در اشعار ملک‌الشعرای بهار و احمد صافی ‌نجفی

دوره 3، شماره 2، اسفند 1392، صفحه 1-19

رمضان رضائی

چکیده اوایل قرن بیستم برای اعراب دوران حساسی بود. آن‌ها هنوز از استبداد عثمانی خلاصی نیافته بودند که به استعمار خارجی گرفتار آمدند و به نحوی تحت‌الحمایة استعمارگران شدند. در این میان عراق، همچون برخی کشورها، مورد توجه دولت استعماری بریتانیا قرار گرفت. از آن پس جنبش‌ها، شورش‌ها، و اعتراض‌هایی در این کشور عربی شکل گرفت، اما برای ملت ایران وضع به گونه‌ای دیگر بود. هر چند که ایران مستعمره نبود، اما استعمارگران در آن به سبب موقعیت ویژة استراتژیکی و ذخائر زیر‌زمینی و همسایگی با شوروی سابق نفوذ فوق‌العاده زیادی داشتند.
حضور استعمارگران در این سرزمین‌ها موجب موضع‌گیری ملت مسلمان در مقابل رفتار ظالمانة آنان شد. قشرهای مختلف مردم از سیاست‌مدار گرفته تا روشن‌فکر در برابر آن‌ها واکنش نشان دادند. در این میان نقش شاعران آزاد‌اندیش، به‌ویژه بهار و صافی نجفی، چشم‌گیر بود. آن‌ها با اسلحة قلم و شعر وارد عرصة مبارزه شدند و باب جدیدی در استعمار‌ستیزی گشودند. این مقاله درصدد است چگونگی بازتاب استعمار‌ستیزی در اشعار این دو شاعر را به شیوة تحلیل محتوا تبیین کند.