ساختارشناسی نمایشنامههای اقتباسی کودک و نوجوان ((مطالعۀ موردی سه نمایشنامه از عباس دوست قرین))
دوره 16، شماره 1، فروردین 1405
https://doi.org/10.30465/copl.2026.53305.4341
محمد نجاری
چکیده اقتباسِ نمایشی از متنهای کهن برای کودک و نوجوان یکی از روشهایی است که میتواند زمینۀ آشنایی کودکان را با ادبیات کلاسیک فراهم کند و نیز، ظرفیتهایی نو برای گنجاندن درونمایههای تربیتی و اجتماعی در ادبیات نمایشی کودک و نوجوان ایجاد نماید. مطالعۀ ساختار اقتباسهای انجام شده به ما کمک میکند تا نقاط قوت و ضعف را بهتر بشناسیم و درجهت رفع آنها اقدام کنیم. در این پژوهش، با روش توصیفی-تحلیلی و براساس دیدگاههای سنتی و مدرن در نقد اقتباسی، به ساختارشناسی سه نمایشنامۀ اقتباسی دختر مشقلیخان؛ گنجشک قهرمان؛ و خاله سوسکه اثر عباس دوستقرین پرداخته شده است. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی میزان و چگونگی بازآفرینی ساختار روایی، شخصیتی، درونمایهای، لحنی و فضایی در این اقتباسهاست تا از این رهگذر، الگویی برای سنجش کیفیت اقتباس در ادبیات نمایشی کودک و نوجوان ارائه شود. یافتههای پژوهش ذیل عناوین زیر دستهبندی میشوند: شخصیت و شخصیتپردازی، مضمون و درونمایه، فضاسازی و پایانبندی. هریک از این موارد در دو متن میزبان و مهمان (منبع اقتباس و متن اقتباسی) واکاوی شده است.
تعریف و معرّفی منظومههای بلند شعر معاصر
دوره 16، شماره 1، فروردین 1405
https://doi.org/10.30465/copl.2026.51601.4269
سید علی اصغر موسوی، عصمت خوئینی قزلجه، حبیب اللّه عباسی
چکیده منظومههای بلند شعر معاصر، یکی از مهمترین نمودهای متفاوت ادبیات معاصر است که از سوی منتقدان و مخاطبان مورد کم-توجهی قرار گرفته است. جستار حاضر با مداقه در مفهوم منظومه در ادبیات معاصر درصدد ارائة تعریفی تازه از این مفهوم کهن است و با روش توصیفی تحلیلی مروری بر تعاریف دیگران داشته و با جستجویی در روش تعریف مناسب برای این مفهوم، با تأکید بر رویکرد ویتگنشتاین و مفهوم «شباهت خانوادگی»، سعی دارد به تصوری تازه از منظومه، متناسب با شعر معاصر دست یابد. این پژوهش به جای تعریف محدود و ذاتگرایانه، نگاهی انعطافپذیر به ویژگیهای منظومه دارد. ویژگیهای مشترک این منظومهها در دورة معاصر که با ایجاد یک شبکه منجر به شناسایی مجموعهها میشوند، عبارتند از وحدت موضوع، وحدت مکان، پیوستار زمانی، شخصیّت مرکزی، قصه و صحنه. در بخش پایانی، جدولی از نمونههای شاخص منظومههای معاصر آمده است که ویژگیهای معرِّف هر منظومه را تبیین میکند. مقاله حاضر علاوه بر تعریف منظومه به صورتی روشمند، به قدر وسع خویش برخی از منظومههای شعر معاصر را معرفی کرده است تا برای نخستین بار مرجعی قابل استناد برای محققان و علاقهمندان به این حوزه پدید آورد.
بررسی تحلیلی دیدگاههای محقّقان معاصر دربارة شعر ملکالشعرای بهار
دوره 15، شماره 2، مهر 1404
https://doi.org/10.30465/copl.2025.51594.4266
مریم سلطانی، امیرحسین مدنی
چکیده در جریان شعر فارسی گاه به دیدگاههایی برمیخوریم که در تناقص و یا در تعامل بودن آنها، دریچهای جدید پیش روی پژوهشگران میگشاید. دیدگاههای مطرحشده دربارة اشعار بهار -که از نظر شخصیت و جایگاه ادبی دارای چندین وجه متفاوت است- یکی از این حوزهها است که نیاز به تحلیل جامعی دارد. به طور کلی، گروهی از منتقدان، بهار و اشعار او را مطلقاً نفی میکنند و گروهی با قید شرایطی، شعر وی را در عصر خویش میپذیرند و گروهی دیگر نیز او را آغازگر سبکی نو در شعر فارسی میدانند. در این پژوهش، بر اساس این دیدگاهها، محورهای اصلی شعر بهار در پنج دستة غنایی، تعلیمی، حماسی، انتقادی و روایی با ذکر زیرگروههای محتوایی بیان شدهاست. دیدگاههای منتقدان، ابتدا به دو حوزة فرمالیسمها و محتوانگرها دستهبندی شده و سپس برای هر مورد، زیرگروههایی آمدهاست. نوع رویکرد منتقدان نیز به سه دستة افراطی، اعتدالی و تفریطی تقسیمبندی شدهاست. نتایج پژوهش نشان میدهد که اشعار بهار تحت شرایط شخصیتی، سیاسی، ذهنیّت ادبی و محیط اجتماعی او پدید آمدهاست. روش این پژوهش به شیوة تحلیلِ کمّی_کیفی و با ارائة نمودار و جدول به انجام رسیدهاست. هدف این پژوهش نیز به درک صحیح و نهایی از جایگاه شعر بهار در ادب پارسی معطوف بودهاست.
واکاوی بازنمود تنهایی و زمینه های ایجاد آن در رمانهای فارسی دهه 90 با تاکید بر نظریه هورتولانوس (مورد مطالعاتی رهش، آن مادران این دختران، آتش )
دوره 15، شماره 2، مهر 1404
https://doi.org/10.30465/copl.2025.51898.4285
فاطمه میوه چی، نسرین فقیه ملک مرزبان، مجید هوشنگی
چکیده تنهایی و انزوا حساسیت دوران مدرن است که پیامدهای آن با دستاوردهای انزوا، عزلت و خلوتگزینیِ دوران کلاسیک بسیار متفاوت است. به همین دلیل این مفهوم در دوران مدرن مجددا اندیشیده و بازتعریف میشود. هورتولانوس و همکارانش از نظریه پردازانی هستند که این مفهوم را در دنیای مدرن با مولفههایش تعریف و بهصورت میدانی ارزیابی کردهاند. تعریف تنهایی در این چهارچوب وضعیتی ذهنی و شناختی است که با مفاهیم دیگری چون صمیمیت، احساس تعلق و پوچی پیوند دارد. پژوهش حاضر بر آن است تا سه رمان «آن مادران این دختران» (1397)، «آتش» (1397) و «رهش» (1396) را براساس این رویکرد با روش تحلیلی-توصیفی بررسی و تحلیل کند. براین اساس ابتدا دادههای روایی مبتنی بر مولفههای محوری مفاهیم تنهایی و انزوا جدا شده و سپس نمود تنهایی، انواع و زمینههای ظهور شخصیتهای تنها و منزوی در روایت تحلیل شدهاند. شخصیتهای اصلی این رمانها هریک به نوعی از انواع تنها هستند که مهمترین نمود آن تنهایی عاطفی بهویژه در خانواده است. همچنین تاثیر ساختار جامعه و فرهنگ در این تنهایی، تاکیدی ویژه در این رمانهاست و به این ترتیب تنهایی اجتماعی و انزوای محیطی صورتی پررنگ در جریان روایتها و شخصیتپردازی است. اختلاف میان باورهای دینی شخصیتها و نمود عملی و واقعیتیافته دین در جامعه و سبک زندگی روایتشده در رمان نیز سبب شده است که تنهایی و انزوا برای شخصیتها پررنگتر باشند و نسبت به آن بیشتر هشیار و حساس باشند.
نقش «ترکیبهای ناسازگار دستوری» در چرندپرند دهخدا
دوره 15، شماره 2، مهر 1404
https://doi.org/10.30465/copl.2025.51793.4279
محمود مهرآوران، محمدحسین روان بخش
چکیده دورۀ مشروطه علاوه بر تأثیر سیاسی و اجتماعی در تاریخ ایران، از نظر سادهنویسی در نثر فارسی و متون ادبی نیز دورهای مهم است و مطبوعات آن دوره بهویژه روزنامۀ صور اسرافیل و ستون طنز آن به نام «چرند پرند» از عوامل مؤثر در تحول نثر فارسی در دورۀ معاصر بوده است. موضوع این مقاله، بررسی و تحلیل نقش ترکیبهای ناساز دستوری در نوشتههای دهخدا در مجموعه «چرند پرند» در روزنامه صور اسرافیل است. نوشتههای طنز چرند پرند سرشار از نوآوریهای زبانی است که یکی از جلوههای برجسته آن، استفاده از ترکیبهای ناساز دستوری است. ترکیبهای ناساز دستوری، ساختارهایی هستند که از نظر صرفی، نحوی یا معنایی با قواعد زبان معیار ناسازند اما در قالب طنز، به شیوهای خلاقانه به کار میروند تا جنبههای انتقادی، کنایهآمیز و هجوآلود اثر را تقویت کنند. در این نوشتار، نمونههایی از این ترکیبات که از نظر صرفی، نحوی یا معنایی یا از چند نظر با زبان معیار ناسازند ارائه و تحلیل میشود. این مقاله نشان میدهد که چگونه این ناسازیهای زبانی که خود جلوهای از زبان عامیانه است، میتوانند به ابزاری مؤثر در بیان طنز اجتماعی و سیاسی تبدیل شوند. این ترکیبها، با ایجاد گسست در منطق زبانی رایج، موجب غافلگیری ذهنی مخاطب و در نتیجه خنده یا تأمل میشوند. همچنین کاربرد این ترکیبها روشی در سادهنویسی و شیوهای بود که زبان نوشتاری را به گفتاری نزدیک کرد و از عوامل تحول آفرین در نثر فارسی پیش از دورۀ کنونی بود.
بررسی موسیقی در غزل دهۀ نود بر اساس شعر شاعران گمنام
دوره 15، شماره 2، مهر 1404
https://doi.org/10.30465/copl.2025.49411.4176
امید مجد، زهرا هدایتی متین
چکیده چکیده:
موسیقی یکی از عوامل تشخص زبان شاعرانه است که دو ساحت درونی و بیرونی را در برمیگیرد. ساحت بیرونی موسیقی یعنی وزن عروضی، قافیه و ردیف در شعر معاصر و با ظهور غزلسرایانی چون سیمین بهبهانی و حسین منزوی دستخوش تحولاتی شد. این تحولات تا کنون ادامه یافته و پس از عبور از فراز و فرودها، به ثباتی نسبی در سالهای آخر سدۀ چهارده رسیده است. تحلیل و بررسی موسیقی در غزل شاعران دهۀ نود، به ویژه شاعران گمنام، نتایج قابل توجهی به دست میدهد که موضوع و هدف اصلی این پژوهش قرار گرفته است. برای این منظور از روش تحقیق کتابخانهای استفاده و موسیقی غزلها بررسی است.
بررسی وزنهای عروضی و بسامد کاربرد آنها، شیوۀ به کارگیری قافیه، قافیۀ میانی، ردیف و انواع آن، استفاده از ردیفهای تازه و دشوار، خروج از وزن و قافیه و ردیف و نقاط ضعف و قوت در موسیقی غزل این دوره، مواردیست که در این پژوهش بدانها پرداخته شده است.
نتایج این تحقیق نشان میدهد که علیرغم طبعآزمایی شاعران دهۀ نود در اوزان ابداعی، اوزان سنتی و کهن در مقایسه با اوزان نو همچنان از اقبال بیشتری برخوردارند. وزنهایی که نرمش و موسیقایی کمتری دارند طی این سالها از قلمرو غزل فارسی حذف شدند و از میان اوزان ابداعی نیز آنها که تغییراتی جزئی در اوزان کهن ایجاد کردهاند، پایدار ماندهاند.
بلاغت نقیضه در حافظ ناشنیده پند بر اساس نظریهی لیندا هاچن: تخریب قدرت، وارونهسازی تاریخ و بیجایگاهی
دوره 15، شماره 2، مهر 1404
https://doi.org/10.30465/copl.2025.52312.4299
فائزه عرب یوسف آبادی
چکیده رمان حافظ ناشنیده پند نوشتة پزشکزاد، متنی چندلایه است که با استفاده از تکنیکهای نقیضهپردازی، ساختارهای تثبیتشدة تاریخ، قدرت و روایت را به چالش میکشد. این پژوهش با تکیه بر نظریة نقیضة لیندا هاچن، تلاش دارد تا سه مؤلفة اصلی نقیضهپردازی در این رمان را بررسی کند: تخریب نمایشهای قدرت، وارونهسازی تاریخ و بیجایگاهی عناصر روایی. نتایج پژوهش نشان میدهد که پزشکزاد با بهرهگیری از زبان کنایی، کاریکاتور سازی شخصیتها و ایجاد تضادهای معنایی، تاریخ را از روایت خطی و قطعی خود خارج و آن را به عرصهای از تناقضهای بازنویسیشده تبدیل کردهاست. علاوه بر این، نمایش قدرت در این رمان هم بر مبنای اعمال واقعی و هم از طریق تظاهر و نمایشهای نمادین شکل میگیرد که این خود منجر به فروپاشی مشروعیت حاکمان میشود. همچنین، بیتناسبسازی عناصر روایی، مانند حضور شخصیتهای نامتجانس در یک مجلس یا تغییر کارکرد مکانهای اجتماعی، موجب شکستن انسجام روایی و برجسته شدن نقیضه در متن میشود. روش تحقیق با رویکرد تحلیل کیفی رمان بر مبنای نظریة نقیضة هاچن شکل گرفته و یافتههای پژوهش حاکی از آن است که پزشکزاد، با طنز پیچیدة خود، تاریخ و قدرت را از جایگاه مطلقشان خارج کرده است و آنها را در معرض خوانشی انتقادی قرار میدهد.
تحلیل روانشناختی شخصیت اصلی رمان شازده احتجاب بر مبنای نظریهی نیازهای "هنری موری"
دوره 15، شماره 1، فروردین 1404، صفحه 1-44
https://doi.org/10.30465/copl.2025.48372.4129
حمیده سعیدی، فیروز اسماعیل زاده
چکیده چکیده
عنصرشخصیت از ارکان اصلی ادبیات داستانی و در اساس، رکن مقوّم آن بهشمار میآید. بر همین مبنا، جلوههای متکثّر شخصیت، شالودهی نقد روانشناختی را شکل میدهد. نظریههای شخصیت در روانشناسی با دو مقولهی نیازها و انگیزهها شرح و بسط مییابد. به طور اعم، مطابق همین نظریهها، شخصیت انسان بازتابی از رفتارهای کنترل شده است، رفتارهایی که منبعث از نیازها و انگیزههاست. در این میان، نظریهی شخصیت هنری موری در تحلیل روانشناختی کاربرد ویژهای دارد؛ به گونهای که یکی از مؤلفههای روانشناختی در متون ادبی، فهرست نیازهایی است که هنری موری آنها را صورتبندی کرده است. بر پایهی همین رویکرد، رمان شازده احتجاب اثر هوشنگ گلشیری به شکل بارزی با فهرست نیازهای هنری موری درخور انطباق است. اهتمام اصلی در پژوهش حاضر، تحلیل شخصیت شازده احتجاب مطابق نظریهی هنری موری در ادبیات داستانی است. طی این بررسی مشخص میشود که شخصیت شازده احتجاب به سبب عوامل محیطی - که در زمرهی "آلفاپرس" قرار میگیرد - عمدتاً در اضطراب بوده، همین امر سبب پیدایی فشار روانی (بتاپرس) و متعاقباً موجب شکلگیری نیازهای خاصی در شخصیت شازده احتجاب میشود. بر این اساس، همین شخصیت با برطرف کردن نیازهایی همچون فهم، مهرطلبی، تحقیرگریزی، آسیبگریزی، میلجنسی، عملمتقابل و خویشتنپایی بر آن است تا بر فشارهای درونی خود غلبه کند؛ حال آنکه همین واکنش در فرجام سبب فروپاشی شخصیت او میشود.
