تحلیل تقابلهای دوگانه در مجموعه «جایی دیگر» گلی ترقی
صفحه 1-26
محمدحسن حسن زادۀ نیری؛ زهرا علینوری
چکیده تحلیل زبان داستان، بررسی معانی ثانوی آن اعم از معنای ثانوی اصلی و معانی ثانوی جانبی داستان و کشف ارتباط پیچیدۀ آن ها با یکدیگر است. از منظر این پژوهش، معنای ثانوی اصلی در داستان، همان درونمایۀ آن است که معانی برآمده از عناصر و شگردهای داستان بدان دلالت دارند و در ارتباط با هم، شبکۀ پیچیدهای از معانی ثانوی داستان را تشکیل میدهند. این جستار، در خوانش مجموعه داستان «جایی دیگر»، اثر گلی ترقی، شگردهایی را بررسی کرده که به معانی ثانوی یا درونمایۀ مشترک این داستانها دلالت داشته باشند. این شگردها ذیل عناصر داستانی مانند شخصیت، مکان، زمان، عناصر طبیعی، آب و هوا و عناصر واژگانی متن قرار میگیرند و در ارتباط با هم، درونمایۀ مشترک این مجموعه را القا میکنند. این درونمایۀ مشترک، در یک چارچوب تقابلی، «از خود بیگانگی و آشنایی» است که بر محوریت سفر قرار دارد؛ این تقابل یکی از مفاهیم مهم در عصر مدرن است که در این مجموعه، از طریق بهکارگیری ساختار تقابلی برای هریک از عناصر داستان، القا میشود. این جستار با بررسی ساختارهای تقابلی هریک از این عناصر، به شبکۀ معنایی متقابلی دست مییابد که درونمایۀ یا معنای ثانوی مشترک مجموعه داستانها است.
آرمانشهر شاعران چپگرای مشهد(1320 تا 1325)
صفحه 27-52
کبری نودهی؛ علی اکبر کجباف؛ مرتضی نورائی؛ هادی وکیلی
چکیده شکلگیری احزاب سیاسی یکی از نتایج ورود نیروهای متفقین و سقوط رضاشاه بود. حزب توده فعالترین حزب سالهای دوره اشغال به شمار میرفت که پیوستگیهای بسیاری به اردوگاه چپ داشت. این علقهها در میان اعضای اصلی کمیته ایالتی حزب توده در خراسان که بسیاری از آنان در شمار مردان فرهنگ و ادب بودند نیز وجود داشت. علاوه بر رسوب تفکرات حزبی که نقش محوری داشت، حضور موثر ارتش سرخ در مشهد و نیز عضویت بسیاری از آنان در انجمن روابط فرهنگی ایران و شوروی سبب شد نگاه به تحولات شوروی و ستایش آن به اشعار این شاعران راه یابد. انقلاب شوروی و تغییرات پس از آن، رهبران شوروی و ارتش سرخ مضامین عمده این اشعار بودند که در قالبهای مختلف شعری بیان شدهاند. در این پژوهش تلاش خواهد شد به بررسی چرایی و چگونگی این نگاه در اشعار شاعران چپگرا بر اساس روش تاریخی تحلیلی پرداخته شود.
جستاری در بنیانهای فکریِ نظریهی ادبی هوشنگ گلشیری
صفحه 53-73
فرامرز خجسته؛ یاسر فراشاهی نژاد؛ مصطفی صدیقی
چکیده هوشنگ گلشیری یکی از نویسندگانی است که پابهپای نوشتن داستانهای مدرن و تکنیک محور، با نوشتن مقالاتی چند پیرامون رمان و شعر، کوشید تا مبانی نظری کارش را نیز به خوبی شرح کند. جانمایهی فکری و نظری مقالات گلشیری، به اومانیسم و فرمالیسم گره خوردهاست. در روزگاری که جریان چپ و نویسندگان طرفدار حزب توده، هنر متعهد را تنها در رئالیسم سوسیالیستی میجستند، گلشیری کوشید تا مفهوم تعهد را از تنگناهای حزبی نجات دهد و طلیعهدار مفاهیمی چون انسانگرایی و فردیت باشد. هرچند در بسیاری از نوشتههای گلشیری توجه به تکنیک و فرم، وجه غالب است، اما این تکنیکگرایی، به تکنیکزدگی نینجامیده است؛ چرا که برخورد دیالکتیکی اومانیسم و فرمالیسم در اندیشههای گلشیری او را به سنتزی راهبر شده که هم تعهد را تاب میآورد و هم تکنیک را. باری، در این پژوهش کوشش شده تا با توجه به مقالات هوشنگ گلشیری، بنیانهای فکری او در پیوند با ماهیت و فلسفهی ادبیات، مورد نقد و داوری قرار گیرد.
تشبیه تاریک: گونهای از تصویر در شعر منثور معاصر
صفحه 75-100
سید امیرحسین مرتضایی؛ سید جواد مرتضایی
چکیده نویسندگان این مقاله مدعی ظهور گونهی جدیدی از تشبیه به نام «تشبیه تاریک» در شعر منثور معاصر فارسی هستند که متأثر از ترجمه به وجود آمدهاست. در تشبیه تاریک تصور وجه شباهت برای دو سوی تشبیه یا یکی از طرفین، با توجه به اجزای کلام، قابل توجیه و درک نیست، از این رو فهم روشنی از تشبیه حاصل نمیشود. ابتدا، موضوع تأثیرپذیری و جریان ترجمهی شعر به اختصار توضیح داده شدهاست. در بخش بحث و بررسی، پس از ارائهی تعاریفی از تشبیه، «تشبیه تاریک» معرفی و نمونههای شعری مرتبط نیز بررسی شدهاست. سپس نسبت تشبیه تاریک با ابهام و مسألهی معنا، بلاغت و زیباییشناسی بحث شدهاست. وجه مشترک تمام این بخشها، عدم توجه به معنا و اولویت ندادن به آن است که در تشبیه تاریک نمود دارد. این سه بخش، به منظور روشن شدن ابعاد تشبیه تاریک و نیز تقویت فرض تأثیرپذیری است. به زعم نویسندگان مقاله، دریافت و فهم نادرست شاعران از این بخشها، فرایند تأثیرپذیری را تقویت و تسهیل کردهاست. شخصینویسی، ترجمهی نامناسب و توجه نکردن مترجم به ارجاعات برونمتنی در ترجمه از جمله عوامل زمینهساز شکلگیری تشبیه تاریک بیان شدهاست.
بررسی اندیشۀ کمالگرایی Bildungsroman) ) در دو رمان نوجوان: «ماهیطلا» از لوکلزیو و «حتی یک دقیقه کافیست» از صالحی
صفحه 101-123
علی اکبر پورمحمودآبادی؛ آسیه ذبیح نیا عمران؛ مصطفی گرجی؛ حسین یزدانی
چکیده کمالگرایی(Bildung) اصطلاحی آلمانی و به معنی «رمان رشد و شکلگیری» (Formation) نوجوان است. در این گونه رمانها، نوجوان دوران کودکی را با تجربیاتی گوناگون پشت سرمیگذارد و معمولاً با بحرانی روحی مواجه میشود، سپس به بلوغ و رشد ذهنی میرسد و از هویت و اصالت شخصیت و نیز نقشش در جهان آگاهی مییابد. در رمان کمالگرایانۀ «حتی یک دقیقه کافیست» از صالحی با سیرتحول شخصیتی دختر نوجوان به نام «رها» مواجهیم که در انتهای رمان به مرحله تکوین که همانا هویت گمشدۀ خویش است، دست مییابد. در رمان نوجوانِ پُرفروش خارجی «ماهی طلا» اثر ژان لوکلزیو(متولد1940م.)، دختر نوجوان مراکشی به نام «لیلا» که در کودکی ز قبیلۀ خود دزدیده میشود. همۀ عمردرجستجوی هویت گمشدۀ خویش است. این پژوهش به شیوۀ توصیفی ـ تحلیلی با تلفیق الگو و تفکرکمالگرایی شخصیت رها ولیلا تلاش دارد به این مهم دست یابد. از نتایج تحقیق برمیآید که بسامد شخصیت «جستجوگر» و ماجراجو و کنجکاو در میان قهرمان دو داستان بیش از دیگر مصادیق درتکامل وتکوین شخصیت دو نوجوان مشهوداست.
روایتشکنی در شعر پسامدرن فارسی
صفحه 125-150
https://doi.org/<p>.</p>...............
نصرالله امامی؛ قدرت قاسمی پور؛ منوچهر جوکار؛ علی یاری
چکیده بهرهمندی شعر گذشته و معاصر فارسی از روایتمندی انکارناپذیر است. از چشمانداز روایتپذیری، میتوان میان سه دورۀ شعر کهن، شعر نو و شعبههای آن و سرانجام جریانهای تازۀ شعری که در دهۀ هفتاد خورشیدی رایج شدند، تفکیک قایل شد. شتاب در برگرداندن و تألیف آثار مربوط به فلسفۀ پستمدرن دردهۀ یادشده و آشنایی شاعران با چهارچوبهای نظری آن، در دستگاه زیباییشناسی سرایندگان و خوانندگان دگرگونیهای آشکاری پدید آورد و به برآمدن جریانهایی در شعر فارسی انجامید که نزد گروهی از شاعران و منتقدان به پسامدرن معروف شد. از جملۀ این دگرگونیها، نوع پرداختن این شاعران به عنصر روایت در شعر بود؛ توجه به مباحثی همچون مرگ مؤلف، زمانپریشی، نسبیگرایی، عدم قطعیت معنا، چندصدایی، روانگسیختگی و...، همچنین اعتنا به امکانات هنری رمان نو و تئاتر پیشتاز، روایتمندی شعر را با گسستهای بسیار درآمیخت. شاعران پسامدرن برای تعویق و تعلیق معنا، مرکزیتگریزی و سلب اقتدار مؤلف و چندکانونی کردن شعر و مشارکت خواننده در تکمیل معنا، تمهیداتی را به کار بستند که ما در این مقاله عنوان «روایتشکنی» را برای این ترفندها برگزیدهایم و مهمترین گونههای آن را با ذکر نمونهیی نمونههایی از در شعر شاعران پسامدرن در پنج دسته: «روایتهای چندگانه»، «فاصلهگذاری»، «مرزشکنی روایی»، «فراشعر» و «روایت ناتمام» طبقهبندی و تحلیل کردهایم.
