شیوۀ شخصیتپردازی دووجهی در پیکر فرهاد عباس معروفی
صفحه 1-18
محمّد ایرانی؛ مریم رضابیگی؛ مریم قربانیان
چکیده با پایانیافتن عصر عدالت شاعرانه در آثار ادبی، شاهد مرگ شخصیتهای سادۀ نیکسرشت یا بدذات در این آثار هستیم. بهدنبال چنین تحولی، شخصیتهایی دووجهی با پیچیدگیهای ذهنی و روانی پا به عرصۀ رمانهای مدرن میگذارند؛ شخصیتهایی که جنبۀ علنی و خصوصی آنها متفاوت از و گاه درتضاد با یکدیگر است، تضادهایی که ممکن است منشئی بسیاری از وقایع متناقض رمان شود و نه تنها فهم رمان را دشوار سازد بلکه خواننده را در شناخت هویت حقیقی شخصیت، ناکام گذارد. رماننویسان از این ویژگی دووجهـیبودن شخصیت بهدلیل مطابقت با رمانهای مدرن بسیار استفاده کردهاند. نویسندۀ پیکرِ فرهاد نیز این شیوۀ شخصیتپردازی را در رمان خود برای نشاندادن جلوههای مثبت و منفی وجودی شخصیتها بهکار میگیرد. او گاهی با شخصیت اظهار همدردی میکند و مواقعی نسبت به او احساس انزجار و نفرت میکند. علت این دیدگاه و واکنش متغیر این است که شخصیت در قالبهای متفاوت و گاه با منشهایی متضاد در رویدادهای رمان ظهور میکند؛ و این همان است که پردازش شخصیت دووجهی نامیده میشود. در جُستار حاضر، این شیوۀ شخصیتپردازی در پیکر فرهاد بررسی و درنهایت نتیجه گرفته شده است که در رمان پیکرِ فرهاد، شخصیتها مرز مشخصی ندارند و درحقیقت همۀ شخصیتها جلوههای متعدّد وجود یک نفر هستند. این شگرد در رمان پیکرِ فرهاد، برای نشاندادن دو جنبۀ لکاتهای و اثیری زن بهکار گرفته شده است.
تأثیرپذیری سهراب سپهری از عرفان شرق در حوزۀ اخلاق زیستمحیطی
صفحه 19-37
زهرا پارساپور؛ فرناز فتوحی
چکیده سهراب سپهری، شاعر و نقاش مسلمان و طبیعتگرا، در گذر از کشورهای شرق دور، با عقاید و باورهای آنان آشنا و این آشنایی موجب شد که شعر او رنگی از عرفان و اخلاق آیینهای شرقی به خود بگیرد. «هندوییسم»، «بودیسم»، «تائوییسم» و «ذنیسم»، اصلیترین ادیان و آیینهای کشورهای شرق دور (چین، هند، و ژاپن) هستند که سهراب تحتتأثیر آموزههای آنها بهویژه در حوزۀ اخلاق قرار گرفت؛ اخلاقی که هر سه حوزۀ فرد، اجتماع، و زیستکره را دربر میگیرد.
در این مقاله، پس از معرفی دیدگاههای ارزشی دربارۀ اخلاق زیستمحیطی، مباحث مربوط به اخلاق زمین در شعر سهراب و مطابقت آن با آیینهای شرقی بررسی شده است. این بررسی نشان میدهد که کانون ارزشی زیستمحور در دیدگاه سپهری و آیینهای شرق مشترک است.
هرمنوتیک جدید و تعیینِ معیارهایی در تأویلِ شعر معاصر
صفحه 39-58
سیاوش جعفری؛ تقی پورنامداریان
چکیده ماهیت فهم، داوری میان دریافتهای گوناگون از پدیدهها و میزانِ اعتبارِ آن دریافتها، اکنون به یکی از مباحث مرکزی در فلسفۀ معاصر تبدیل شده است. بررسی رویکردها و اندیشههای هرمنوتیکیِ مدرن، تنوع بیسابقهای را در زمینۀ مسائل مربوط به تأویل متن نشان میدهد. در این پژوهش سعی شده است با نگاهی کوتاه به رویکردهای هرمنوتیکی جدید، نیک و بد اندیشههای تأویلی تازه در تأویل شعر معاصر به محک نقد آزموده و معیارهایی برای انجام و ارزیابیِ تأویل پیشنهاد شود. بدون تعیین چنین معیارهایی بهصورت دقیق نمیتوان عوامل ترجیح یک تأویل بر تأویلهای دیگر را نشان داد.
عناصر داستان در رمان عشق سالهای جنگ
صفحه 59-73
سهیلا موسوی سیرجانی؛ ایران خوشچهره
چکیده داستان از قدیمیترین قالبهای هنری است که تعاریف و معانی خاصی از آن ارائه شده است و پیشینۀ بسیار کهنی دارد. یکی از موضوعهای مهم در ادبیات داستانی، جنگ است. نویسندگان بسیاری آثار خود را با توجه به جنگ و مسائل خاص آن خلق کردهاند. حسین فتاحی ازجمله رماننویسان امروز ایران است که آثاری مرتبط با جنگ دارد.
در این مقاله سعی شده است ضمن بررسی رمان عشق سالهای جنگ، عناصر داستان در آن شناسایی و ابعاد گوناگون آن به روش کاملاً ساختاری و علمی تحلیل شود. نویسندۀ رمان با درک واقعی مسئلۀ جنگ، سختیهای آن روزها را بازمیتاباند. شهرت فتاحی مرهون رمانهای جنگی او است.
بررسی تطبیقی شعر احمد صافی و بهار (با تکیه بر موضوع دین)
صفحه 75-93
یدالله رفیعی
چکیده شعر از آغاز حیات بشری، با همۀ لحظات آسمانی و زمینیاش، با انسان همراه بوده است. هرچند شعر در مکتب متعالی اسلام جایگاه واقعی و دینی یافت، در زبانهای مختلف بهویژه عربی و فارسی تکامل خود را در قالبهای متفاوت نشان داد.
اگر شعر و شاعری درخدمت خیر و صلاح جامعه باشد و جامعۀ بشری را بهسوی اخلاق فاضله و ایمان به خدا سوق دهد، بدون تردید مورد تأیید اسلام است و قرآن و پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) از چنین شعری حمایت میکنند. از صدر اسلام تا کنون، با تمسّک به سنّت پیامبر اکرم (ص)، از شعر بهعنوان سلاحی کارآمد و حتی معنوی در دفاع از دین و مبانی آن و نیز مقابله با تهاجم دشمن استفاده شده است. در این خصوص، بهار و احمد صافی از نمونههای بارزی هستند که در لابهلای اشعارشان باورهای دینی و آموزههای اعتقادی نمودی روشن دارد. در این مقاله سعی شده است ظهور و بروز اندیشههای دینی در اشعار این دو شاعر معاصر به روش تحلیل محتوا بررسی شود.
تصویر راوی اعتمادناپذیر در روایت احتمالاً گم شدهام
صفحه 95-111
کرم نایبپور؛ نغمه ورقائیان
چکیده در نوشتار حاضر سعی شده است دلایل اعتمادناپذیربودن راویِ داستان بلند احتمالاً گم شدهام نوشتۀ سارا سالار، براساس نظریۀ شلومیث ریمون ـ کِنان بررسی شود. برطبق این نظریه، دانش محدود راوی، درگیری شخصی وی در داستان، و معیارهای ارزشی متناقض او درطول روایت را میتوان ازجمله دلایل اصلی اعتمادناپذیربودن راوی یک روایت دانست. از این رو، در خوانش حاضر نخست نشان داده میشود که روایت راوی احتمالاً گم شدهام با رویدادهای دنیای داستانی آن درتناقض است بهگونهای که نمیتوان گفتههای او را بهعنوان واقعیت داستانی باور کرد؛ همچنین، راوی این اثر بهخاطر ترس و ضعف حافظه، دانش کافی برای گزارش رویدادهای داستانی را ندارد. آنگاه نشان داده میشود که راوی احتمالاً گم شدهام بهدلیل درگیری شخصی خود در داستانهایی که روایت میکند از یکسو و داشتن معیارهای ارزشی پیچیده و گاه متناقض از سوی دیگر، از گزارش بیطرفانۀ حقایق داستانی ناتوان بهنظر میرسد، و هم از این رو است که سعی دارد با گزینش و روایت جانبدارانۀ رویدادهای داستانی یا بهمنظور وارونهجلوهدادن آنها، روایت را به زاویۀ دید خود محدود کند تا رویدادها را آنگونه که خود میخواهد گزارش کند نه آنگونه که واقعاً اتفاق افتاده است. در آغاز مقاله، همچنین، شرح مختصری از پیشینۀ بحث مربوط به اعتمادپذیربودن/ اعتمادناپذیربودن راوی یک اثر در روایتشناسی ارائه میشود.
خوانش نشانهشناختی زمستان اخوان و پیامی در راه سپهری
صفحه 113-136
علیرضا نبیلو
چکیده مایکل ریفاتر، دو شیوۀ خوانش اکتشافی و پسنگر را در نشانهشناسی شعر مطرح کرده است. در خوانش اول به بررسی مفهوم و معنا و در خوانش دوم به دلالتهای زبانی توجه میشود. در خوانش دوم، پس از بررسی عناصر غیردستوری، ارتباط پنهانی و درونی عناصر متن درقالب انباشت و منظومههای توصیفی تبیین میشود، سپس خواننده به دریافت هیپوگرامها روی میآورد، و درنهایت این مباحث به دریافت و کشف ماتریس ساختاری شعر میانجامد.
در این مقاله، پس از بررسی عناصر غیردستوری، انباشتها و منظومههای توصیفی در دو شعر زمستان اخوان و پیامی در راه سپهری، ماتریس ساختاری زیر بهدست آمده است:
شعر زمستان: ترس و ناامیدی مردم، امیدواری شاعر بهکمک دیگران، خفقان، ناامیدی شاعر؛
شعر و پیامی در راه: آشتیدادن و دوستی و محبت آوردن و رفع کاستی توسط شاعر، زشتی و کاستی در جامعه، برقرارشدن کمال و زیبایی در جامعه.
