تحلیلی بر گرایشها و رویکردهای زنانه در ادبیات فارسی و عربی
صفحه 1-29
فائزه احمدی؛ عبدالحسین فرزاد
چکیده گرایشهای زنانه در حوزههای گوناگون اجتماعی، فلسفی، و ادبی از پدیدههای دنیای مدرن، بهویژه پس از انقلاب صنعتی، بهشمار میآید. این رویکرد بعدها، بر اثر تسهیل و گسترش ارتباطات بین فرهنگی، از دنیای غرب به جهان عربزبان و ایران نیز سرایت کرد و البته تأثیرات متفاوتی برجای نهاد.
تحقیق حاضر بر این فرض استوار است که اندیشههای زنانه در هر دو حوزة فرهنگی و ادبی ویژگیها و تمایلات مشترکی دارد. همچنین، اصلیترین یافتههای پژوهش نشان میدهد که جنبش زنان ایران و عرب، برای دستیافتن به وضعیتی مطلوب در خانواده و جامعه، همزمان شکل گرفته است.
این مقاله کاوشی است در نحوة ورود این اندیشه به جامعة ایران و عرب که در آن تلاش شده است انعکاس رویکردهای زنانه در آثار ادبی این دو حوزة زبانی و فرهنگی بررسی شود. برای دستیابی به این نتیجه، نخست تاریخچة پیدایش و نضج تفکر زنانه در اروپا و سپس در دنیای عرب و ایران بررسی شده است. سپس با جستوجو در آثار ادبی این دو فرهنگ، بهویژه داستان و رمان و شعرهای عربی و فارسی در قرن اخیر، مؤلفههای زنانه را در آنها یافته و تحلیل و بررسی شده است.
بررسی و تحلیل شکواییة اجتماعی در شعر معاصر
صفحه 31-53
علیاصغر باباصفری؛ نوشین طالبزاده
چکیده ادبیات غنایی گستردهترین بخش آثار ادبی را دربر میگیرد و گونههای متعددی را در خود جای داده است، یکی از این گونهها «شکواییه» است. تمایل به شکواییه در هر انسانی به صورت غریزی وجود دارد و شاعران، که حساستر از دیگر مردماند و با دید ظریفتری مسائل را مینگرند، با زبانی متفاوت به بیان این نوع ادبی میپردازند. در همة ادوار شعر فارسی شکواییه وجود دارد، اما در شعر معاصر نوع نگرش و نحوة پرداختن به آن تغییر میکند و با توجه به شعر امروز زبان آن سادهتر میشود. این موضوع تحت پنج عنوان شکواییههای شخصی، سیاسی، فلسفی، عرفانی، و اجتماعی در آثار شاعران دیده میشود که در این مقاله به علت اهمیت دوران معاصر و زبان اجتماعیپرداز شاعران این دوران، به بررسی و تحلیل شکواییههای اجتماعی در شعر پانزده تن از برجستگان شعر معاصر بر اساس ترتیب تاریخی پرداخته میشود که بعضی به صورت کلاسیک و برخی از آنان به سبک نیمایی شعر سرودهاند.
رابطة کارکردهای زبانی با تیپهای شخصیتی داستانهای سیدمحمدعلی جمالزاده
صفحه 55-76
علیمحمد پشتدار؛ کیومرث گروسی
چکیده زبان با دین، مذهب، جنسیت، سن، شغل، محیط، شرایط اجتماعی، و تحصیلات گویندگان پیوند دارد و همین موارد از عوامل ایجاد تیپهای شخصیتی در افراد است.
هدف پژوهش حاضر بررسی کارکرد زبان در تیپهای شخصیتی داستانهای کوتاه یکی بود یکی نبود، شاهکار، تلخ و شیرین، کهنه و نو، غیر از خدا هیچکس نبود، آسمان و ریسمان، قصههای کوتاه برای بچههای ریشدار، و قصة ما به سر رسید سید محمدعلی جمالزاده است. در این راستا نخست تیپهای شخصیتی داستان و ویژگیهای خَلقی و خُلقی هریک از تیپها مشخص شده است، سپس با توجه به هدف اصلی مؤلفْ داستانها، شرایط اجتماعی، متغیرها و مؤلفههای موجود، و رابطة کارکردهای زبانی با تیپهای مورد نظر بررسی شده است؛ بهویژه زبان، واژهها، و عبارات متناسب با تیپها از لحاظ طبقة اجتماعی، شغل، تحصیلات، دین و مذهب، جنسیت، تابو، محیط، و مناسبات قدرت شرح داده شده است. پژوهش به شیوة توصیفی است و دادهها با استفاده از روش تحلیل محتوا با ابزار کتابخانه بررسی شده است. نتیجه نشان میدهد که جمالزاده به عوامل غیر زبانی مؤثر در زبان شخصیتها با آگاهی و هدف توجه داشته و توانسته است با بهکارگیری درست متغیرها به القای بهتر مفاهیم اجتماعی در داستانها کمک کند.
در کل در یکی بود یکی نبود، با توجه به تعداد شخصیتها، از متغیرها بیشتر استفاده کرده است و دو متغیر دین و مذهب و شغل بیشترین تأثیر را در زبان شخصیتها داشته است.
نگاهی گذرا به جلوههای سوررئالیستی هشت کتاب
صفحه 77-95
عبدالله حسنزاده میرعلی؛ محمدرضا عبدی
چکیده سهراب سپهری از جمله شاعران نوپرداز معاصر است که توانسته است در کنار نیما، پدر شعر نو، و دیگر بزرگان شعر نیمایی همانند شاملو، فروغ فرخزاد، و اخوان ثالث بر فراز قلههای شعر نو قد علم کند.
سرودههای سپهری به علت آشنایی او با ادبیات و مکاتب غربی و همچنین علاقه و آشنایی با عرفان شرقی دارای رنگ و بو و سبکی یگانه است. توجه ویژه به عناصر طبیعی و نسبتدادن امور غیر عادی به اشیای عادی و گامنهادن در فراواقعیت در سراسر منظومههای او جاری و ساری است. رویکرد ذهنی و اشراقی سپهری باعث ورود او به تصورناپذیرها شده و شعر او را مملو از جلوههای سوررئالیستی کرده است. این مقاله در پی آن است که با معرفی جلوههای سوررئالیستی در آثار سپهری چگونگی تأثیرپذیری سپهری از فلسفة یونگ و مکتب سوررئالیسم را بررسی کند و از این رهگذر به شناخت تازهای از اشعار او دست یابد.
وحدت و انسجام در شعر شفیعی کدکنی
صفحه 97-116
قاسم صحرائی؛ شهاب گلشنی
چکیده با مطالعه و بررسی اشعار شفیعی کدکنی میتوان اصول و ارکان زیباشناسی شعر او را شناخت؛ اصول و ارکانی که مایۀ قوام زیبایی در شعر و جذابیت آن برای مخاطب میشود.
اصل «وحدت» در زیباشناسی شعر شفیعی کدکنی مهمترین رکن است. به بیان دیگر، رشتههایی مرئی و نامرئی در لفظ و معنی اجزای سخن شفیعی را به هم پیوند زده و به آنها پیکرهای واحد داده است و همین نکته باعث جذابیت و تأثیرگذاری بیشتر آن در مخاطب شده است.
انسجام در شعر وقتی حس میشود که میان اجزای آن شعر نوعی وحدت و در عین حال تنوع وجود داشته باشد. وحدت سبب هماهنگی بین اجزای سخن میشود و مایۀ همبستگی و ماندگاری آن. شعری که مضمون و لفظ آن وحدت داشته باشد احساس زیبایی بیشتری برمیانگیزد. در این مقاله، اصل وحدت و عناصر مؤثر در ساخت آن همچون: وحدت مضمون، هماهنگی اجزا، تحول و سیر تدریجی، تناسب، و تکرار بررسی میشود.
بیانهای مختلف هنری در صور خیال در شعر مهاجرت افغانستان
صفحه 117-143
گلنسا محمدی
چکیده کاربرد گستردۀ تشبیه و استعاره از ویژگیهای ممتاز شعر مهاجرت افغانستان است. در این بررسی استعاره در شکل اصلی آن، یعنی تشبیه، درآمده است. بدینترتیب دو بخش بزرگ مشبه و مشبهبه موضوعبندی شده و بر اساس فراوانی در اولویت قرار گرفته است. مشبهها به چهار دستۀ بزرگ وصف یار و دلسپردگی، طبیعت، وصف شعر، و سایر مفاهیم تقسیم میشود. بر اساس مشبهها دیدگاه شاعران مهاجر افغانستان انفسی و درونگراست؛ جهانی محزون و تاریک که ریشه در جنگ، اخلاق ناپسند، گناه، درد، و فقر دارد. اما در عین حال آرزومندی و امیدورزی در جایجای این اشعار موج میزند. مشبهبهها به ترتیب به بخشهای طبیعت، تشخیص، حال و هوا، تقابل، بزم، جنگ، شعر، مذهب، و سایر مفاهیم تقسیم میشود. شاعران در این بخش عناصر طبیعت را، که از بیشترین فراوانی برخوردار است، از سنت وام گرفتهاند.
آشناییزدایی زبانی در آثار دولتآبادی (با تکیه بر دو اثر داستانی با شبیرو و عقیل عقیل)
صفحه 145-168
محسن محمدی فشارکی؛ سمیه صادقیان
چکیده از جمله نظریات محوری فرمالیسم، که توجه بسیاری را به خود جلب کرد، «آشناییزدایی» در ادبیات است. آشناییزدایی رسالت هنر بیگانهسازی مفاهیم آشنا و بهدستدادن ادراک نو از این مفاهیم با کنارزدن حجاب عادت از مقابل دیدگان است. آشناییزدایی در ادبیات، در مقام یکی از مظاهر هنر، در سطوح متفاوت و از جمله در سطح زبان صورت میگیرد. زبانشناسان شیوههای بیگانهسازی در زبان را بهمثابة یکی از عناصر صوری متن تبیین و طبقهبندی کردهاند. با تأمل بر زبان داستانی دولتآبادی درمییابیم که این آشناییزدایی تا چه اندازه در شکلدادن به فرم مطلوب و متناسب با مضمون داستان اهمیت دارد. از سویی این پژوهش بازنگری مختصری است بر تعاریف و تقسیمبندیهایی که تاکنون برای شیوههای گوناگون آشناییزدایی در سطح زبان صورت گرفته است.
