مشخصات نشریه

  • عنوان کامل: ادبیات پارسی معاصر
  • وب‌گاه: https://contemporarylit.ihcs.ac.ir/
  • شاپا چاپی: 0549 - 2383
  •  شاپا الکترونیکی: 0557-2383
  • محل چاپ: ایران، تهران
  • ناشر: پژوهشگاه علوم‌انسانی و مطالعات‌فرهنگی
  • مدیریت علمی: پژوهشکده ادبیات فارسی
  • سال شروع انتشار: 1390
  • گروه علمی: علوم انسانی
  • زیر گروه: ادبیات پارسی
  • گرایش یا زمینه تخصصی نشریه: ادبیات فارسی
  • حوزه موضوعی نشریه: تحلیل و نقد وتبیین و تفسیر ادبیات پارسی معاصر در ایران و جهان با رویکرد های ادبی، بلاغی، زیبایی شناختی، اسطوره شناختی، تاریخی، دستوری، زبانشناختی، روان شناختی، فرهنگی، فلسفی، اجتماعی، سیاسی، گونه و نوع ادبی، گویشی، تطبیقی و میان رشته ای
  • زبان نشریه: فارسی (چکیده انگلیسی)
  • اعتبار نشریه: علمی‌ 
  • نوع مقالات: پژوهشی، ترویجی، مروری، نقد کتاب، نقطه نظر 
  • نوع انتشار: الکترونیکی
  • نوبت انتشار: دو فصلنامه 
  • هزینۀ بررسی و انتشار مقاله: دارد (مشاهده جزئیات)
  • نوع داوری: حداقل 2 داور، همتراز خوانی دوسو پنهان 
  • بازه زمانی بررسی اولیه مقالات دریافتی: تا 14 روز
  • زمان داوریحداقل سه ماه و حداکثر شش‌ماه
  • درصد پذیرش مقالات: 
  • دسترسی به مقاله‌ها: رایگان (تمام متن)
  • مدل دسترسی به مقالات: در فرمت PDF 
  • سامانه مدیریت نشریه: شرکت سیناوب
  • نمایه‌شده: بلی
  • رتبه در نشریات وزارت علوم: رتبه ب 
  • وضعیت در ISC در سال 1402: Q2 هنر و علوم انسانی 
  • ضریب تأثیر پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC): سال 1402(0/208)
  • ایمیل نشریه: adabemoaser@gmail.com
  • شماره تماس: 02124862000

میزان مجاز درصد تشابه در مقالات و سایت مورد بررسی:

حداکثر میزان مشابهت یا همپوشانی تا 10 درصد قابل قبول می باشد.

 

تحلیل و نقد و تبیین و تفسیر ادبیات پارسی معاصر در ایران و جهان

ارزش عروضی «فاعلاتُ» و کاربرد وزن‌های متشکل از تکرار آن در شعر فارسی معاصر

https://doi.org/10.30465/copl.2026.55303.4398

علی اصغر قهرمانی مقبل

چکیده سابقۀ سرودن شعر مبتنی بر رکن فاعلاتُ به سدۀ اخیر باز می‌گردد، به طوری که می‌توان گفت نه در اشعار شاعران گذشته با تکرار رکن فاعلاتُ شعری یافت می‌شود و نه عروضیان مشهور پیشین بحری را که متشکل از تکرار فاعلاتُ باشد، به رسمیت شناخته‌اند، بنابراین یک بحر عروضی آن هم بحری متفق الارکان در تاریخ شعر فارسی مجهول و مغفول مانده است تا این‌که شاعران معاصر متوجه آن شده‌ و عروضیان معاصر به توصیف، تحلیل و تبیین آن پرداخته‌اند. در این مقاله که با روش توصیفی و تحلیلی انجام گرفته است در کنار جستجو دربارۀ سابقۀ بحر فاعلاتُ در شعر فارسی، به این پرسش پاسخ داده می‌شود که بحر فاعلاتُ در شعر و عروض فارسی چه ارزش و جایگاهی پیدا کرده و چه وزن‌های از آن مورد استفادۀ شاعران قرار گرفته است؟ می‌توان چنین عنوان کرد که نخستین شعر مبتنی بر تکرار فاعلاتُ شعر «ترانه» سرودۀ سایه باشد که در شهریور 1333 ش. منتشر شده است و با این شعر بحر فاعلاتُ مورد توجه شاعران و عروضیان قرار گرفته و بر بیش از 10 وزنِ منشعب از آن اشعاری سروده شده است که در میان شاعران سیمین بهبهانی و حسین منزوی بیش از شاعران دیگر بر اوزان فاعلاتُ شعر گفته‌اند.

ادبیات

روایت نظارتی: وارونگی نگاه و فروپاشی جایگاه امن سوژه ناظر در داستان «هتل نادری» بیژن نجدی

https://doi.org/10.30465/copl.2026.54905.4389

علیرضا صیاد

چکیده این مقاله با تکیه بر مفهوم نظارت سراسربینانه فوکویی و بهره گیری از آرای نظریه‌پردازانی که این مفهوم را به حوزه‌ی روایت تعمیم داده‌اند، داستان کوتاه «هتل نادری» اثر بیژن نجدی را از منظر منطق نظارت و ناپایداری جایگاه ادراک تحلیل می‌کند. مسئله اصلی پژوهش، چگونگی دگرگونی راوی از سوژه‌ای ناظر به ابژه‌ای تحت نظر و بازتاب این فرایند در ساختار روایت است. مقاله نشان می‌دهد که نظارت در این داستان صرفاً یک درون‌مایه محتوایی نیست، بلکه به سطح فرم نفوذ می‌کند و زاویه دید، توزیع اطلاعات، سازمان زمانی و تجربه ادراکی متن را شکل می‌دهد. تحلیل در سه مرحله پیش می‌رود: نخست، راوی در فضای رستوران هتل نادری در موضع ناظری پنهان و ظاهراً مسلط قرار می‌گیرد؛ دوم، با فعال شدن حافظه سیاسی و بازگشت تجربه سرکوب، این جایگاه دچار تزلزل می‌شود؛ و سوم، در فضای شهری و به‌ویژه در صحنه ویترین، مرز میان ناظر و منظور فرومی‌ریزد و راوی خود را در معرض همان نگاهی می‌یابد که پیش‌تر بر دیگری اعمال می‌کرد. نتیجه پژوهش آن است که «هتل نادری» نمونه‌ای برجسته از روایت نظارتی است که در آن اضطراب ادراکی، حافظه تاریخی و ساختار روایی، تجربه زیستن در فضای سرکوب، سوءظن و بی‌اعتمادی را به‌صورت ادبی بازنمایی می‌کنند.

تحلیل و نقد و تبیین و تفسیر ادبیات پارسی معاصر در ایران و جهان

تحلیل شخصیت اصلی رمان نشان‌کرده اثر بلقیس سلیمانی با تکیه بر نظریة«سلطة مذکر» پی‌یر بوردیو

https://doi.org/10.30465/copl.2026.54601.4386

فاطمه سادات طاهری، مرضیه آبیار قمصری

چکیده سلطة جنسیتی، یکی از ناشناخته‌ترین ابعاد سلطه شمرده‌می‌شود. پی‌یربوردیو(1930-2002) به‌عنوان بنیانگذار نظریۀ «سلطة مذکر» عقیده‌دارد این نوع سلطه در ناخودآگاه جمعی انسان‌ها ریشه‌دارد و زنان مانند هر گروه تحت سلطه‌ای، بدون‌ آنکه آگاه باشند با سلطه‌گران بر خود مشارکت‌می‌کنند. نگارندگان در این پژوهش کیفی با شیوۀ توصیفی تحلیلی مبتنی بر متن رمان نشان‌کرده اثر بلقیس سلیمانی و تقسیم‌بندی شاخصه‌های سلطة مذکر از دیدگاه بوردیو می‌کوشند با پاسخگویی به این پرسش‌ها که کدام الگوهای سلطة مذکر بوردیو در رمان نشان‌کرده وجوددارند؟ و هریک از این الگوها تا چه حد قابل انطباق با تجربیات شخصیت اصلی رمان هستند؟ چگونگی بازتاب سلطة مردانه و تأثیر آن بر شخصیت اصلی رمان نشان‌کرده را بررسی‌کنند. یافته‌ها نشان‌می‌دهد شخصیت اصلی رمان بی‌آن‌که بداند، تحت تأثیر سلطة نظام مردسالارانه و سنت‌های فرهنگی- اجتماعی حاکم بر جامعۀ روستایی است؛ به‌ویژه که این ساختارها زمینه‌ساز کنترل و نظارت اجتماعی شدید، نابرابری جنسیتی، محرومیت به‌ گونه‌های مختلف و درنتیجه بحران هویت زنان در این جوامع‌اند که هریک از آن‌ها به‌نوعی با الگوهای برساخت اجتماعی بدن، در بدن‌نهفتگی سلطه، مذکربودن به مثابۀ والامقامی، هستی زنانه به‌مثابۀ هستی ادراکی و سلطه و عشق در نظریۀ بوردیو انطباق دارند.

تحلیل و نقد و تبیین و تفسیر ادبیات پارسی معاصر در ایران و جهان

تحلیل رمان «طوقی» با تأکید بر نظریۀ هویت اقلیمی

https://doi.org/10.30465/copl.2026.54335.4375

توحید شالچیان ناظر

چکیده اقلیم از جمله مفاهیمی است که بازتاب آن به‌صورت زبانی در متن آثار ادبی می‌توان جست‌وجو نمود. یکی از بهترین محمل‌ها و بسترهای توصیف اقلیم و مؤلفه‌های برسازندۀ آن رمان‌هایی است که در فضای اقلیمی خاص با تکیه بر مؤلفه‌های بومی-محلی روایت می‌شود. طوقی را می‌توان از رمان‌هایی دانست که مؤلفه‌های بومی-محلی در آن فراوان یافت می‌شود. بنابراین، این رمان ظرفیت تحلیل با تأکید بر نظریۀ هویت اقلیمی را داراست. در این پژوهش، با استفاده از روش تحلیل کیفی کوشیده‌ایم که مؤلفه‌های بومی-محلی را در رمان طوقی بیابیم و با تأکید بر نظریۀ هویت اقلیمی آن‌ها را تحلیل نماییم. دستاوردهای این پژوهش نشان می‌دهد که هویت اقلیمی در رمان طوقی نه حاصل یک مؤلفۀ منفرد، بلکه برساخته‌ای شبکه‌ای، چندلایه و زیست‌جهانی است که در پیوندی تنگاتنگ میان مکان، بدن، معیشت، اخلاق اجتماعی و آیین‌های فرهنگی شکل می‌گیرد. تحلیل شاهدمثال‌ها حاکی از آن است که اقلیم در این رمان صرفاً نقش پس‌زمینۀ روایی را ایفا نمی‌کند، بلکه به‌مثابه نیرویی فعال، ساحت‌های مختلف تجربۀ زیستۀ شخصیت‌ها را سازمان می‌دهد. هویت اقلیمی در طوقی برساخته‌ای چندلایه است که از مکان و اقلیم آغاز می‌شود، در بدن‌مندی تجربه زیسته می‌شود، در معیشت و عادت‌واره تثبیت می‌گردد، در اخلاق اجتماعی داوری می‌یابد و در آیین و باور بازتولید می‌شود. این ساختار شبکه‌ای، امکان تبیین منسجم شاهدمثال‌ها را فراهم کرده و از فروکاست تحلیل به توصیف صرف جلوگیری می‌کند.

تحلیل و نقد و تبیین و تفسیر ادبیات پارسی معاصر در ایران و جهان

تحلیل نقش توازی تصویری در برجسته‌سازی عناصر داستان براساس پنج داستان کوتاه معاصر از ادبیات فارسی

https://doi.org/10.30465/copl.2026.53932.4366

هاشم اله‌یاری، محمد آهی، فاطمه سلطانشاهی

چکیده فرم داستانِ کوتاه ماهیتاً مستلزم شکل ویژه‌ای از اختصار در به کارگیری عناصر داستان است. بر بنیان این اختصار می‌توان گرایش داستانِ کوتاه به تمهیداتی چون فشردگیِ روایی، تصویرمحوری و ساختارهای غنایی را تحلیل کرد. ذیل این گرایش، شگردهایی نظیر «توازی تصویری» به عنوان یکی از سازوکارهای برجسته‌سازی در سازمان‌دهی روایت و تقویت عناصر داستان نقش مهمی بر عهده دارد. توازی تصویری به ویژه در داستان‌های کوتاهِ معاصر که به اقتضای زندگی مدرن عمدتاً به سوی مضامین غنایی و تجاربِ فردی گرایش دارند، می‌تواند ابزار مناسبی در به‌کارگیری موثرتر عناصر داستان در متن روایت در عین اختصار، حفظ وحدت و تأثیرگذاری بر مخاطب باشد. این چارچوب کلی در ادبیات داستانی ایران نیز قابل بررسی است. پژوهش حاضر با تمرکز بر پنج داستان کوتاه مدرن از نویسندگان معاصرِ ایرانی یعنی: «دربند»، «پنجره‌های خالی»، «خانۀ کنار دریا»، «سه شنبۀ خیس» و «خاطرات پاره‌پارۀ دیروز» و با بهره‌گیری از روش توصیفی ـ تحلیلی، کیفیت ظهور این شگرد و تأثیر آن را بر عناصر داستان بررسی می‌کند. بنابر نتایج این پژوهش توازی تصویری در چهار حوزۀ اصلی: رویداد، شخصیت، توصیف و اندیشه با ایجاد قرینه‌گیِ ضمنی میان تصاویر و موقعیت‌ها، امکان انتقال لایه‌های پنهان معنا را بدون تصریح مستقیم فراهم می‌آورد. توازی تصویری در این داستان‌ها غالباً در تعامل با دیگر تمهیدات برجسته‌سازی چون تمثیل، استعاره، نماد و تشبیه عمل می‌کند و از این طریق در برجسته‌سازی عناصر داستانی نقش می‌یابد و نیز نه‌تنها ابزار ایجاز و خلق وحدت اندام‌وار محسوب می‌شود بلکه یکی از تمهیدات برجسته‌سازی در داستان است.

ادبیات

بررسی عناصر واقعیت و زمان در مدرنیسم روایی با تمرکز بر رمان «کافة خیابان گوته» اثر حمیدرضا شاه‌آبادی

https://doi.org/10.30465/copl.2026.51529.4258

ایوب مرادی، رها جعفری، فاروق نعمتی

چکیده تغییر تلقی نسبت به دو مفهوم واقعیت و زمان، جزو اصلی‌ترین تأثیرات مدرنیسم در توع ادبی رمان به شمار می‌آید. با توجه به این مهم که ظهور مدرنیسم در رمان بلافاصله پس از رئالیسم بود، برای نویسندگان رمان مدرن مسألة «واقعیت» همچنان از اهمیت بالایی برخوردار بود. اما واقعیت مورد نظر نویسندگان مدرن، کاملاً متفاوت از واقعیت در رئالیسم بود. مدرنیست‌ها به واقعیتی بالاتر اعتقاد داشتند که در ذهن شکل می‌گرفت. و بسته به زاویة دید افراد می‌توانست متفاوت باشد. واقعیتی که بیان آن از طریق بازگویی مستقیم امکان‌پذیر نبود و نیازمند روش‌هایی جدید بود؛ روش‌هایی همچون تک‌گویی درونی و جریان سیّال ذهن. مسألة مهم دیگر ارتباط تلقی جدید از واقعیت با موضوع زمان بود. مدرنیست‌ها بر این باور بودند که حتی به فرض اینکه برای رویدادها در جهان بیرون ماهیتی خطی قائل باشیم، تجربة ذهنی ما از آنها هرگز خطی نیست. این مسأله باعث ایجاد تغییرات مهمی در حوزة آگاهی، تاریخ‌نویسی و واقع‌نگاری گردید. جالب آنکه توجه به این مسائل در رمان مدرن گاه باعث خلق رمان‌هایی شد که گرانی‌گاه آنها حول همین محورها می‌چرخید. رمان «کافة خیابان گوته» از حمیدرضا شاه‌آبادی یکی از نمونه‌های داخلی این تلاش‌هاست. ازهمین‌رو در این مقاله تلاش شده است تا به روش تحلیلی-توصیفی شیوة بازنمایی واقعیت و زمان از سوی نویسنده بررسی و تحلیل شود. نتایج نشان می‌دهد که شاه‌آبادی در اثر خود مبانی‌ای همچون تأثیر روایت در شکل‌دهی به ادراک، تأثیر نسبیت بر تلقی از زمان و واقعیت در روایت مدرن و ماهیّت روایی گزارش‌های تاریخی را محور روایت‌پردازی قرار داده است.

ادبیات

از زبانیت تا سوررئالیسم؛ بازخوانی مؤلفه‌های نگارش سوررئالیستی در شعر رضا براهنی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 تیر 1405

https://doi.org/10.30465/copl.2026.54224.4372

حسنا محمدزاده، فاطمه طاهری

چکیده این پژوهش، مؤلفه‌های سوررئالیستی را در شعر رضا براهنی، به‌ویژه در مجموعۀ خطاب به پروانه‌ها و چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم، بررسی‌می‌کند. یژوهشگران با روش توصیفی- تحلیلی مبتنی بر اشعار وی می‌کوشند به این پرسش پاسخ دهند که آیا گسست‌های زبانی و تصویری شعر براهنی نتیجۀ بوطیقای سوررئالیستی است یا صرفاً بازتاب نظریۀ «زبانیّت» خود اوست؟ بدین منظور شش مؤلفۀ عملیاتی سوررئالیسم؛ یعنی غلبۀ ناخودآگاه بر عقل، نگارش خودکار، هم‌نشینی نامتجانس، نقطۀ علیا، جنون، و امر شگفت، استخراج و هر یک با نشانه‌های زبانی مشخص به شواهد شعری براهنی تطبیق داده شد. یافته‌ها نشان می‌دهد براهنی در مواجهه با تجربه‌های غیر قابل‌بیان مانند مرگ، به‌طرزی قانع‌کننده از این شگردها برای رسیدن به کارکرد اصیل سوررئالیستی بهره برده، اما در بخش دیگری از اشعار، همین شگردها در خدمت فرایند آگاهانۀ زبانیّت او قرارگرفته‌اند. بنابراین کاربست مؤلفه‌های سوررئالیسم در شعر او، نه مطلق، بلکه ناهمگون و گزینشی است و او سوررئالیسم را در خدمت فرایند زبانی خویش بازتفسیر کرده است.

بررسی و تأویل چند نماد در شعر معاصر

دوره 2، شماره 1، شهریور 1391، صفحه 25-48

تقی پورنامداریان، ابوالقاسم رادفر، جلیل شاکری

چکیده شعر نمادین یا سمبولیک از جریان‌های مهم شعر معاصر است. به نظر بسیاری از منتقدان و نظریه‌پردازان، از عوامل گرایش شاعران معاصر به شعر نمادین و سمبولیک تغییر فضای سیاسی و اجتماعی جامعه و اختناق و خفقان شدید نظام مستبد حاکم بر آن است. افزون بر این دیدگاه، می‌توان به عوامل دیگری چون آشنایی شاعران با جریان‌های شعری غرب و مکتب سمبولیسم، تغییر دیدگاه و نگرش شاعران به جهان هستی و جامعه و محیط، آفرینش ابهام هنری، و عمق‌بخشیدن به شعر اشاره کرد. در‌واقع، از هدف‌های کاربرد نماد یا سمبل در شعر شاعران معاصر، مثل نیما، اخوان، و شاملو، خلق بافتی مبهم و شعری عمیق، تأثیر در مخاطب و شرکت‌دادن او در آفرینش معنای شعر، حرکت شعر از حالت تک‌معنایی به‌سوی چندمعنایی، و واداشتن خواننده و مخاطب به درنگ و تأمل در معنا و مفهوم شعر است. ازاین‌رو، در این مقاله سعی بر آن است که با تأویل و تفسیر چند نماد مشترک بین اشعار نیما، اخوان، و شاملو مثل «پرنده»، «جنگل»، «سپیدار»، «چراغ»، و «پنجره» به عامل مهم نمادین و سمبولیک‌شدن شعر پرداخته شود.

ادبیات پایداری در ایران بازشناسی مؤلّفه‌ها، فرصت‌ها و چالش‌ها

دوره 7، شماره 2، شهریور 1396، صفحه 1-33

رضا چهرقانی

چکیده با آنکه ریشه‌های ادبیات پایداری در ایران به ‌پیش از اسلام بازمی‌گردد، آثار تولید شده در این زمینه در دوران معاصر؛ از نظر کثرت، کیفیّت و اقبال مخاطبان، قابل مقایسه با ادوار پیشین نیست. از این‌ رو ضرورت دارد ادبیات پایداری به عنوان بخش مهمّی از ادبیات امروز ایران بررسی شده، مؤلّفه‌ها، فرصت‌ها و چالش‌های پیش روی آن بازشناسی شود. لذا این پژوهش ضمن واکاوی مؤلّفه‌ها و ارائة تعریفی جامع و مانع از ادبیات پایداری و طبقه‌بندی انواع مختلف و متفاوت آن، می‌کوشد مهم‌ترین فرصت‌ها و چالش‌های این شاخه از ادبیات در ایران را، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی مورد بازشناسی، بررسی و تحلیل قرار دهد. بر اساس یافته‌های این تحقیق، مؤلّفة اصلی ادبیات پایداری- به منزلة یک مقولة ماهیّتاً مضمونی- توجّه به عنصر «ستیز با» یا «تاب آوری در برابرِ» هر نوع اعمال قدرت نامشروع؛ لوازم و عوارض آن است. مهم‌ترین چالش‌های ادبیات پایداری نیز، تشتّت در تعریف، فقدان نظریّه پردازی، شعاری، سفارشی و دولتی شدن و مهم‌ترین فرصت‌های آن، هم‌سویی بدنة اصلی ادبیات پایداری با گفتمان انقلاب و سیاست‌های کلان نظام، حمایت‌های مادی و معنوی نهادهای حاکمیتی، برخورداری از پشتوانه‌های فرهنگی چندین هزارساله؛ اعمّ از اساطیر، تاریخ پر از جنگ و استبداد و همچنین مذهب انقلابی تشیّع‌است.

بیان‌های مختلف هنری در صور خیال در شعر مهاجرت افغانستان

دوره 3، شماره 1، شهریور 1392، صفحه 117-143

گل‌نسا محمدی

چکیده کاربرد گستردۀ تشبیه و استعاره از ویژگی‌های ممتاز شعر مهاجرت افغانستان است. در این بررسی استعاره در شکل اصلی آن، یعنی تشبیه، در‌‌آمده است. بدین‌ترتیب دو بخش بزرگ مشبه و مشبه‌‌به موضوع‌بندی شده و بر اساس فراوانی در اولویت قرار گرفته است. مشبه‌‌ها به چهار دستۀ بزرگ وصف یار و دل‌سپردگی، طبیعت، وصف شعر، و سایر مفاهیم تقسیم می‌شود. بر اساس مشبه‌‌ها دیدگاه شاعران مهاجر افغانستان انفسی و درون‌گراست؛ جهانی محزون و تاریک که ریشه در جنگ، اخلاق ناپسند، گناه، درد، و فقر دارد. اما در عین‌ حال آرزومندی و امیدورزی در جای‌جای این اشعار موج می‌‌زند. مشبه‌‌به‌‌ها به ‌ترتیب به بخش‌های طبیعت، تشخیص، حال و هوا، تقابل، بزم، جنگ، شعر، مذهب، و سایر مفاهیم تقسیم می‌شود. شاعران در این بخش عناصر طبیعت را، که از بیش‌ترین فراوانی برخوردار است، از سنت وام گرفته‌‌اند.

تصویر شعر سپید

دوره 1، شماره 2، اسفند 1391، صفحه 57-88

حمید طاهری، مریم مریم رحمانی

چکیده تصویرهای شعر سپید از دهة سی تا‌‌کنون تحولات گوناگونی یافته‌اند که می‌توان آن‌ها را به دو بخش تقسیم کرد‌: 1. تصاویر شاملویی 2. تصاویر بعد از دهة هفتاد. در نگاهی کلی می‌توان گفت محمور عمودی در شعر سپید بسیار مهم‌تر از شعر کلاسیک است و این به‌سبب «فردیت»، «تخیل آزاد»، «تجدد و نوآوری»، و «تنوع عناصر تصویرساز» است. تصویرهای «شاملویی» اغلب «حسی»‌اند و با «عناصری طبیعی» با «تشخیص» ساخته می‌شوند، اما تصویرهای «بعد از دهة هفتاد»، اکثراً «حسی ـ انتزاعی»‌اند و از عناصر «‌غیرطبیعی» ساخته می‌شوند و«فضاسازی» با آن‌ها بیشتر از انواع دیگر تصویر است.

نگاهی تحلیلی ـ فلسفی به منظومة «صدای پای آب سپهری»

دوره 1، شماره 2، اسفند 1391، صفحه 133-149

اسماعیل نرماشیری

چکیده اغلب گمان می‌کنند که منظومة «صدای پای آب» سپهری منظومه‌ای صرفاً توصیفی ـ شاعرانه است. اما این مقاله، از طریق آگاهی‌های به‌دست آورده، ثابت می‌کند که در لایه‌های پنهان این منظومه کارکردی فلسفی نهفته است. همچنین، در این اشعار بین عناصر و پدیده‌های طبیعت نوعی کنش هستی‌شناسی دیده می‌شود؛ زیرا سپهری از جمله شاعرانی است که هم از آموزه‌های مکاشفه‌ای و هم از قابلیت‌های توصیفی و هنری برخوردار بوده است. سپهری، با درکی هوشمندانه، مفاهیم معنادار عناصر را به‌خوبی درمی‌یابد و سپس تلویحاً رابطة دیالکتیک پدیده‌ها و نوع نظم کیهانی آن‌ها را در قالبی شاعرانه بیان می‌کند. اندیشیدن به اضلاع و کانون‌های ارجاعی و فکری منظومه نشان می‌دهد که او زوایای پنهان این شعر را در منزلتی تعالی‌گرایانه و با رویکردی غایت‌شناسانه فراهم آورده است. از رهگذر دریافت‌ها، به جرئت می‌توان گفت که شاعر در این شعر صرفاً در پی توصیف و بیان لذت نفس در قالب و نگاهی شاعرانه نبوده است، بلکه از این رهیافت مبانی بنیادین وجودشناسی را به‌گونه‌ای معرفت‌شناختی تبیین کرده است. ازاین‌رو، نگارنده در این مقاله با چنین نگرش و دریافتی و با استفاده از روش مطالعة کتابخانه‌ای و با شیوة تحلیلی ـ فلسفی به گردآوری مطالب و اثبات نظریات خود مبادرت ورزیده است.

تأثیر فرهنگ ایرانی در آموزش زبان فارسی به غیر فارسی‌زبانان

دوره 1، شماره 2، اسفند 1391، صفحه 115-131

مهین‌ناز میردهقان، فرنوش طاهرلو

چکیده با توجه به رابطۀ تنگاتنگ زبان و سنت‌های فرهنگی، از قرن نوزدهم علاوه بر آموزش زبان بر آموزش فرهنگ نیز تأکید شد. با این حال، کمبود تحقیقات در‌خصوص تأثیرات فرهنگ ایرانی در آموزش زبان فارسی به غیر ‌فارسی‌زبانان کاملاً مشهود است. روش کار در این‌جا با تهیة پرسش‌نامه همراه با کنترل روایی صوری و محتوایی آن بوده است. پیکرة مورد بررسی پنجاه فارسی‌زبان را در سنین و سطوح تحصیلی متفاوت دربر می‌گیرد که ممکن است به آن‌ها با هدف تحلیل فراوانی عواملی به‌عنوان جاذبه‌های فرهنگی برای آموزش فرهنگ توجه شود. این موارد در سه بخش بررسی شده است: بررسی فراوانی جاذبه‌های فرهنگی ایران، تأثیر محیط یادگیری و جاذبه‌های فرهنگی در آموزش فارسی، و اثرگذاری برگزاری کلاس در محیط‌های متفاوت و برگزاری کلاس‌های فرهنگی. بر این اساس، نتایج تحقیق، که در قالب 6 جدول و نمودار عرضه شده، نمایانگر آن است که پیش‌زمینة فرهنگی نقش مهمی در یادگیری زبان دارد و سبب بروز نگرش‌های مثبت یا منفی دربارة زبان می‌شود.

بازتاب استعمارستیزی در اشعار ملک‌الشعرای بهار و احمد صافی ‌نجفی

دوره 3، شماره 2، اسفند 1392، صفحه 1-19

رمضان رضائی

چکیده اوایل قرن بیستم برای اعراب دوران حساسی بود. آن‌ها هنوز از استبداد عثمانی خلاصی نیافته بودند که به استعمار خارجی گرفتار آمدند و به نحوی تحت‌الحمایة استعمارگران شدند. در این میان عراق، همچون برخی کشورها، مورد توجه دولت استعماری بریتانیا قرار گرفت. از آن پس جنبش‌ها، شورش‌ها، و اعتراض‌هایی در این کشور عربی شکل گرفت، اما برای ملت ایران وضع به گونه‌ای دیگر بود. هر چند که ایران مستعمره نبود، اما استعمارگران در آن به سبب موقعیت ویژة استراتژیکی و ذخائر زیر‌زمینی و همسایگی با شوروی سابق نفوذ فوق‌العاده زیادی داشتند.
حضور استعمارگران در این سرزمین‌ها موجب موضع‌گیری ملت مسلمان در مقابل رفتار ظالمانة آنان شد. قشرهای مختلف مردم از سیاست‌مدار گرفته تا روشن‌فکر در برابر آن‌ها واکنش نشان دادند. در این میان نقش شاعران آزاد‌اندیش، به‌ویژه بهار و صافی نجفی، چشم‌گیر بود. آن‌ها با اسلحة قلم و شعر وارد عرصة مبارزه شدند و باب جدیدی در استعمار‌ستیزی گشودند. این مقاله درصدد است چگونگی بازتاب استعمار‌ستیزی در اشعار این دو شاعر را به شیوة تحلیل محتوا تبیین کند.