مضامین زیست محیطی در اشعار گیلکی بر اساس رویکرد نقد بومگرا
صفحه 43-69
معصومه کیانپور؛ مریم سادات فیّاضی
چکیده شعر بدون تصویرگری از اجزای طبیعت، مجموعهای بیجان و بیاثر است. در اشعار گیلکی مضامینی نظیر: قدرت و نقش طبیعت، رابطهی انسان با محیط زیست خود، فراوردهها و تولیدات طبیعی، اخلاق زیست محیطی و مانند آن امکان وقوع مییابند. پژوهش حاضر، با هدف مطالعهی اشعار گیلکی شاعران گیلکیسرای امروز، به دنبال یافتن پاسخی برای این پرسش است که «درون مایه و مضمون اصلی اشعار گیلکی زیستمحیطی شاعران گیلکیسرا بر اساس نحوهی نگرششان به طبیعت در راستای رابطهی ادبیات و محیط زیست چیست؟»، از اینرو، این نوشتار بر آن است تا با بررسی اشعار گیلکی زیستبومی، به چگونگی استفاده از عناصر و تصاویر طبیعی در راستای تجلّی رابطهی انسان و طبیعت بپردازد. پیکرهی دادههای پژوهش حاضر به روش کتابخانهای از میان اشعار گیلکیِ دو دههی اخیر گردآوری شده و سپس در ارتباط با موضوع مورد بحث، بر اساس نقد بومگرا به توصیف و تحلیل درآمده است. نگارندگان در این نوشتار نشان میدهند که درون مایهی اصلی این اشعار زیست محیطی، مبتنی بر توصیف طبیعت و عناصر آن و تأثیرش بر کار و زندگی مردم، دغدغههای حفظ محیط زیست طبیعی و شهری و مبارزه با آلودگی، صید و شکار ناآگاهانه و بی رویه است.
تقابل و تعامل «خود» و «دیگری» در رُمان «مادرم دو بارگریست» از ابراهیم یونسی
صفحه 71-92
عبدالله لطیف پور؛ علی دهقان؛ حمیدرضا فرضی
چکیده تقابل مطلق میان «خودی» و «دیگری» از ویژگیهای جهانبینی سنتی است و تعامل و گفتگو، مفاهیمی مدرناند. متون ادبی کلاسیک بستر تقابل «دوگانه»هاست. اما رمان به معنای واقعی کلمه، محصول تعامل است. رمانهای ابراهیم یونسی به سبب رئالیستی بودن، رسمیّت وجود وحقوق «دیگری»ها را مورد توجه قرار داده است. او در رمان «مادرم دو بار گریست» زندگی جوانی کُرد را توصیف میکند که از دیار «خود» آواره میگردد. نویسنده برخورد شخصیّت او را در پیوند با «دیگری» به صورت ویژهای بازنمایی میکند. درک «دیگری» از منظر یک تبعیدی به مثابة یک «خود» مستقل و نیز «تقابل و تعامل» او با آن دیگری، مسأله اساسی رمان و همچنین مقالة حاضر است. در این پژوهش چگونگی رفتار شخصیّتهای رمان با هویّتهای مختلف و با تکیه بر نظریة «دیگربودگی باختین» در دو طیف «خودی» و «دیگری» از حیث تقابلی و تعاملی بودن بررسی شده است. نتیجة بررسی نشان میدهد کنش ارتباطی «خود» با دیگری به مثابة «عرب» و «حکومت پهلوی» در این رمان تقابلی و غیرگفتگویی است. اما «خودی»های دیگر با وجود نداشتن شناخت کافی از «دیگری»، توانستهاند به سبب همزیستی ناخواسته و دستیابی به شناختی نسبی از «دیگری»، با یکدیگر کنش ارتباطی غیرتقابلی و مبتنی بر گفتگو و تعامل داشته باشند.
تحلیل وضعیت داستانگزاری ودرونمایههای آن درسفرنامههای خارجی عصرقاجار
صفحه 1-18
محمدعلی شکاریان؛ طاهره صادقی تحصیلی؛ علی نوری؛ محمدرضا حسنی جلیلیان
چکیده عصرقاجار یکی از دورههای طلایی سفرنامهنویسی دربارۀ ایران است. سفرنامهنویسان این دوره که اغلب از کشورهای اروپایی بودهاند، اطلاعات ارزشمندی در خصوص فرهنگ، تاریخ ادبیات و دیگر موضوعات ادبی،کتابخانهها و مراکزعلمی و هنری آن دوره، ارائه کردهاند. یکی از مباحث مورد توجه آنان تبیین وضعیت داستانگزاری در ایران عصر قاجار است. نویسندگان غیر ایرانی سفرنامهها، به دقت نظر و بیطرفی و شرح دقیق وقایع مشهورند، مسأله این است که سیمای داستانگزاری عصر قاجار در آثار آنان چگونه تجلی یافته است؟ به این منظور برخی از مشهورترین این سفرنامهها بررسی و تحلیل شد. دستاوردهای تحقیق نشان میدهد که آنان در این سفرنامهها، از اصناف و طبقات راویان، روشهای نقل و روایت داستان، درونمایهها و کارکرد داستانها نیز سخن گفتهاند. درونمایۀ داستانها بیشتر موضوعات متنوع حماسی(ملی و مذهبی)، عاشقانه، اساطیری و نیز اخلاق و طنز و فکاهی است. مکان داستانگزاری منحصر به قهوهخانه نیست؛ بلکه در دربار، شهرهای کوچک و بزرگ، روستاها و حتی در بین ایلات و طوایف اجرا میشده است. داستانگزاران از سه شیوه برای نقل و روایت داستان (داستانگزاری) استفاده میکردهاند: نمایش خنیاگرانه، پرده خوانی و افسانهگویی عام پسندانه.
قابلیت دراماتیک شعر کتیبه اخوان ثالث
صفحه 19-41
فرزانه سادات علوی زاده؛ امید وحدانی فر
چکیده در تحقیق حاضر با مداقه در کیفیّت آثار نمایشی و ویژگیهای آنها و رابطة ادبیّات با اصطلاحات و مفاهیم هنر نمایشی، شعر کتیبة اخوانثالث از منظر قابلیّتهای اجرایی آن بررسی میشود. هدف اصلی، بررسی الگوی روایی شعر، برشهای نمایشی، دستورات صحنه، شخصیّتها، گفتوگوها و فضاسازیهای تئاتری است. همچنین ساختار زبانی کتیبه در رابطه با فضای تصویری شعر به منظور بازنمایی تصویری عینی از جامعة زمان و شریک شدن خواننده در این تجربه بررسی شده است. پاسخگویی به سوالات تحقیق با روش اسنادی و با استفاده از تکنیک تحلیل محتوای متن صورت گرفته است. نتیجه پژوهش نشان میدهد که کتیبه به دلیل قابلیتهای اجرایی آن، نه ارائة جریان خطی از قراردادهای داستانی بلکه نمایش مجموعهای از ارتباطات و تقابلها است. اخوان در ترکیبی از روایت، کنش و گفتوگو در کلیتی منسجم، خواننده را قادر میسازد تا آنچه را که میخواهد از واقعیت زمانة خود بازگو کند، به شیوة عینیتری ببیند وتجربه کند.
نشانههای سبک زنانه در ادبیات داستانی معاصر
صفحه 93-124
خوشقدم یونسی؛ رحمان مشتاق مهر؛ ناصر علیزاده
چکیده توجه به تفاوتهای زبانی زنان و مردان، از اواخر دهۀ 60 میلادی، در کشورهای غربی ودر نتیجهْ یافتههای پژوهشگران جامعهشناسی زبان و فعالیتهای آزادیخواهانۀ فمنیست-هاصورت گرفت. بسیاری از پژوهشگران و صاحب نظران، بر این باورند که زنان بهخاطر خلقوخو و روحیات متفاوت، دیدگاههای متفاوتی نسبت به جهان دارند؛ از این رو معتقدند که کاربردهای زبانی و شیوه نویسنگی آنان متفاوت است. در این پژوهش، به روش آماری توصیفی-تحلیلی و برپایۀ دیدگاههای برخی پژوهشگران، از جمله دیدگاه «سارا میلز» در کتاب سبکشناسی فمنیستی و نظریات پژوهشگران زبانشناسی اجتماعی، برای کشف نشانههای سبک زنانه در نویسندگی، هشت رمان شامل چهار رمان زن نوشت و چهار رمان مردنوشت در لایۀ زبانی مورد بررسی قرار گرفته است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که از شاخصهای کاوش شده در حوزۀ زبانی، رمانهای زنان در هیچکدام از این شاخصها، از نظر بسامد یکسان نیستند وگاهی این ویژگیها در رمانهای نویسندگان مرد برجستهتر از رمانهای نویسندگان زن است. بنابر نتایج حاصل از این پژوهش نشانههای سک زنانه در لایۀزبانی (واژگانی و نحوی) قابل اثبات نیست وبهتر است این نشانه ها در شیوه های روایت از جمله زاویه دید،شخصیت پردازی ، لحن،صحنه و...جست وجو شود.
نمودهای مفهوم «دیگری» در اشعار فروغ فرخزاد
صفحه 125-149
فرزاد بالو؛ ُسیده مائده واقعه دشتی
چکیده بازشناسی من و جهان، از طریق دیگری، یکی از مفاهیم بنیادین گفتمان تقابلی غرب را شکل میدهد، چرا که خودی فرضیهی خویشتنشناسی آدمی است و عینیت بخشیدن به آنچه در درون خودی وجود دارد، با حضور دیگری تبلور مییابد. از این روست که سپهر اندیشگی ”دیگری“در حوزههای جامعهشناسی، ادبیات، و فلسفه بسط یافته است. در این پژوهش، ابتدا سیر فکری و تاریخی مفهوم دگربودگی از نظر اندیشهورانی چون هوسرل، هایدگر، لویناس، باختین، و کریستوا ارائه میشود. سپس، با روش تحلیل و توصیف محتوا، رهیافتهای دگرانگاری در اشعار فرخزاد بازنمایی میگردد تا روند دیگرآیینی در اشعارش نشان داده شود. در این راستا، مرزهای دیگری و من، براساس کنشهای آنها، طبقهبندی میشوند که از جملهی آنها میتوان به ”معشوق بهمثابهی دیگری“، ”زن بهمثابهی دیگری“، ”دیگری آرمانی“، و... اشاره کرد. در نتیجهی این بررسی آشکار میشود که شاعر با استفاده از حضور و غیاب خود و دیگری، فرضیههای مرتبط با دیگری جنسیتی را در اشعارش نمایان میسازد. او با استفاده از ادبیات زنانه میکوشد بر جامعه و فرهنگ مردسالارانه بشورد. آنچه در تحلیل شعر فروغ، با پیش فرض غیریت/دیگری قابل تامل بهنظر میرسد، این است که دیگری هنگامی به حاشیه رانده میشود که شاعر از شگرد حدیث نفس یا خودسرایی استفاده میکند.
ضرورت تبیین تعامل کارگزاران درونمتنی در خوانش شعر روایی معاصر (مطالعۀ موردی: شعرِ «دلم برای باغچه میسوزد» اثر فروغ فرخزاد)
صفحه 127-152
پارسا یعقوبی جنبه سرایی
چکیده بسیاری از اشعار معاصر فارسی در قالب روایت داستانی و به صورت کلیتی وحدت یافته- دارای فرم منسجم- شکل گرفته است. در این اشعار، از یک سو کشف، تبیین یا به قول برساختگرایان ساختن معنا در گرو درک فرم است؛ از سویی دیگر بنا به جنبۀ روایی متن، درک صحیح فرمِ این اشعار مستلزم فهم تعامل روایی کارگزاران درونمتنی است و کم توجهی به آن مانع از درک مناسب دلالتهای معرفتی- زیباییشناختی متنهای اخیر است. با این وصف ارایة الگوها و شیوههای مدرن ِخوانش، از ضرورتهای فهم و قرائت شعر روایی معاصر است. برای درک بهتر این ادعا یکی از «شعر-روایتهای» فروغ فرخزاد با عنوان «دلم برای باغچه میسوزد» از منظر تعامل راوی و خوانندۀ پنهان و با تکیه بر برخی از مفاهیم الگوهای خوانش ولفگانگ آیزر، امبرتو اکو و ونسان ژوو بازخوانی شده است. نتیجه نشان میدهد که راوی داستان درصدد بازنمایی اضطراب خانوادهای است که افراد آن در وضعیت آستانهای«سنتی-مدرن» بسر میبرند، همسو با بازنمایی راوی، سفیدیها و فضاهای خالی متن به مثابۀ موضع خوانندۀ پنهان، حاوی دلالتها و تداعیهایست که ضمن نشان دادن وضعیت آستانهای افراد خانواده، تناقض «معرفتی-هویتی» هر یک از آنها را در مقام علّت درونی و تداوم آن در محیط اجتماعی را به مثابۀ علّت بیرونیِ اضطراب افشاء میکند. این افشاگری که به منزلۀ تکمیل بازنمایی راویست، در قالب سطوحی از الگوهای خوانش همچون قواعد هم مرجعیتی، ساماندهی بر اساس تضاد، آرایههای فاصله سازِ بصری- مکانمند، بینامتنیتهای آشکار و غیره آمده است.
سیر تحول شنودپذیری و اعتبار راوی در داستانهای کوتاه سیمین دانشور
صفحه 153-175
هاشم صادقی؛ علی رحمانی قناویزباف
چکیده این مقاله با بهره جُستن از نظریات روایتشناسی ساختارگرا به بررسی راویان مجموعه داستانهای سیمین دانشور از حیث دو ویژگی شنودپذیری و اعتبار میپردازد. نتایج نشان میدهد که پس ازتجربهی حضور مداخلهگرانهی راوی در آتش خاموش (1327)، دانشور در شهری چون بهشت (1340) تلاش دارد تا با محدود کردنِ دایرهی روایت به نظرگاهِ یک شخصیت محوری، تا حدّ ممکن از اظهارنظرهای صریح راوی پرهیز کند. در به کی سلام کنم؟ (1359) دیدگاههای نویسنده عمدتاً از طریق اظهارنظرهای غیرمستقیم و آیرونیک راوی، موضعگیری تلویحی وی نسبت به راوی همداستانِ نامعتبر، و گاه از طریق شخصیتهای ثانویهی معتبر انعکاس مییابند. در آخرین اثر دانشور - انتخاب (1386)- با ظهورِ گرایشهای پسامدرنیستی، مداخلهگریهای مستقیم راوی مجدداً افزایش مییابند؛ ولی اینبار این بار هدف از آنها عمدتاً افشای برساختگی اثر و در هم شکستن پیشفرضهای رئالیستی نسبت به واقعیت داستانی است.
