سخن سردبیر
صفحه 1-2
زهرا پارساپور
چکیده بهار امسال مجلۀ ادبیات پارسی معاصر هفتمین دورۀ خود را آغاز کرد. در این مدت با یاری اصحاب قلم و فکر و مساعدت داوران و صاحبنظران تلاش کردیم در فرایند داوری و گزینش مقالات گامهای مؤثری برداریم. یکی از مهمترین معیارها در انتخاب مقالات مسئلهمحوربودن آن است؛ مقالاتی که بتوانند پاسخگوی دغدغهای در حوزۀ ادبیات معاصر باشند و یا دریچهای نو به روی مطالعات ادبی باز کنند. همینطور مقالاتی که با رویکردی نقادانه جریانهای فکری و فعالیتهای پژوهشی را در حوزۀ ادبیات پارسی معاصر رصد کنند و بتوانند در این زمینه اثرگذار باشند. مقالات پژوهشی با رویکرد انتقادی به متون درسی رشتۀ زبان و ادبیات فارسی از کاربردیترین و مفیدترین مواردیاند که درخور توجه جامعۀ دانشگاهیاند. گروه زبان و ادبیات فارسی شورای بررسی متون و کتب علوم انسانی دانشگاهها، در مهرماه سال 1395، همایشی را با عنوان «آسیبشناسی درسنامههای رشتۀ زبان و ادبیات فارسی» با همکاری دانشگاه نیشابور و با دعوت از استادان سراسر کشور در محل این دانشگاه برگزار کرد. این گروه که پیشینهای بیستساله در نقد کتب درسی، کمکدرسی، مراجع، و منابع درسی دارد به این نتیجه رسید که نقد آسیبشناسانه و ارائۀ راهکار برای تقویت سرفصلها و درسنامههای این رشته یکی از راههای مؤثر برای ارتقای کیفیت تألیف کتب درسی و دانشگاهی است. برگزاری این همایش با چنین هدفی و با دعوت از متخصصان و محققان شناختهشده در حوزههای سبکشناسی، ادبیات تطبیقی، نظریۀ ادبی، ادبیات معاصر، و ... انجام گرفت. متخصصان حاضر در این همایش در مقالات خود، ضمن ارزیابی و نقد درسنامهها، غالباً راهکارهایی برای اصلاح و رفع این کاستیها نیز پیشنهاد دادهاند؛ راهکارهایی که میتوانند یاریگر محققانی باشند که در زمینۀ تألیف درسنامههای ادبیات فارسی فعالاند. پس از طی فرایند چاپ مقالات در مجله، بنا شد که این مقالات بهصورت مجموعهای مرتبط دراختیار خوانندگان محترم قرار گیرند. از اینرو، ناگزیر دو مقالۀ آخر نیز، که به حوزة ادبیات کهن مربوط میشوند، در همین شماره قرار گرفتند. امید است این مجموعه مورد توجه و استفادۀ اصحابنظر قرار گیرد. در پایان لازم میدانم از همة همکارانی که در برگزاری این نشست، سفارش، داوری، و اصلاح نهایی مقالات دلسوزانه همکاری داشتند تشکر ویژه داشته باشم. از عنایات و الطاف جناب آقای دکتر قبادی، رئیس محترم پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و رئیس شورای بررسی متون؛ سرکار خانم دکتر عاملی رضایی، مدیر محترم گروه زبان و ادبیات فارسی شورای بررسی متون؛ آقایان دکتر امنخانی، دکتر موحدی، دکتر عمارتی مقدم، و دکتر حسنپور، دبیران تخصصی مجلۀ ادبیات پارسی معاصر؛ سپاسگزارم. همچنین راهنمایی و هدایتهای اعضای محترم هیئت تحریریه را برای اعتلا و رشد مجله راهگشا و ارزشمند میدانم. در پایان از همکاری جناب آقای زعفرانچی، مدیر محترم انتشارات، و سرکار خانم ناهید فتحی، کارشناس کوشای مجله، ، تقدیر و تشکر میکنم.
و علیه توکلی
آسیبشناسی درسنامههای ادبیات معاصرِ منظوم
صفحه 3-27
عیسی امن خانی
چکیده پس از پذیرش شعر نیما و جریان نوگرایی در ادبیات، حضور ادبیات معاصر به عنوان یکی از دروس رشتۀ زبان و ادبیات فارسی نیز ضرورت یافت؛ این ضرورت به نوبۀ خود سبب تالیف درسنامههای متعددی چون بررسی ادبیات امروز ایران محمد استعلامی، جویبار لحظهها محمد جعفریاحقی، چشم انداز معاصر ایران سید مهدی زرقانی و ... گردید.علیرغم تعداد قابل توجه این درسنامهها، هنور تا تدوین درسنامهای که بتواند تصویر کاملی از ادبیات معاصر به دانشجویان ارائه دهد، فاصلۀ زیادی وجود دارد؛ به نظر نویسندۀ مقاله حاضر برای رسیدن به چنین درسنامهای باید برخی از کاستیهای درسنامههای ادبیات معاصر را مرتفع ساخت. اصلیترین ضعف/کاستیهای درسنامههای ادبیات معاصر ـ البته آن دسته از ضعف/کاستیهایی که تقریباً در تمامی این درسنامهها دیده میشوندـ عبارتند از: تقلیل «معاصر بودن» به مفهومی زمانی، رویکرد نابسندۀ پژوهشی، بی توجهی و عدم مراجعه به اسناد دست اول در تالیف درسنامههای ادبیات معاصر، ابهام در جریانشناسیها.
آسیب شناسی کاربرد نظریههای مدرن در تدوین درسنامههای بلاغی
صفحه 29-46
داوود عمارتی مقدم
چکیده مقالهی حاضر، در صدد است نشان دهد که آسیب شناسیِ درسنامههای بلاغی(اعم از معانی، بیان و بدیع)، با آسیب شناسیِ دیگر درسنامهها، تفاوتهای عمدهای دارد. از جملهی این تفاوتها، یکی سابقهی طولانیِ آگاهیِ محققان و صاحبنظران از کاستیها و آشفتگیهای بلاغت سنتی است، و دیگری، کوششهایی که در جهت رفع این کاستیها بر مبنای معیارها و نظریههای امروزی (اعم از ادبی و زبان شناختی) به عمل آمده است. در مقالهی حاضر استدلال خواهد شد که کاربرد این معیارها و نظریهها، نه تنها نتوانسته کاستیهای درسنامههای بلاغی را برطرف سازد که حتی آنها را تشدید کرده و خود، آسیبها و کاستیهای تازهای را نیز به بار آورده است. این کاستیها، که عمدتاً از شیوهی نادرستِ کاربرد نظریههای جدید ناشی شدهاند، عبارتاند از 1- غفلت از کارکرد صناعات بلاغی در طبقه بندیِ صناعات بر مبنای معیارهای مدرن 2- در نظر گرفتن ادبیات به مثابهای حوزهای مستقل از دیگر حوزههای زبانی براساس نظریههای مدرن 3- استفاده از نظریههای مدرن بر مبنای شباهتهای ظاهری با برخی مباحث قدمایی 4- عدم توجه به مسائل خاص ادبیات و متون ادبی در کاربرد نظریههای مدرن. پس از بررسیِ این چهار کاستی، در برخی موارد پیشنهادهایی نیز برای تدوین درسنامههای بلاغی و شیوهی کاربرد نظریههای مدرن در آنها، ارائه شده است.
نقد درسنامههای سبکشناسی و پیشنهاد دو درس سبکپژوهی و سبکورزی در رشتۀ ادبیات فارسی
صفحه 47-66
محمود فتوحی رودمعجنی
چکیده عمر دانش سبکشناسی در ادبیات فارسی به حدود شش دهه میرسد. در این مدت تطور چشمگیری در این دانش به ویژه در آموزش آن صورت نگرفته است. این مقاله درسنامههای سبکشناسی نظم و نثر ادبی فارسی را از نظر مبانی فکری و روش مورد سنجش قرار داده است و با طرح شش نقص در درسنامههای سبکشناسی، و برشمردن پیامدهای آن، راه حلهایی هم پیشنهاد میکند. این شش نقص عبارتاند از بررسیِ تاریخ تطور سبکها به جای فن سبک شناسی، نامگذاری ناموجه سبکها، حذف بافتارهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، غفلت از نسبت ژانر با سبک، اولویت بخشی به سبک دورهای و حذف سبک فردی، بیاعتباریِ محتوای درسنامهها و پژوهشهای سبکی.در بخش دوم مقاله، دو مهارت سبکپژوهی و سبکورزی برای آموزش در دو درس سبکشناسی پیشنهاد شده است که اولی به «تحلیل سبک ادبی» و دومی به «آموزش خلاق سبک» اختصاص دارد. در درس «تحلیل سبک ادبی» دانشجو از طریق تکنیکهای تحلیل سازههای سبک و کشف نوآوری و فردیت سبکی در سطوح ششگانۀ زبان یک متن، مهارت کشف عناصر سبک ساز متون را فرامیگیرد. در درس «آموزش خلاق سبک» که به صورت کارگاهی و تمرین نگارش خلاق ارائه میشود، آموزش سبک از طریق تقلید از الگوهای سبکی مشهور انجام میگیرد.
آسیبشناسی و نارساییهای درسنامههای نقد ادبی
صفحه 67-91
قدرت قاسمی پور
چکیده در این مقاله به بررسی و آسیبشناسیِ چهار منبع از درسنامههای نقد ادبی تألیفِ استادان شمیسا، امامی، تسلیمی و شایگانفر، پرداخته میشود. این درسنامه با وجود فواید فراوانی همچون ملموس کردنِ مباحثِ نظریههای ادبی و نیز نقد عملی بر پایۀ متون ادبیِ فارسی، نارساییها و ایراداتی هم دارند که امید است این نواقص با نقد و بررسی، رفع شوند. عمدۀ این نارساییها و آسیبها عبارتند از: 1) عدم تمایز میان نقد ادبی و نظریۀ ادبی؛ 2) فهم دیگرگون برخی نظریههای ادبی؛ 3) بیارتباطیِ بین مقدماتِ درسنامهها و مباحث مربوط به نظریههای ادبی؛ 4) گنجاندن بوطیقای ادبیِ پُستمدرنیسم در لوای نقد و نظریۀ ادبی؛ 5) تبیین و کاربستِ عملیِ غیر ضرورِ برخی نظریهها؛ 6) تبیین غیر انتقادی برخی نظریهها؛ 7) ارزیابیِ نادرست برخی نظریهها؛ 8) بیتوجهی به ادبیات معاصر به عنوان شاهد مثال ِتحلیلی برای نظریههای ادبی؛ 9) کمتوّجهی به ادبیات داستانی (به ویژه ادبیات داستانیِ معاصر) در مقایسه با شعر.
نقد و بررسی درسنامههای منطقالطّیر
صفحه 93-116
فاطمه مجیدی
چکیده مثنوی منطقالطیر سه دهه است که با توجه به سرفصل مصوب سال 1366 در دورة کارشناسی زبان و ادبیات فارسی تدریس میشود و علیرغم تصریح تنظیمکنندگان سرفصل در خصوص تدریس کلّ متن، گزیدههای متعددی از این متن منتشر شده و به عنوان درسنامه در قالب این درس ارائه میشود. این مقاله پس از نگاهی به این سرفصل و مقایسة آن با سرفصل تازهمصوب سال 1391، نگاهی دارد به مهمترین متون مصحح و گزیدة منطقالطیر که بویژه به عنوان درسنامه بیشتر طرف توجه مخاطبان بوده است و آنها را از منظر کیفیت مقدمات، کم و کیف متنهای انتخابی، کیفیت تصحیح، کم و کیف توضیحات و نهایتاً از منظر ضمایم و فهرستها نقد و بررسی میکند و پس از بیان نقاط قوت و ضعف هر یک، نشان میدهد که چگونه کمتوجهی یا بیتوجهی به مسائل پایهای تصحیح (اعم از نسخهشناسی و شناخت زبان و بیان شاعر) موجب ورود بسیاری بدفهمیها به درسنامهها شده است و نهایتاً در یک دهه اخیر پس از ارائة منطقالطیرهای چاپ انتشارات سخن و سمت، این بدفهمیها برطرف و درسنامههای مناسبی برای این متن ارائه شده است.
نقد و بررسی درسنامههای متون ادبی- تاریخی
صفحه 117-137
هادی یاوری
چکیده درسنامههای متنمحور بخش مهمی از کتابهای آموزشی رشتة زبان و ادبیات فارسی را تشکیل میدهند و با توجه به این که پیوندهای اولیه دانشجویان با متون بر مبنای این درسنامهها که عمدتاً گزیدههایی از متون مفصلتر هستند صورت میگیرد، مسائلی مانند چگونگی تنظیم سرفصلهای پیشنهادی مصوب، نحوة تألیف، کیفیت و کمیت این درسنامهها در حوزة طرح مسائل نظری، گزینش متن، کم و کیف توضیحات و فهرستها و ضمائم آن در امر آموزش بسیار مهم است. مقالة حاضر سرفصلهای مربوط به درسهای ادبی- تاریخی (در سرفصل قدیم: تاریخ بیهقی و تاریخ جهانگشای جوینی) و مهمترین درسنامههای تألیفی این دو متن را در رشتة زبان و ادبیات فارسی مرور میکند و علاوه بر نقد و بررسی این درسنامهها و برشمردن نقاط قوت و ضعف آنها؛ در خصوص دو سرفصل مرتبط با متون ادبی- تاریخی در سرفصل تازه مصوب شدة دورة کارشناسی زبان و ادبیات فارسی پیشنهادهایی مبنی بر تغییر عنوان و محتوای آنها ارائه میکند.
