<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی</PublisherName>
				<JournalTitle>ادبیات پارسی معاصر</JournalTitle>
				<Issn>2383-0549</Issn>
				<Volume>8</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>.</ArticleTitle>
<VernacularTitle>نقد زیست‌بوم‌گرایانة داستانی کوتاه از غلامحسین ساعدی</VernacularTitle>
			<FirstPage>1</FirstPage>
			<LastPage>18</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">3276</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>عبدالله</FirstName>
					<LastName>آلبوغبیش</LastName>
<Affiliation>استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>فاطمه</FirstName>
					<LastName>گل بابائی</LastName>
<Affiliation>دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2018</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>10</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">واکاوی پیوند ادبیات و محیط‌زیست و نحوة انعکاس زیست‌بوم در آثار ادبی از اواخر قرن بیستم میلادی در قالب نقد ‌زیست‌بوم‌گرا آغاز گردید. این حوزة مطالعاتی با محور قرار دادن محیط‌زیست و دقت در تأثیر آن بر متون ادبی، ضرورت توجه به این موضوع را در علوم انسانی مطرح می‌نماید و بدین‌ترتیب، در تلاش برای برجسته‌سازی جایگاه محیط‌زیست در متون ادبی و نیز حفظ آن در دنیای صنعتی امروز است. پژوهش پیش‌رو بر مبنای روش مطالعاتی همبستگی و با رویکردی توصیفی تحلیلی به بازخوانی و واکاوی داستان کوتاه &lt;em&gt;عافیتگاه&lt;/em&gt; از مجموعه داستان &lt;em&gt;دندیل&lt;/em&gt; اثر غلامحسین ساعدی پرداخته است. براساس پژوهش حاضر، محیط‌زیست به شیوه‌های گوناگونی در شکل دادن به نظام همبستة روایت اثرگذار بوده است. عنوان‌پردازی بوم‌شناسانة روایت، کنشگری‌های عنصر زیست‌محیطی رودخانه در تعامل با شخصیت اصلی روایت و در نتیجه تغییر روند کلی زندگی وی، برقرار شدن تقابل میان عناصر سه‌گانة زیست‌محیطی طبیعی، مصنوعی و اجتماعی و غلبة عنصر زیست‌بوم طبیعی در این تقابل بخشی از مصادیق نقش‌آفرینی محیط‌زیست در خلق کلیت روایت را شکل می‌دهند. برمبنای پژوهش پیش‌رو محیط‌زیست دیگر صرفا کارکردی زیبایی‌شناختی ندارد بلکه در روایت‌پردازی به سطح یک شخصیت مستقل ارتقاء یافته است و در پیرنگ روایت دخالتی فعالانه دارد. وارونگی معادله انسان/ سوژه - زیست بوم/ ابژه و در نتیجه بروز فاعلیت زیست‌بوم و انفعال انسان یکی دیگر از جلوه‌های اثرگذاری زیست‌بوم در ساختار عام روایت است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ادبیات و محیط‌زیست</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نقد زیست‌‌‌بوم‌گرا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عافیتگاه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">غلامحسین ساعدی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">http://contemporarylit.ihcs.ac.ir/article_3276_dc2357097550530581ab1d678776babb.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی</PublisherName>
				<JournalTitle>ادبیات پارسی معاصر</JournalTitle>
				<Issn>2383-0549</Issn>
				<Volume>8</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>.</ArticleTitle>
<VernacularTitle>استعارۀ بازی و فراداستان در رمان «بازی آخر بانو»</VernacularTitle>
			<FirstPage>19</FirstPage>
			<LastPage>41</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">3269</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سعدی</FirstName>
					<LastName>حاجی</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی / دانشگاه کردستان</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سید احمد</FirstName>
					<LastName>پارسا</LastName>
<Affiliation>استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کردستان</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2018</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">استعارۀ بازی به­مثابۀ درک صور متفاوت انواع زندگی همچون بازی­هایی که فقدان یک سنجۀ فراگیر امکان داوری و تعیین درست و نادرست از میان آنها را منتفی می­سازد، در تبیین نسبیت­باوری و عدم قطعیّت به عرصۀ فلسفۀ پست­مدرن نیز راه یافته است. از طرف دیگر میان رمان پست­مدرن و پسامدرنیسم به ­عنوان فلسفه­ای که وضعیت و زمینۀ ظهور چنین رمان­هایی را توضیح می­دهد، تناسب و سازواری وجود دارد. بلقیس سلیمانی، رمان «بازی آخر بانو» را با استفاده از سبک فراداستان به یک رمان پسامدرن تبدیل کرده و آن را بر اساس استعارۀ بازی پردازش نموده است. این مقاله با به­کارگیری شیوۀ توصیفی- تحلیلی و استفاده از تکنیک تحلیل محتوا در بررسی داده­ها، به این نتیجه رسیده است که پردازش رمان «بازی آخر بانو» بر اساس استعارۀ بازی در تلفیق با سبک فراداستانی آن، الزامات رمان پست­مدرنیستی؛ نظیر انکار حقیقت، عدم قطعیت، مخدوش بودن مرز میان واقعیت و داستان و ارائۀ عامدانۀ پروسۀ نگارش رمان را در خود بازتاب داده است. هم­چنین گنجاندن فصلی تحت عنوان «ضمایم» به عنوان تمهیدی برای فراداستانی کردن اثر در پایان این رمان، از آن رو تازگی دارد که روال معمول در سایر فراداستان­ها آشکار کردن جنبۀ فراداستانی آنها در آغاز و در خلال آنها است. زوال واقع­نماییِ کلیت وقایعِ داستان در سایۀ این تمهید پایانی و بر اثر مواجهۀ یکبارۀ خواننده با آن، موجب تأثیر ذهنی بیشتر و پررنگ­تر شدن وجه آشنایی­زدایانۀ این رمان شده است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">استعارة بازی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فراداستان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پست‌مدرنیسم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بازی آخر بانو</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بلقیس سلیمانی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">http://contemporarylit.ihcs.ac.ir/article_3269_f1c4b5cb73632f6c5a0b2b427782fecb.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی</PublisherName>
				<JournalTitle>ادبیات پارسی معاصر</JournalTitle>
				<Issn>2383-0549</Issn>
				<Volume>8</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>.</ArticleTitle>
<VernacularTitle>انواع زندگی‏ نوشت‏های فارسی</VernacularTitle>
			<FirstPage>43</FirstPage>
			<LastPage>70</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">3278</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محبوبه</FirstName>
					<LastName>شمشیرگرها</LastName>
<Affiliation>استادیار سازمان اسناد و کتابخانه ملی، گروه پژوهش‏های ایران‏شناسی و اسلام‏شناسی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2018</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>13</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">نوشتن از زندگی به منزلة یکی از فروع تاریخ‏‎نگاری، در تمدن‏های مختلف سابقه‏ای دیرین دارد. سنت زندگی‏نگاری در ایران با حرکت در شاخه‏هایی نظیر زندگی‏نامه نویسی، اتوبیوگرافی نویسی، یادداشت نویسی، سفرنامه نویسی، خاطره‏نویسی‏ و نامه‏نگاری، یکی از رایج‏ترین گرایش‏های تاریخی-ادبیِ معاصر را شکل داده است؛ اما با وجود کثرت اقبال بدان و شکل‏گیریِ هزاران کتاب و تک نگاشت در دو سده و بویژه در دهه‏های اخیر در ایران، هنوز نمی‏توان از ژانری کلی مشتمل بر انواع نوشتارهای مشتمل بر روایتی واقع‏گرایانه از زندگی بشر نشان یافت. این مقاله با طرح ایدة «زندگی‏نوشت» به منزلة فرا ژانری که همه انواع و گونه‏های فرعیِ نوشته‏های مبتنی بر ماجراهای واقعی زندگی انسان را دربردارد، با بهره‏مندی از پژوهش‏های گذشته، به ارائه طبقه‏بندی جدید و بازتعریفی از گونه‏های متعدد آن می‏پردازد. سه جریانِ «خویشتن‏نگاری»، «دیگرنگاری» و «وقایع‏نگار‏ی»، مهم‏ترین جریاناتی هستند که در زندگی‏نگاری‏ها دنبال می‏شوند. روایت زندگی آدمی‏ با رویکرد واقع‏گرایانه، وجهِ غالبِ خویشیِ زندگی‏نوشت‏ها است. اما در کنار این وجه اصلی و برخی وجوه فرعیِ مشترک، قالب‏های متنوعِ این اَبَر ژانر،‌ نقاط فصلی به صورت مرزهای سیال، لطیف و گاه غیر صریح دارند. در نوشتارِ پیش رو، با طبقه‏بندی‏‎ این نوشته‏ها به اعتبار جایگاه راوی نسبت به سوژه در وهلة اول و نیز برخی ملاحظات ساختاری نظیر صورت، محتوا و حجم، رایج‏ترین گونه‏ها در زندگی‏نوشت‏های فارسی از قبیل زندگی‏نامه‏، فرهنگ‏ زندگی‏نامه‏ای، زندگی‏نامک، کارنامه، کارنامک، یادنامه، تک‏خاطره‏، تک‏خاطرات، خاطره‏‏‏‏‏‏‏نامه‏، اتوبیوگرافی‏، یادداشت‏‏نامه، خاطره‏نامة گزارشی، سفرنامه، دل‏نامه، نامة شخصی و وصیت‎نامه‏ شخصی به شمار آمده است. این پژوهش پس از ملاحظه بیش از ۵۰۰ اثر و به شیوه‏ای توصیفی- تحلیلی انجام شده است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اسناد تاریخی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">انواع ادبی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سرگذشت‏نامه‏ها</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">خودسرگذشت‏نامه‏ها</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">http://contemporarylit.ihcs.ac.ir/article_3278_03d0a280201786feea8933ba101a3349.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی</PublisherName>
				<JournalTitle>ادبیات پارسی معاصر</JournalTitle>
				<Issn>2383-0549</Issn>
				<Volume>8</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>.</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی خاستگاه عرفان در «هشت‌کتاب» بر اساس سه مولفۀ عرفانی عاشق و معشوق، ابزار شناخت و حجاب</VernacularTitle>
			<FirstPage>71</FirstPage>
			<LastPage>95</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">3277</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>عبدالرضا</FirstName>
					<LastName>سعیدی</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد حسین</FirstName>
					<LastName>کرمی</LastName>
<Affiliation>استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2018</Year>
					<Month>04</Month>
					<Day>06</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">پژوهش­های زیادی دربارۀ آثار سهراب سپهری انجام شده و عرفان در آثار وی از مهمترین موضوعات این پژوهش­ها است؛ از این رو، توجه به مناقشات و اختلاف نظر میان پژوهش­گران دربارۀ نگرش شناختی سپهری بسیار بااهمیت است. با این حال، تاکنون پژوهشی که بر اساس عناصر عرفانی، جنبه­های شناختی و معرفتی آثار وی را روشن کرده باشد، صورت نگرفته است. هدف این مقاله، بررسی سنخ­شناسی شعر سپهری و سنجش آن با مولفه­های عرفانی و یافتن پاسخ این سوالات است که محتوای شناختی شعر سپهری با کدام مکتب عرفانی سنخیت دارد؟ «حقیقت» و «حجاب» در «هشت­کتاب» چگونه است؟ و آیا سپهری توانست به حقیقت دست یابد یا نه؟ روش پژوهش در مقالۀ حاضر، کیفی و استقرایی است و چارچوب تحلیل از گزاره­های عرفانی احصا شده است. در این مقاله، ابتدا دیدگاههای مطرح شده در پژوهشهای انجام گرفته بر عرفان سپهری ارائه و در سه دستۀ کلی معتقدان به عرفان ایرانی - اسلامی، ذن­بودیسم - کریشنامورتی و فلسفی - روانکاوی تقسیم بندی شده است. در گام دوم، مبانی نظری پژوهش بر پایۀ مولفه­های عاشق و معشوق، ابزار شناخت و حجاب تبیین شده و اشعار سپهری برپایۀ مولفه­های عرفانی یاد شده، نقد و بررسی گردیده است. نتیجۀ بررسی نشان می­دهد عاشق و معشوق، ابزار شناخت(دل) و حجاب در «هشت­کتاب» با آن­چه در عرفان ایرانی اسلامی آمده، متفاوت است و با ذن­بودیسم و روان­کاوی لکان شباهت دارد؛ وانگهی حقیقت در &lt;em&gt;هشت­کتاب&lt;/em&gt;، پیوند بی­واسطه با پدیده­ها از طریق حواس به­ویژه چشم است و «دانش»، «زبان» و «نام» به عنوان حجاب معرفی می­شوند و در آخرین شعر «هشت­کتاب» نیز به ناتوانی در دستیابی به حقیقت اشاره می­شود.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شعر معاصر پارسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سهراب سپهری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عرفان اسلامی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دن‌بودیسم و روان‌کاوی لکان</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">http://contemporarylit.ihcs.ac.ir/article_3277_31ea9d26d36f4f35caf24a35c5a9251f.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی</PublisherName>
				<JournalTitle>ادبیات پارسی معاصر</JournalTitle>
				<Issn>2383-0549</Issn>
				<Volume>8</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>.</ArticleTitle>
<VernacularTitle>پیوستار مکانی- زمانی و سهم آن در عینیت روایی نخستین رمان‌های فارسی</VernacularTitle>
			<FirstPage>97</FirstPage>
			<LastPage>117</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">3279</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>هاشم</FirstName>
					<LastName>صادقی محسن آباد</LastName>
<Affiliation>استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه نیشابور</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2018</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>10</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">پیوستار مکان و زمان از مؤلفه­های مهم در ارزیابی عینیت روایت­های داستانی است. باتوجه به اهمیت پیوستار مکانی- زمانی، این مقاله بر آن است تا ویژگی­های روایی زمان- مکان و سهم آن در واقعی­نمایی نخستین رمان­های فارسی را بررسی کند. به این منظور، در گام نخست، شیوه­های مواجهه با زمان- مکان داستانی از رمان­های نگاشته­شده در دهة اول 1300 شمسی استخراج و دسته­بندی شده است. زمان به کار گرفته شده در این رمان­ها، به لحاظ میزان ابهام و وضوح، در سه دستة کلی زمان مبهم، زمان صوری و زمان مشخص واقعگرا صورت­بندی شده و نسبت هرکدام با عینیت روایی سنجیده شده است. در این پژوهش، افزون بر بررسی نشانه­های زمانی صریح و نشان­دار، تلاش شده است تا زمانمندی متن با در نظر گرفتن زمان­های شاخص، وقایع تاریخی و متغیرهای اجتماعی ارزیابی شود. علی­رغم این­که نشانه­هاییاز پیوستار مکانی- زمانی واقعگرایانه را می­توان در نخستین رمان­ فارسی پی گرفت، نتایج پژوهش نشان می­دهد که زمانمندی نخستین رمان­های فارسی، فاقد سیر تاریخی منطقی است. اغراض آموزشی نگارش رمان و تمرکز بر مسائل انتقادی و اجتماعی، تمهیدات روایی و پیوستار مکانی- زمانی را در رمان این دوره کم­فروغ ساخته است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پیوستار زمانی- مکانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شاخص‌های زمانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عینیت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">واقع‌گرایی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رمان فارسی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">http://contemporarylit.ihcs.ac.ir/article_3279_ddc4798a8af941f40fdc3e5bf77181db.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی</PublisherName>
				<JournalTitle>ادبیات پارسی معاصر</JournalTitle>
				<Issn>2383-0549</Issn>
				<Volume>8</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>.</ArticleTitle>
<VernacularTitle>جلوۀ تحولات زبانی و قالبی در رباعی معاصر</VernacularTitle>
			<FirstPage>119</FirstPage>
			<LastPage>144</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">3280</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>غلامرضا</FirstName>
					<LastName>کافی</LastName>
<Affiliation>دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سیدمهدی</FirstName>
					<LastName>موسوی نیا</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سلمان فارسی کازرون نویسندۀ مسؤول</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2018</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">در ابتدای قرن اخیر شعر فارسی دستخوش تحولات ساختاری بسیاری قرار گرفت. این تحولات رفته­رفته شعر کلاسیک فارسی را دگرگون ساخت. می­توان گفت رباعی از قالب­هایی است که به دنبال جریان مزبور در دو دهۀ اخیر تحت تاثیر سنت­شکنی­های نوآورانه قرار گرفت. این تحولات گاه،  با ظرافت­های نوآورانه وگاه با بدعت­های صورت­مآبانه همراه بود. فرضیۀ نگارندگان آن است که رباعی معاصر به عنوان قالبی پیشتاز در نوآوری­های زبانی و قالبی، از این جهت قابل ملاحظه و بررسی است که نسبت به دیگر قالب­های شعر فارسی بیشتر مورد تصرف و تحول قرار گرفته است. لذا پرداختن به آن را ضرورت احساس کرده و بر آن شده تا با نمونه­آوری، این تصرفات را آشکار سازد. پژوهش حاضر با مطالعۀ شمار قابل توجهی از رباعیات معاصر و التفات به مجموعه رباعیات شاعران معاصر، این نوآوری­ها را استخراج و تحلیل کرده است. پس از مطالعه و بررسی روشن گردید که نوآوری در بافت رباعی بیشتر در یکی دو دهۀ اخیر صورت گرفته است. عدم رعایت قافیه به صورت عامدانه، استفاده از ردیف­های طولانی، درهم شکستن نظام قافیه و وزن به انحای مختلف، پهلو زدن­های عامدانه به زبان کوچه و بازار، دیگرگونه نویسی، کاربست واژگان امروزی و علائم نگارشی و ... از تصرفاتی است که در رباعی معاصر به چشم می­خورد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شعر کوتاه فارسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رباعی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رباعی معاصر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تحولات زبانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تحولات قالبی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">http://contemporarylit.ihcs.ac.ir/article_3280_8716cbe4b9d56f7c84694cda210564a9.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی</PublisherName>
				<JournalTitle>ادبیات پارسی معاصر</JournalTitle>
				<Issn>2383-0549</Issn>
				<Volume>8</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>.</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تصویر دانشجویان در داستان‌های کوتاه قبل از انقلاب اسلامی (از دهه بیست تا پنجاه شمسی)</VernacularTitle>
			<FirstPage>145</FirstPage>
			<LastPage>165</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">3271</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سعید</FirstName>
					<LastName>کریمی قره‌بابا</LastName>
<Affiliation>استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2018</Year>
					<Month>04</Month>
					<Day>09</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">دانشجویان به عنوان یکی از اقشار نوظهور‌‌ در جامعه ایران تلقی می‌شوند که از نخستین سال‌های تأسیس دانشگاه به منزله نمادی از تجدد و طبقه متوسط شناخته شده‌اند. آنان به دلیل توسعه نامتوازن صورت گرفته در دوران پهلوی هم با سنت در تعارض بوده‌اند و هم با تجدد. هدف از پژوهش کتاب‌خانه‌ای حاضر بررسی نوع نگاه نویسندگان به منش و کنش دانشجویان در داستان‌های کوتاه دهه‌های بیست تا پنجاه شمسی است. با مطالعه این داستان‌ها با سه دسته از دانشجویان مواجه می‌شویم: مبارزان آرمان‌خواه، فردگرایان مأیوس و امیدواران واقع‌بین. هر نویسنده‌ای با توجه به خاستگاه فکری‌اش شخصیت دانشجویان را به شکلی توصیف می‌کند. برای مثال از آنجا که صادقی و ساعدی تحت تأثیر گرایش‌های نهیلیستی قرار دارند، دانشجویان داستان‌های آنان نیز از ایجاد هر گونه تغییر فردی و اجتماعی‌ اظهار ناامیدی می‌کنند. این دسته از دانشجویان رؤیاهای خود را از دست داده‌ و مأیوس و منزوی شده و نهایتاَ  دچار رخوت و عطلت گشته‌اند. انحرافات اخلاقی، اعتیاد و تمایل به خودکشی نیز برخی از رفتارهای شایع این طیف از دانشجویان است ولی از سوی دیگر دانشجویانِ به تصویر کشیده شده در داستان‌های بزرگ علوی و نادر ابراهیمی آرمان‌خواه و پرتحرک‌اند و مبارزات تشکیلاتی- سیاسی را علیه رژیم سامان می‌دهند. سیمین دانشور و گلی ترقی در میانه این دو جریان ایستاده‌اند و دانشجویان داستان‌های آن دو، تلاش می‌ورزند که از انفعال خارج شده و به رشد و پویایی دست یابند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دانشجو</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دانشگاه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">داستان کوتاه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ناامیدی و مبارزه سیاسی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">http://contemporarylit.ihcs.ac.ir/article_3271_28dcd3f092375a1ec507a0687bc2e5da.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی</PublisherName>
				<JournalTitle>ادبیات پارسی معاصر</JournalTitle>
				<Issn>2383-0549</Issn>
				<Volume>8</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>.</ArticleTitle>
<VernacularTitle>سکوت و حذف روایی و پیوند آن با شیوۀ روایتگری، فرم و شگردهای روایی در رمان رود راوی</VernacularTitle>
			<FirstPage>167</FirstPage>
			<LastPage>193</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">3270</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>قدرت</FirstName>
					<LastName>قاسمی پور</LastName>
<Affiliation>دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید چمران اهواز</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>نصرالله</FirstName>
					<LastName>امامی</LastName>
<Affiliation>استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهیدچمران اهواز</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>طاهره</FirstName>
					<LastName>جوشکی</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید چمران اهواز</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2018</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>24</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">روایت به مثابه یک گفتمان، از بخش‌های ناگفته و گفته‌شده تشکیل شده است. ناگفته‌ها‌ یا سکوت‌ها‌، به حذف‌ها، غیاب‌ها، گسست‌ها یا خلاءهای معنادار و دلالت‌مند در روایت اشاره دارد. در مباحث روایت‌شناسی ساختگرا، به سکوت روایی کمتر پرداخته شده است. با این حال برخی از مباحث روایت‌شناسی با مفهوم سکوت و حذف روایی پیوندی تنگاتنگ دارند. در این پژوهش، با روشی مبنایی‌تحلیلی و با بهره‌گیری از مباحث روایت‌شناسی، رمان پیچیدۀ &lt;em&gt;رود راوی&lt;/em&gt; از منظر سکوت روایی تحلیل شده است. در تحلیل رمان، از برخی مباحث روایت‌شناسی‌ مانند شیوۀ روایتگری، میزان اعتماد‌پذیری‌ راوی، طیف حضور راوی در داستان، انواع فاصله، شیوه‌های اطلاع‌رسانی و نوسان در آن‌ها، انگیزۀ راوی، روایت باواسطه یا چندلایه، مبحث دیرش و نیز مفهوم فرم‌ بهره گرفته شده و پیوند آن‌ها در این رمان با سکوت و حذف روایی واکاوی شده است. راوی فریب‌کار این رمان، در جهت انگیزۀ روایی خود، شگردهای روایی مختلفی را به کار می‌گیرد یا ایجاد می‌کند تا حذف‌ها و سکوت‌های روایت را بپوشاند یا موجه جلوه دهد و وجوه اعتماد‌ناپذیری خود را پنهان کند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سکوت روایی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حذف</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عناصر روایت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شگردهای روایی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رود راوی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">http://contemporarylit.ihcs.ac.ir/article_3270_e94b81685029b0465d28ad9d84e4a184.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی</PublisherName>
				<JournalTitle>ادبیات پارسی معاصر</JournalTitle>
				<Issn>2383-0549</Issn>
				<Volume>8</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>.</ArticleTitle>
<VernacularTitle>معشوق ایده آل، معشوق- مادر (بررسی لکانی عشق در شعر «بر سرمای درونِ» احمد شاملو)</VernacularTitle>
			<FirstPage>195</FirstPage>
			<LastPage>220</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">3281</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>نرگس</FirstName>
					<LastName>مرادی</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>علی</FirstName>
					<LastName>تسلیمی</LastName>
<Affiliation>دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد علی</FirstName>
					<LastName>خزانه دارلو</LastName>
<Affiliation>دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2018</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>06</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">مقالة حاضر، مفهوم عشق را مطابق با مدل نظری لکان در شعر «بر سرمایِ درون» سرودة احمد شاملو بررسی می‌کند. لکان، علاوه بر دو ساحت «نمادین» و «خیالی» که پیش از او فروید بدان پرداخته بود، ساحت جدیدی می‌افزاید که همان امر«واقع» است. ازنظر او عشق، متعلق به امر واقع است و ما تنها قادریم عشق را در ساحت نمادین تجربه کنیم؛ بنابراین تجربه ما از عشق، تجربه‌ای ناقص است؛ چراکه ما در امر نمادین دچار فقدان هستیم. لکان از دیگر سو «دیگری بزرگ» را نیز وارد این نظریه می‌کند؛ بدین معنا که ما در عشق به یک معشوق واقعی، هم‌زمان در ورای او به چیزی بزرگ‌تر عشق می‌ورزیم. چیزی که غیرممکن می‌نماید و همواره از دالی به دال دیگر درحرکت است، بدون آنکه به مدلول مشخصی برسد. در این شعر، شاملو میل به مادر را که میل به محارم است به خاطر ترس از «اختگی»، سرکوب می‌کند و به ناخودآگاه می‌فرستد؛ اما این میل هیچ‌گاه او را رها نمی‌سازد. بنابراین از فرایند «جابجایی» استفاده می‌کند. میل به مادر را متعالی و تلطیف (تصعید) می‌کند و ابژة دیگری کوچک «معشوق» را جایگزین معشوق-مادر در امر خیالی می‌کند. سوژه/ شاعر می‌خواهد در این رابطة عاشقانه، نقش و جایگاه معشوق را داشته باشد و آزاد و بی‌قید و رها باشد. عشقی از نوع «اکیپ» که محبتی یک‌سویه، مراقبت گونه، نارسیسی و به سود خویش است؛ ترکیبی از «اِروس» و «اِستورگ». سوژه/ شاعر، دسترس‌ناپذیری معشوق گمشده را نمی‌پذیرد تا به ساحت نمادین و سمبولیک لکانی وارد شود. پناه بردن سوژه به عشق به‌نوعی پشت پا زدن به «قانون پدر»، اجتماع و جهان سمبولیک لکانی است. او دنیای پر از تنهایی و انزوا را برمی‌گزیند و در این راه خواننده را با خود همراه می‌کند و اشتیاق و آرزو را در او نیز برمی‌انگیزد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">لکان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شاملو</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">«بر سرمای درون»</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">معشوق</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">http://contemporarylit.ihcs.ac.ir/article_3281_ad603960c09eb56a8d0d0096af90b2b9.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی</PublisherName>
				<JournalTitle>ادبیات پارسی معاصر</JournalTitle>
				<Issn>2383-0549</Issn>
				<Volume>8</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>.</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تحلیل شخصیت‎های رمان «سمفونی مردگان» بر مبنای دیدگاه فروید دربارۀ غرایز «نهاد»</VernacularTitle>
			<FirstPage>221</FirstPage>
			<LastPage>243</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">3282</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>فواد</FirstName>
					<LastName>مولودی</LastName>
<Affiliation>استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، پژوهشکدۀ تحقیق و توسعۀ علوم انسانی (سازمان سمت)</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2018</Year>
					<Month>04</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">    مقالۀ حاضر تحلیل و درون‎کاوی دو شخصیّت اصلی رمان سمفونی مردگان(آیدین و اورهان اورخانی) بر اساس نظریۀ فروید در باب غرایز «نهاد» است.  &lt;em&gt;فروید&lt;/em&gt; غرایزِ «نهاد» را به دو دسته تقسیم می‎کرد: غریزۀ زندگی و غریزۀ مرگ. غریزۀ زندگی  بر اساس اصل لذّت عمل می‎کند و انرژی روانی‎ای که آشکار می‎کند «لیبیدو» است. لیبیدو می‎تواند جذب یا صرف یک شیء یا هدف شود؛ مفهومی که &lt;em&gt;فروید&lt;/em&gt; آن را نیروگذاری روانی می‎نامید. ارضای غریزۀ زندگی می تواند به کسب لذّت و تعویق بیشتر غریزۀ مرگ منجرشود؛ امّا عدم ارضای آن و شکست در نیروگذاریِ لیبیدو &quot;به ویژه در نخستین ابژۀ عشق (love object)، مادر&quot; زخم‎هایی دایمی رابر جای می‎گذارد. در این فرایند بخشی از نیروی لیبیدویِ سرمایه‎گذاری شدۀ مستقر در «خود»، با ازدست‎دادن ابژۀ عشق، نافرجام و بی‎هدف باقی می‎ماند و تغییر ماهیّت می‎دهد. در این حالت لذّت به عدم لذت و نیروی زاینده به نیروی ویرانگری که در خدمت غریزۀ مرگ است تبدیل می‎شود. پس از طرح اجمالی مفاهیم و مقولات فرویدی دربارۀ غرایز «نهاد»، با مداقّه در فضای رمان و کشف ارتباط زیرساختی تمام بخش‎ها و عناصر آن، و نیز با تفسیر روانکاوانۀ نشانه‎های دلالتگر رمان به این نتیجه رسیده‎ایم که فضای غالب ِمرگ در رمان «سمفونی مردگان» نشأت گرفته از غلبۀ غریزۀ مرگ در روان &lt;em&gt;اورهان&lt;/em&gt; است و اوست که مراحل رشد روانی خود را به سلامت طی نکرده‌ و در مرحلۀ پیشا‎ادیپی تثبیت شده‎است. در مقابل، &lt;em&gt;آیدین&lt;/em&gt; تجسم سوژگی و فاعلیت و «خود» ساختارمند است.در این مقاله نشان داده‎ایم که برخلاف برخی از پژوهش‎های انجام گرفته دربارۀ این رمان، غلبۀ غریزۀ زندگی در آیدین سبب شده است که او مراحل رشد روانیش را به سلامت طی کند[i].&lt;br /&gt; &lt;br clear=&quot;all&quot; /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;strong&gt;پی&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;‎&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;نوشت&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;‎&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ها&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; [i] . مقالۀ حاضر نقدی آسیب‎شناسانه بر مقالۀ « تحلیل روانکاوانۀ شخصیت‎های رمان سمفونی مردگان» از محبوبه اظهری و سهیلا صلاحی مقدم (ادبیات پارسی معاصر، سال دوم، شمارۀ دوم، پاییز و زمستان 91، صص1ـ17) است. در آن مقاله، پس از طرح مباحثی مفصّل دربارۀ تحلیل روانی دو شخصیت اصلی رمان، نتیجه گرفته‎اند که: «آیدین و اورهان دچار روان‎رنجوری‎های متعدّدند و در موارد بحرانی دچار روان‎گسیختگی می‎شوند. ریشۀ بیشتر بیماری‎ها و اختلالات آن‎ها در کودکی‎شان (تولّد تا هفت سالگی) است...هر دو برادر در محیط نامناسب عاطفی رشد کرده‎اند. آیدین نتوانسته عقدۀ ادیپ خود را در کودکی، به علت وجود پدر خودکامه و مادر تحت ستم، حل کند...آیدین، که در همۀ عمر تحت فشارهای پدر جبار بوده، کم کم دچار افسردگی و درماندگی می‎شود...اورهان نیز همانند برادر بزرگ‎تر خود دچار روان رنجوری‎های متعدّد است. او نیز نتوانسته رشد روانی جنسی خود را به سلامت پشت سر بگذارد...» (اظهری و صلاحی مقدم، 1391: 15). در مقالۀ حاضر، چنان که خواهیم دید، در خوانشی متفاوت از رمان و با توجّهی ساختاری به نظریۀ فروید نشان می‎دهیم که تقابل اورهان و آیدین، در واقع، تقابل غریزۀ مرگ و غریزۀ زندگی یا به تعبیر بهتر تقابل روان‎رنجوری و سلامت روان است؛ و هر آنچه که دربارۀ روان‎رنجوری آیدین در مقالۀ فوق آمده است به دلیل اشتباه در درک مفاهیم فرویدی و برداشت غیرساختارمند و تکه‎تکه از دستگاه فکری او، و نیز به دلیل کم‎توجّهی به شواهد متعدّد متنی در روساخت داستان و اشارات دلالتگر به زیرساخت آن (پیرنگ استعاری و حذفی متن) بوده است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سمفونی مردگان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فروید</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شخصیت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مرگ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">غریزه</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">http://contemporarylit.ihcs.ac.ir/article_3282_622bf382c578f2589f8374e347057de6.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
