<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی</PublisherName>
				<JournalTitle>ادبیات پارسی معاصر</JournalTitle>
				<Issn>2383-0549</Issn>
				<Volume>5</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>.</ArticleTitle>
<VernacularTitle>قدرت و ژانرهای ادبی (نگاهی تبارشناسانه به پیدایش داستان‌های جنایی/ کارآگاهی در دورۀ معاصر)</VernacularTitle>
			<FirstPage>1</FirstPage>
			<LastPage>19</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2199</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>عیسی</FirstName>
					<LastName>امن خانی</LastName>
<Affiliation>استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گلستان</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>معصومه</FirstName>
					<LastName>زواریان</LastName>
<Affiliation>پژوهشگر پژوهشگاه علوم انتظامی و مطالعات اجتماعی و مترجم</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2015</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>24</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">ژانر جنایی/کارآگاهی یکی از ژانرهای ادبی­ای است که می­توان پیدایش آن را به گفتمان مدرن نسبت داده، از ارتباط این دو با یکدیگر سخن گفت چرا که میان عناصر اصلی داستان­های جنایی/کارآگاهی (کارآگاه، توجه به جزئیات و ...) با گفتمان مدرن و نظام معرفت شناسی آن ، تجربه­گرایی (پوزیتیویسم)، ارتباط معناداری وجود دارد تا آنجا که می­توان  این ژانر ادبی و عناصر آن را انعکاس دهندۀ گفتمان مدرن و نظام معرفت شناختی آن ، تجربه­گرایی ، دانست. &lt;br /&gt;اما نباید ارتباط این دو (ژانر جنایی/کارآگاهی و گفتمان مدرن و نظام معرفت شناختی آن یعنی تجربه­گرایی ) را ارتباطی یکسویه دانست؛ اگر با دیدی تبارشناسانه به ارتباط این دو بنگریم، خواهیم دید که ژانر جنایی/کارآگاهی ـ که خود محصول مدرنیته و نظام معرفت شناسی آن است ـ با القاء این باور که تنها راه رسیدن به حقیقت (شناسایی مجرم) استفاده و کاربست روش­های تجربه­گرایی است، به طرد سایر نظام­های معرفت شناختی رقیب پرداخته، سبب استیلا و سلطۀ گفتمان مدرن و نظام معرفت شناختی آن می شود. به تعبیری دیگر تبارشناسی ژانر جنایی/کارآگاهی خبر از پیوندی ناگسستنی میان قدرت و ژانرهای ادبی می­دهد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ژانر جنایی/کارآگاهی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گفتمان مدرن</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تجربه‌گرایی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تبارشناسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قدرت</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">http://contemporarylit.ihcs.ac.ir/article_2199_486eedf770ca397706eeb9d5a0d1d6fe.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی</PublisherName>
				<JournalTitle>ادبیات پارسی معاصر</JournalTitle>
				<Issn>2383-0549</Issn>
				<Volume>5</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>.</ArticleTitle>
<VernacularTitle>«تحلیل ساختاری شعر هزارة دوم آهوی کوهی»</VernacularTitle>
			<FirstPage>21</FirstPage>
			<LastPage>44</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2200</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>غلامرضا</FirstName>
					<LastName>پیروز</LastName>
<Affiliation>دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>احمد</FirstName>
					<LastName>خلیلی</LastName>
<Affiliation>دانش آموختة دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2015</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>27</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">    شعر «هزارة دوم آهوی کوهی» یکی از اشعار محمد­رضا شفیعی­کدکنی است که شاعر سعی کرده است در آن، با استفاده از زبان ادبی فاخر، تناسب محکمی میان صورت و محتوا ایجاد کند. اصولا شعر، یک نیاز درونی است که در زبان شکل می­گیرد و به فعلیت می­رسد. زبانی که از امکانات و عناصر خاصی بهره برده و به درجة هنری رسیده است. در سایة کاربست همین عناصر و امکانات است که ساختار شعر، شکل می­گیرد. بررسی ساختاری یک اثر ادبی به معنی بررسی مجموعة اجزا و عواملی است که کلّیت آن اثر را به وجود آورده است. در این مقاله با روشی تحلیلی - توصیفی به مولفه­های تکرار، انسجام و روایت در شعر «هزارة دوم آهوی کوهی» پرداخته شده است تا نقش روابط موجود بر عناصر ساختاری این شعر که دلالت کلّی این شعر را ساخته­اند، تبیین و از این طریق مهم­ترین ویژگی­های ساختاری این شعر نشان داده شود. نتیجة پژوهش بیانگر این است که شاعر با کمک گرفتن از این اصول، زبان شعری خود را از زبان عادی متمایز ساخته و با استفاده از این تمهیدات زیباشناختی، وحدت خاصی میان صورت و محتوای شعر برقرار ساخته است. راز مقبولیت شعر «هزارة دوم آهوی کوهی» در استفادة بجا و مناسب از همین روابط ساختاری در کلیّت شعر است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ساختار</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تکرار</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">انسجام</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">روایت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شفیعی‌کدکنی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هزارة دوم آهوی کوهی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">http://contemporarylit.ihcs.ac.ir/article_2200_2f7bec11b5b676784bd7fcdf20b33866.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی</PublisherName>
				<JournalTitle>ادبیات پارسی معاصر</JournalTitle>
				<Issn>2383-0549</Issn>
				<Volume>5</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>.</ArticleTitle>
<VernacularTitle>«جامعه‌شناسی رمان خاله‌بازی از بلقیس سلیمانی بر مبنای نظریّۀ &quot;پی‌یر بوردیو&quot;»</VernacularTitle>
			<FirstPage>45</FirstPage>
			<LastPage>65</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2201</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مهدی</FirstName>
					<LastName>خادمی کولایی</LastName>
<Affiliation>استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه پیام نور</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مجید</FirstName>
					<LastName>سرمدی</LastName>
<Affiliation>استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه پیام نور</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>فاطمه</FirstName>
					<LastName>زمانی کارمزدی</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه پیام نور</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2015</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>29</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>..</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">     بازخوانی آثار ادبی با رویکردهای تازه به پویایی فضای جامعۀ ادبی می­انجامد. نقد جامعه­شناسی در عرصۀ ادبیّات، به بررسی تأثیر متقابل ادبیّات و جامعه بر یکدیگر می­پردازد و با تحلیل این تأثیر و تأثّرها، راهی نوین در برابر کسانی قرار می­دهد که دغدغۀ اصلی ذهن آن­ها شناخت انسان و جامعۀ جدید انسانی است. نگرش جامعه­شناسانه به رمان با رویکرد جامعه­شناسی زنان، منظری نسبتاً نوپدید است که از قابلیّت وگنجایی چشم­گیری برای بحث‌های نوین و جذّاب در این زمینه برخوردار است. نگارندگان از این نظرگاه و با تکیه بر دیدگاه­های «پی­یر بوردیو»، نظریّه­پرداز و منتقد فرانسوی، به بررسی رمان &lt;strong&gt;&lt;em&gt;خاله­بازی&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt; از بلقیس سلیمانی پرداخته­اند. سلیمانی در این رمان با نگاهی واقع­گرایانه و در عین حال انتقادی به مسایل اجتماعی و فرهنگی ایران، خصوصاً وضعیّت زنان در دهۀ شصت و قبل از آن می­پردازد. روش تحقیق این مقاله، توصیفی - تحلیلی و بهره­ور از دیدگاه جامعه­شناسی بر پایۀ مکتب انتقادی پی­یر بوردیو است. در رابطۀ دیالکتیکیِ عاملیّت و ساختارِ بوردیو در کنشِ افراد این داستان، بیشتر بازتولید ساختارهای ثابت فرهنگی وجود دارد؛ امّا در پایان رمان، شاهد تولید ساختاری جدید از سوی یکی از شخصیّت­های اصلی آن هستیم. همچنین مفاهیم بازتاب یافته در رمان &lt;strong&gt;&lt;em&gt;خاله­بازی&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt; ناظر بر آن است که نویسندۀ آن – خواسته یا ناخواسته - با نگاهی به جامعه در بستر اسطوره­ای، تاریخی، پیشامدرن، مدرن و پسامدرن و مقایسۀ ضمنی آن‌ها با یکدیگر، رابطۀ دیالکتیکی عاملیّت و ساختار بوردیو را تأیید می‌کند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جامعه‌شناسی رمان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پی‌یر بوردیو</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بازتولید ساختار</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بلقیس سلیمانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">خاله‌بازی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">http://contemporarylit.ihcs.ac.ir/article_2201_707aba550a2f39f6b9b48e4c99d5617e.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی</PublisherName>
				<JournalTitle>ادبیات پارسی معاصر</JournalTitle>
				<Issn>2383-0549</Issn>
				<Volume>5</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>06</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>.</ArticleTitle>
<VernacularTitle>«تحلیل نشانه‌شناختی گفتگو در فیلمنامة داستانی دوازده رخ هوشنگ گلشیری»</VernacularTitle>
			<FirstPage>68</FirstPage>
			<LastPage>87</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2202</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محمدعلی</FirstName>
					<LastName>خزانه دارلو</LastName>
<Affiliation>دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان،</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>فائقه</FirstName>
					<LastName>عبدالهیان</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2015</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">به رغم اهمیت فیلمنامة داستانی و توجه پژوهشگران ادبی بر اولویت آن و خواندن آن همچون گونه‌ای از داستان روایی، این عرصه کمتر مورد نقد و تحلیل علمی قرار گرفته است. این مقاله بر آن است تا با توجه به جنبه‌های کاربردی نظریات گردآوری شدة کر الام در نشانه‌شناسی متن با تمرکز بر عنصر گفتگو و عوامل بافتی بیش از عرصه‌های دیگر در آن و بررسی اصولی چون؛ نظام نشانه‌ای فرا زبان (رمزگان مشترک، لهجة فردی، محدودیت زبان)، جهت‌گیری اشاره‌ای، صنایع بلاغی، تضمین دریافت و اصول مکالمه گرایس به تحلیل نشانه‌شناختی فیلمنامة داستانی دوازده رخ هوشنگ گلشیری بپردازد. داشتن نقش محوری کارکردهای نشانه‌ای گفتگو در این فیلمنامه آن را به اثری حائز اهمیت برای بررسی‌های نشانه‌شناختی اشاره شده تبدیل کرده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد شخصیت آقاجان در گفتگو با سایر شخصیتهای فیلمنامه علی‌رغم حضور فعالانه در گفتگو و درک شنونده و موقعیت گفتگوها (جهت‌گیری‌های اشاره‌ای) با زمینه‌سازی برای ایجاد نظام فرازبان با دو زیر مجموعة رمزگان و محدودیت زبان، نقض اصول مکالمه گرایس در چهار زمینة کمیت، کیفیت، ارتباط و شیوه، استفاده از صنایع بلاغی در چهار مورد (: این رانندة احمق، رستم، ‌پیران و گم شدن)، بر آن است تا نشان دهد که چگونه با آشکارا ناقص کردن یا ناکامل بودن گفتار خود به بیش از آنچه گفته است نظر دارد ولی شخصیت‌های دیگر نمی‌توانند معنایی را که در ظاهر کلمات او وجود ندارد درک کنند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نشانه‌شناسی گفتمانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ادبیات معاصر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فیلمنامة داستانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گفتگو</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دوازده رخ</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">http://contemporarylit.ihcs.ac.ir/article_2202_e439656b0b91fcc3fab1a785a5f0df39.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی</PublisherName>
				<JournalTitle>ادبیات پارسی معاصر</JournalTitle>
				<Issn>2383-0549</Issn>
				<Volume>5</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>06</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>.</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسیِ مؤلفه‌های زمانِ روایی در رمان «جزیرة سرگردانی» و «ساربان سرگردان» سیمین دانشور</VernacularTitle>
			<FirstPage>89</FirstPage>
			<LastPage>111</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2203</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>جلیل</FirstName>
					<LastName>شاکری</LastName>
<Affiliation>استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه ولی عصر رفسنجان</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سعید</FirstName>
					<LastName>رمشکی</LastName>
<Affiliation>کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه ولی عصر رفسنجان</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2015</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">    زمان روایی یا به تعبیر ژِرار ژِنت زمان داستانی، در انتقال مفاهیم، شخصیّت­پردازی و توصیف نقشی غیر قابل انکار دارد. استفادة از مؤلفه‌های زمان روایی و لایه­های مختلف زمان، از بارزترین ویژگی­های رمان دو جلدی سیمین دانشور به شمار می­رود. در این پژوهش، نویسندگان با روش استقرایی، مؤلفه­های زمان روایی را در سه مقولۀ نظم، تَداوم و بَسامد در رمان دو جلدی «جزیرة سرگردانی» و «ساربان سرگردان» سیمین دانشور مورد بحث و بررسی قرار داده­اند. تحلیل این دو رمان، نشان می‏دهد که زمانِ کرنولوژیک جاری در کل اثر، حوادث و اتفاقات حدود چهار سال زندگی اشخاص رمان را دربرمی‌گیرد. گذشته‏نگری به عنوان وجهِ غالب داستان، ابزار اصلی سبک روایی نویسنده به‌شمار‌ می‏رود که در این بین گذشته‏نگری درونی، با مرور ذهنیِ خاطرات شخصیّت‌های اصلی، اغلب برای ترسیم روابط بین شخصیّت‏ها و کُنش فردی و اجتماعی‏شان استفاده شده‌ است. زمان‏پریشی آینده‏نگر گرچه سهم اندکی در دو رمان مذکور دارد اما تصویرگر آشفتگی‏های روحی و دغدغه‏های شخصّیت‏های داستان است. شتاب مثبت که اصلی‏ترین مؤلفۀ آن در داستان‏ها، گفتگو است، دانشور از آن به بهترین شکل برای نشان دادن حالات درونی شخصیّت‏ها استفاده می‏کند. بسامد مفرد، دیگر عنصر روایی غالب در رمان است که منجر به شتاب مثبت‏ شده است. بسامد مکرر و بسامد بازگو نیز برای تأکید بر عادات و ویژگی‏های شخصیّتی در دست نویسنده است.
 </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">روایت‌شناسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ژرار ژنت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سیمین دانشور</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جزیرة سرگردانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ساربان سرگردان</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">http://contemporarylit.ihcs.ac.ir/article_2203_7707c99f0c72440bc0d220b6806ab7b8.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی</PublisherName>
				<JournalTitle>ادبیات پارسی معاصر</JournalTitle>
				<Issn>2383-0549</Issn>
				<Volume>5</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>06</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>.</ArticleTitle>
<VernacularTitle>خوانشی بوم‌گرایانه از داستان کوتاه «درخت گلابی» نوشته‌ی گلی ترقی</VernacularTitle>
			<FirstPage>113</FirstPage>
			<LastPage>127</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2205</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>نوذر</FirstName>
					<LastName>نیازی</LastName>
<Affiliation>استادیار گروه زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه لرستان</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2015</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>06</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">«درخت گلابی»، داستانی که داریوش مهرجویی آن را به پرده‌ی سینما برد، از بهترین داستان‌های گُلی ترقی نویسنده‌ی تأثیرگذار معاصر ایرانی است. شخصیت اصلی داستان که خود را نویسنده و فیلسوف قلمداد می‌کند چهل سال را بی‌وقفه به فعالیت علمی‌ و سیاسی محض پرداخته و با این‌که شهرتی برای خود به دست آورده است، اکنون چشمه‌ی خلاقیت‌اش خشکیده و با حالتی سرخورده و نگران به باغ دماوند کودکی‌اش پناه آورده ‌تا، شاید در خلوت و آرامش آن باغ زیبا بتواند آخرین کتابش را بنویسد. نویسنده در این داستان، با برجسته‌سازی نقش  درخت گلابی به عنوان نماد طبیعت و تأثیر آن بر روان و اندیشۀ شخصیت اصلی، با نگرشی بوم‌گرایانه سعی در بازتعریف طبیعت و رابطه انسان با آن دارد. نقدهای موجود از داستان بیش‌تر تکیه‌ بر جنبه‌های محض فلسفی و روانکاوانۀ آن دارند، درحالی‌که واکنش‌ها، حساسیت‌ها و درکی که نویسنده نسبت به طبیعت و محیط طبیعی نشان می‌دهد، تاکنون در کانون توجه قرار نگرفته‌ است. بنابراین، خوانشی بوم‌گرایانه Ecocritical)) از داستان می‌‌تواند لایۀ دیگری از معناهای نقب نزده‌ی متن را بنمایاند</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نقد بوم‌گرا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گلی ترقی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">درخت گلابی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">http://contemporarylit.ihcs.ac.ir/article_2205_683a2468e4f43c827ae6f6e5e4a24fc4.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
