<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی</PublisherName>
				<JournalTitle>ادبیات پارسی معاصر</JournalTitle>
				<Issn>2383-0549</Issn>
				<Volume>7</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2018</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>.</ArticleTitle>
<VernacularTitle>نمودهای مفهوم «دیگری‌» در اشعار فروغ فرخ‌زاد</VernacularTitle>
			<FirstPage>125</FirstPage>
			<LastPage>149</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">3080</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>فرزاد</FirstName>
					<LastName>بالو</LastName>
<Affiliation>استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران،</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ُسیده مائده</FirstName>
					<LastName>واقعه دشتی</LastName>
<Affiliation>کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2007</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">بازشناسی من و جهان، از طریق دیگری، یکی از مفاهیم بنیادین گفتمان تقابلی غرب را شکل می­دهد، چرا که خودی فرضیه­ی خویشتن­شناسی آدمی است و عینیت بخشیدن به آن­چه در درون خودی وجود دارد، با حضور دیگری تبلور می­یابد. از این روست که سپهر اندیشگی ”دیگری“در حوزه­های ­جامعه­شناسی­، ادبیات، و فلسفه بسط یافته است. در این پژوهش، ابتدا سیر فکری و تاریخی مفهوم دگربودگی از نظر اندیشه­ورانی چون هوسرل، هایدگر، لویناس، باختین، و کریستوا ارائه می­شود. سپس، با روش تحلیل و توصیف محتوا، رهیافت­های دگرانگاری در اشعار فرخ­زاد بازنمایی می­گردد تا روند دیگرآیینی در اشعارش نشان داده شود. در این راستا، مرزهای دیگری و من، براساس کنش­های آن­ها، طبقه­بندی می­شوند که از جمله­ی آن­ها می­توان به ”معشوق به­مثابه­ی دیگری“، ”زن به­مثابه­ی دیگری“، ”دیگری آرمانی“، و... اشاره کرد. در نتیجه­ی این بررسی آشکار می­شود که شاعر با استفاده از ­حضور و غیاب خود و دیگری، فرضیه­های مرتبط با ­دیگری جنسیتی را در اشعارش نمایان می­سازد. او با استفاده از ادبیات زنانه­ می­کوشد بر جامعه و فرهنگ مردسالارانه بشورد. آن­چه در تحلیل شعر فروغ، با پیش فرض غیریت/دیگری قابل تامل به­نظر می­رسد، این است که دیگری هنگامی به حاشیه رانده می­شود که شاعر از شگرد حدیث نفس یا خودسرایی استفاده می­کند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">خود</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دیگری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">غیاب</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حضور</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فروغ فرخ‌زاد</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">http://contemporarylit.ihcs.ac.ir/article_3080_a42c8d821f786fed4542ac1966d5883a.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
